پنجم دي ماه مصادف با واقعه زلزله بم در تقويم رسمي کشور روز ملي ايمني در برابر زلزله و کاهش اثرات بلاياي طبيعي نامگذاري شده است؛ روزي که بايد در آن با صداي بلند فرياد زد که تنوره ديو، نتيجه بيتفاوتي افزايش بيرويه جمعيت و ساختوسازهاي شهري و گسترش آن تا حاشيه شهرها بدونبرنامهريزي مناسب و در نظر گرفتن استانداردهاي ملي و جهاني است. طبيعت مادر انسان است که دائما در تلاش و تغيير بوده و با تحولات خود بستر رشد و تکامل فرزندانش را فراهم ميکند؛ اما در اين ميان پديدههاي طبيعي از ابتداي «مِهبانگ» يا «انفجار بزرگ» (Big Bang) در کرات و سيارات در همه کهکشانها براي دهها ميليارد سال نوري ادامه داشته و دارد. به گزارش ايرنا، زمين در فاصلهاي 150 ميليون کيلومتري از خورشيد با سرعتي حدود هزار و 800 کيلومتر در ساعت دور خود و حدود 106 هزار کيلومتر در ساعت دور خورشيد ميگردد و انرژي گرماي خورشيد که فقط يک ثانيه آن ميتواند يک ميليون سال برق مورد نياز مردم امروز کره زمين را تامين کند همراه با انرژي گرمايي داخل زمين باعث بروز پديدههاي طبيعي در آن ميشود. وقتي ابعاد و اندازههاي بعضي از رويدادهاي طبيعي از مقادير مشخص قابلتحمل براي انسان و داشتهها و ساختههاي او تجاوز کند، انسان از آنها به عنوان بلاياي طبيعي تعبير ميکند که اين رويدادها داراي ظرفيت خسارات و تلفاتند. در اين راستا براي کاهش آنها شناخت و تحليل اين رويدادها براي برنامههاي مديريت ريسک، اضطراري و بحران امري ضروري و اجتناب ناپذير است. پيشينه وقوع حوادث و بلاياي طبيعي در جهان به درازي تاريخ بشر است. هيچ جايي از دنيا مصون از اين حوادث نبوده و نيست و همه جوامع در برابر عوارض بلاياي طبيعي، حوادث ناشي از استفاده از فناوري و خطرات ايجاد شده از سوي انسان آسيبپذير هستند. در اين ميان بلاياي طبيعي منحصر به زلزله نبوده و مواردي چون سيل، آتشسوزي، تغييرات اقليمي، طوفان، آتشسوزي وسيع، خشکسالي و نظاير آن را نيز شامل ميشود. ايران در کمربند جهاني زلزله قرار دارد و به همين سبب زلزله وجه غالب و اصلي بلايايي است که هر چند يکبار نقطهاي از کشور را در معرض آسيب و بحران قرار ميدهد. همچنين وجود نقاط جمعيتي متراکم به ويژه در پايتخت، ايران را به کشوري آسيبپذير در برابر زلزله تبديل کرده به طوري که هر ساله شاهد وقوع فاجعهاي در گوشهاي از اين سرزمين پهناور از جمله شهرهاي سلماس، بندرعباس، بوئينزهرا، طبس، رودبار و منجيل، لار، زلزله مصيببار بم، ورزقان، سرپل ذهاب و زلزلههاي پياپي استانهاي جنوبي، جنوبشرقي و شمالغرب کشور هستيم. بعد از زلزله، سيل را ميتوان يکي از حوادث بحرانزا در کشور به شمار آورد؛ افزايش بيرويه جمعيت، ساختوسازهاي شهري و گسترش آن تا حاشيه شهرها بدونبرنامهريزي مناسب و در نظر گرفتن استانداردهاي ملي و جهاني، پيشگيري و مقابله با بحران و حوادث مترقبه و غيرمترقبه، احتمال بروز فاجعه را دوچندان کرده است. در هر جامعه اين خطرات همه روزه منجر به وقوع حوادثي که از نظر بزرگي و شدت متفاوتند، ميشود و حتي ظرفيت تبديل به فاجعه را نيز دارند. هر کدام از جوامع به تناسب موقعيت و وضعيتي که دارند، اقدامات و فعاليتهايي را به منظور کاهش خطرات و کسب آمادگي انجام ميدهند تا عواقب ناشي از بروز اينگونه حوادث را به حداقل برسانند.
