در حالي که رئيسجمهوري آمريکا بعد از هدف قرار دادن پايگاه کتائب حزبا... و به شهادت رساندن شماري از نيروهاي محور مقاومت، در مراسم آغاز سال نو اعلام کرده بود که قصد افزايش تنشها با ايران را ندارد، اما در اقدام خصمانه و تنشزاي ديگر، پهپادهاي اين کشور فرمانده سپاه قدس ايران را در کشور دوست و همسايه، عراق هدف قرار دادند و به شهادت رساندند. بعد از اين حمله، مقامات آمريکايي در اقدامي بزدلانه از همه شهروندان آمريکايي و حتي نيروهاي ناتو خواستند که به سرعت خاک عراق را ترک کنند و وزير امور خارجه اين کشور نيز با دستپاچگي و نگراني از خشم ايران، اعلام کرد که قصد افزايش تنشها و درگيري نظامي با ايران را ندارد. اما در مقطعي که آمريکا به انتخابات رياست جمهوري نزديک ميشود و دونالد ترامپ هم به اين نکته واقف است که آغاز جنگي ديگر در خاورميانه به نقطهاي سياه در پرونده او تبديل ميشود که حتي در صورت رهايي از بحران استيضاح، باز هم امکان انتخاب مجددش را کاهش ميدهد، چرا بايد دست به چنين اقدامي بزند؟ پاسخ شايد در بحرانهاي داخلي آمريکا، وضعيت نااميدکننده ترامپ در رقابتهاي سياسي باشد. در واقع بعد از جدي شدن مساله استيضاح، رئيسجمهور به شدت از طرف منتقدان دموکرات خويش مورد حمله قرار گرفت و بخش زيادي از اعتبار و پايگاه مردمي خود را از دست داد. در نتيجه وي نيازمند ايجاد يک بحران خارجي و نمايش قدرت و اقتدار در آن بود تا بتواند در نقش يک ناجي به مردم آمريکا، جمهوريخواهان و لابي صهيونيستي نشان دهد که او تحت هر شرايطي قدرت و ابهت آمريکا را در اولويت سياستهاي خود قرار ميدهد. کما اينکه بعد از شهادت سردار سليماني، بسياري از مقامات جمهوريخواه آمريکا و همچنين بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي از اين تصميم رئيسجمهوري آمريکا حمايت کردند. با اين وجود، موضعگيري وزير امور خارجه آمريکا و خروج سريع نيروهاي آمريکايي از منطقه نشان ميدهد اين اقدام تروريستي سياستي برنامهريزي شده در جهت يک استراتژي جديد امنيتي نبوده و ايالات متحده قصد تغيير رويکرد نسبت به جمهوري اسلامي ايران و ايجاد يک درگيري تمام عيار و جنگ عليه کشورمان را ندارد، بلکه تنها يک سياست تاکتيکي در راستاي منافع شخصي و حزبي ترامپ بوده است. همانگونه که دموکراتهاي آمريکايي نيز اذعان کردهاند، اقدام مذبوحانه آمريکا در ترور يک فرمانده ارشد ايراني نميتواند بيپاسخ بماند و قطعا معادلات امنيتي در منطقه خليج فارس و چه بسا کل خاورميانه را تغيير خواهد داد. شهادت سردار سليماني قلب و روح مردم ايران و نيروهاي مقاومت را جريحهدار کرده و همه بيصبرانه منتظر پاسخ هستند. در حال حاضر شهرها و مکانهاي ديپلماتيک و مهم آمريکا در داخل و خارج اين کشور در بالاترين سطح وضعيت هشدار امنيتي قرار گرفتهاند تا از اقدامات تلافيجويانه احتمالي ايران محفوظ بمانند، قرار گرفتن مردم آمريکا در چنين وضعيت امنيتي آن هم در نخستين روزهاي سال نوي ميلادي که قرار بود زمان تفريح و استراحت آنها باشد، به خودي خود اشتباهبودن اين سياست را نشان ميدهد و پيشاپيش تنبيهي براي مقامات و مردم اين کشور خواهد بود. تا زماني که آنها در دلهره نتايج تصميمات اشتباه خود بسر ميبرند، مقامات امنيتي، نظامي و دستگاه سياست خارجي کشورمان اين فرصت را دارند که فارغ از احساسات و دستپاچگي به همه پاسخهاي ممکن به اين حمله بينديشند و تصميم بگيرند که کدام يک منافع و امنيت بيشتري را نصيب ملت داغدار و رنج ديده ايران خواهد کرد. پاسخ ايران ميتواند شامل انتقام نظامي باشد که البته نظاميان و مقامات امنيتي بايد در مورد آن اظهار نظر کنند، اما بيشک راههاي ديگري نيز براي محکوم و پاسخگو کردن دولت ياغي آمريکا وجود دارد.