نقش بيرويه رشد و افزايش جمعيت
در سالهاي اخير، جهان با افزايش بلاياي طبيعي و افزايش خسارات اقتصادي ناشي از اين بلايا مواجه بوده است. افزايش تلفات جاني و مالي همزمان با افزايش جمعيت انسانهاي روي کره زمين رخ داده است بهطوري که افزايش جمعيت باعث ميشود تعداد بيشتري از مردم در مناطق با خطر بالاي وقوع بلايا ساکن شوند. آنها در دامنه آتشفشانهاي فعال زندگي و کشاورزي ميکنند، خانهها و صنايع خود را در مناطق سيلخيز حاشيه رودخانهها ميسازند و به سواحلي که در معرض وقوع طوفانهاي خطرناک است مهاجرت ميکنند.
شهرنشيني و تلفات ناشي از زلزله
در طول 500 سال گذشته، زلزلههاي به وقوع پيوسته، جان حدود پنج ميليون نفر را در سطح جهان گرفتهاند. اين يعني وقوع زلزلهها بهطور متوسط در هر قرن جان يک ميليون نفر يا 100 هزار نفر در هر دهه را گرفتهاند. اين عددهاي متوسط که به سادگي ارائه شدهاند، اعداد گمراهکنندهاي هستند، زيرا تاثيرات مرگبارترين زلزلهها از جمله 250 هزار نفر کشته در زلزله «تانگ شان» چين در سال 1976 را ناديده گرفته است. مخربترين زلزلهها در 50 سال اخير در چين، ايران، ايتاليا، ژاپن و ترکيه به وقوع پيوستهاند و ممکن است مجددا رخ دهند. زلزلههايي که به طور ميليوني انسانها را از بين ميبرند، پنج برابر بيشتر رخ ميدهند. اين به مفهوم يک زلزله بلاي يک ميليون کشته در هر قرن است. بخشهاي زيادي از رشد جمعيت، در کشورهاي کمتوسعه يافته صورت ميپذيرد و بسياري از مردماني که در اين کشورها زندگي ميکنند، شهرهاي بزرگ داراي ساختمانهايي هستند که از نظر سازهاي ضعيفند. به نظر ميرسد زلزلههايي که کشتههاي ميليوني خواهند داشت در اندونزي، هند، پاکستان، بنگلادش، نپال، ترکيه و ايران رخ دهند.
منابع انرژي بلاياي طبيعي
بلاياي طبيعي زماني به وقوع ميپيوندند که فعاليتهاي دروني زمين، انرژي را متمرکز کرده و سپس رها ميکنند. اين نوع انرژي جان بسياري از افراد را ميگيرد و باعث ويراني و خسارات فراوان ميشود. همانطور که رشد جمعيت جهان رو به افزايش است، تعداد بيشتري از مردم در مکانهاي حادثهخيز کره زمين زندگي خواهند کرد. همه روزه اخبار زيادي درخصوص خسارات جاني و مالي وارده شده به جوامع بشري در رسانههاي جمعي منتشر ميشود که در اين خصوص بايد بگوييم، تاريخ فجايع در اصل، تاريخ همجواريهاست. درخصوص شناخت بلاياي طبيعي که منجر به مرگ و معلوليت تعداد بسياري از مردم ميشود، لازم است آن بخش منابع انرژي زمين را که سبب ايجاد فعل و انفعالات در لايههاي زمين ميشوند، شناسايي کنيم که چهار منبع اصلي که زمين را به يک سياره فعال تبديل کرده شامل تاثير نيروهاي ناشي از اجرام آسماني بر زمين، جاذبه، گرماني دروني زمين و خورشيد است.
زمين سيارهاي پرانرژي
زمين سيارهاي فعال است که نيروي خود را از منابع انرژي متعدد تامين ميکند. سوانح طبيعي وقتي به وقوع ميپيوندند که انسانها و محل سکونتشان در مسير حرکت و خروج انرژيهاي زمين قرار ميگيرند. انرژي از اعماق زمين، خورشيد، جاذبه و برخوردهاي شهابسنگها و اجرام آسماني به وجود آمده و جريان پيدا ميکند. در اعماق زمين مقادير بسياري انرژي حرارتي نهفته است که منشاء آن رويدادهاي اوليهاي است که منجر به تولد اين سياره شده است. همچنين گرماي داخلي زمين، انرژي مورد نياز براي زلزلهها را فراهم ميآورد و نه تنها خانه را ويران ميکند، بلکه باعث آتشسوزيهاي گسترده نيز ميشود.انرژي خورشيد نيروي لازم را براي طوفانها، باران و سيل ناشي از آنها تامين ميکند. انرژي خارجي که منشاء آن خورشيد است، گردبادها را تغذيه ميکند. نيروي ناشي از جاذبه زمين، باعث پايين کشيده شدن تپهها (رانش) ميشود و اجرام آسماني و ستارههاي دنبالهدار ممکن است به زمين برخورد کنند و زندگي را در کل کره زمين خاتمه ببخشند.
زلزله چيست؟
واژه زمينلرزه، ميتواند تا حدي خود را توصيف کند. زمينلرزه يعني لرزش زمين؛ زمين ميلرزد و ما لرزش آن را احساس ميکنيم. زمينلرزهها ميتوانند توسط فعاليتهاي آتشفشاني، برخورد اجرام آسماني، رانش زمين در اعماق دريا، انفجار بمبهاي اتمي و ... به وجود بيايند. اما از جمله معروفترين دلايل وقوع زلزلهها ميتوان به حرکات زمين در امتداد گسلها اشاره کرد.
شدت زلزله
در طول دهها ثانيهاي که زلزلهها به وقوع ميپيوندند، احساس ميکنيم به بالا و پايين و چپ و راست پرتاپ ميشويم. اين يک تجربه دروني است و تعريف ما از اندازه زلزله به محل استقرار ما هنگام وقوع زلزله و همچنين به شخصيت ما مرتبط است. اما قبل و هنگام زلزله، چه بايد کرد؟
قبل از وقوع زلزله
تجربه نشان داده است که اين زلزلهها نيستند که ما را ميکشند و به ما صدمه وارد ميآورند، بلکه تخريب ساختمانها و افتادن وسايل روي ماست که به ما آسيب ميرساند.
قبل از وقوع زلزله بايد چهکار کنيم؟
در مرحله نخست ابتدا در هر يک از اتاقهاي خانه خود قدم بزنيد. فرض کنيد يک زلزله بزرگ به وقوع پيوسته است و پيشبيني کنيد چه وسايلي احتمال افتادن خواهند داشت. براي مثال پنکه ديواري، لوستر، کابينت، ظروف چيني و آبگرمکن گازي. حالا خطر را کاهش دهيد. آنها را در جاي خود محکم کنيد، ارتفاع آنها را کم کنيد يا اينکه اصلا آنها را از اتاقتان خارج کنيد. در ادامه و در مرحله دوم بيرون از منزل قدم بزنيد. تصور کنيد که زلزلهاي بزرگ رخ داده است. سعي کنيد پيش بيني کنيد که چه وسايلي احتمالا خواهند افتاد؛ درختان، خطوط انتقال برق و دودکش آجري. حالا خطر را کاهش دهيد و آنها را در جاي خود محکم کنيد يا آنها را با وسايل بهتر جايگزين کنيد. در مرحله سوم، دوباره داخل و خارج از خانه خود را به دقت مورد بازرسي قرار دهيد. اين بار مکانهاي امني را که احساس ميکنيد مقاومت نسبي دارند شناسايي کنيد. از جمله اين مکانها ميتوان به زيرميزهاي سخت و زيرتخت اشاره کرد. اين مکان را به خاطر داشته باشيد و هنگام وقوع زلزله در اين مناطق پناه بگيريد.
هنگام وقوع زلزله
پس از آمادهسازي منزلتان، طرحي را براي خود به منظور ارائه واکنش مناسب هنگام وقوع زلزله تهيه کنيد. به خاطر داشته باشيد، لرزشهاي شديد ممکن است پنج تا 60 ثانيه به طول بينجامند. بنابراين آرام باشيد و از خود براي مدت يک دقيقه محافظت کنيد. در بسياري از موارد، اگر داخل ساختمان هستيد بايد همانجا بمانيد و اگر در خارج از ساختمان هستيد، داخل نياييد. اين توصيه در زلزله 22 دسامبر سال 2003 کاليفرنيا مورد آزمايش قرار گرفته است. هر دو مورد کشتهشدگان، خانمهايي بودهاند که هنگام فرار از ساختمانهايي که در قرن 19 ساخته شده بود، زير نخالههاي آنها گير افتاده و جان سپردهاند، ولي افراد ديگري که داخل ساختمانهاي ماندهاند، آسيبي نديدهاند. يکي از مشکلات در طراحي سازههاي مقاوم در برابر زلزله، جلوگيري از وقوع رزونانس (در کاربردهاي صوتي، فرکانس تشديدي و فرکانس معمولي ارتعاشي است که از پارامترهاي فيزيکي جسم ارتعاشي تعيين ميشود) در اين سازههاست. حال اين سوال پيش ميآيد که چگونه ميتوان اين کار را به انجام رساند. در پاسخ اين سوال ميتوان اينگونه عنوان کرد که بايد در «ارتفاع ساختمانها» تغيير ايجاد کرده يا اينکه بخش اعظم «وزن طبقات» را به پايين ساختمان ها انتقال داده يا اينکه «شکل ساختمانها» را تغيير داده يا اينکه در «نوع مصالح» تغيير ايجاد کرده يا اينکه سبب تغيير درجه «اتصال ساختمان به فونداسيون» آن شده است. براي مثال، اگر زميني که ساختمان روي آن واقع شده، سنگ سخت باشد که لرزههايي با فرکانس بالا (دوره نوسان اندک) را به راحتي انتقال ميدهد، بايد ساختمانهايي بلندتر و انعظافپذيرتر بسازيم. يا اگر زمين زير ساختمان، از توده ضخيمي از خاکهاي رسوبي نرم با دوره لرزهاي زياد (فرکانس پايين) تشکيل شده باشد، بايد سازههاي سختتر و کوتاهتري را بسازيم. در بين مصالح ساختماني، چوب سبک و انعطافپذير و داراي جرم کوچکي است که ميتواند شتابهاي بزرگ را تحمل کند. بين مقاومت فشاري بسياري دارد ولي در شرايط کششي به راحتي ميشکند. فولاد داراي خاصيت شکلپذيري است که مقاومت کششي بسيار بالايي دارد. اما ستونهاي فولادي در صورتي که تحت فشار قرار گيرند ميشکنند. حرکت زمين هنگام وقوع زلزله، افقي، عمودي و مورب است که همگي در يک زمين اتفاق ميافتند. اجزايي از ساختمان که بايد حرکت زمين را تحمل کنند، ساده هستند. از جمله اجزاي افقي ساختمان که بايد تغيير حرکات زمين را تحمل کنند، ميتوان به سقفها و کفها اشاره کرد و از جمله اجزاي عمودي ساختمان که بايد تغيير حرکات زمين را تحمل کنند، ديوارها و قاب هستند. نکته بسيار مهم در مقاومت ساختمان اين است که سقفها و کفها چگونه به ديوارها متصل شوند تا از جدا شدن آنها از يکديگر هنگام وقوع زلزله، که برابر با تخريب ساختمان است، جلوگيري شود. در کشورهاي توسعه يافته براي اين منظور از «ديوارهاي برشي»، ديوارهايي که به منظور گرفتن نيروهاي افقي از سقفها و کفها و انتقال اين نيروها به زمين، طراحي شدهاند استفاده ميشود و «قابهاي مهاربندي» شده راه ديگر بالا بردن مقاومت ساختمانها در برابر زلزله است که مهاربندي ساختمانها را مقاوم کرده و باعث ميشود ساختمان در برابر حرکات زمين در جهات مختلف مقاومت کند. «بهسازي ساختمانها» نيز يکي ديگر از اين راهها است که به منظور افزايش مقاومسازي ساختمانها در کنار «جداسازي لرزهاي» از آن استفاده ميشود. هدف از جداسازي لرزهاي در ساختمانها، اين است که کاري کنيم ساختمانها در برابر زلزله، عکسالعمل مشابه با چيزي را نشان دهند که بدن ما هنگام حرکت ماشين يا اتوبوس از خود بروز ميدهد. زلزله 6/6 ريشتري پنجم دي سال 1382 شهرستان بم در استان کرمان خطرات موجود در منطقه و کشور را به شکل روشن و واضح بيان کرد. اين زلزله به روشني مشخص ساخت که زلزلههاي گذشته، تنها پيش زمينهاي از وقوع زلزلههاي آينده هستند. به راستي ما چقدر از زلزلههاي گذشته به ويژه زلزله بم درس گرفتهايم؟ زمين لرزهاي مخرب و فراموش نشدني که موجب کشته شدن بيش از 40 هزار نفر از هموطنانمان و بيخانمان شدن تعداد زيادي از شهروندان بمي شده است.