بستن

مسئولان اعتراض‌های لايه‌های پايين جامعه را جدی بگيرند

مسئولان اعتراض‌های لايه‌های پايين جامعه را جدی بگيرند

آرمان ملي- زهره آقاياني: روشن است که اعتراضات خياباني از سال 88 تا 98 شکل خود را تغيير داده و از مطالبات سياسي به مطالبات و خواسته‌هاي اجتماعي و اقتصادي رسيده است. اعتراضات اخير که هر چند با بهانه سهميه‌بندي بنزين آغاز شد اما کارشناسان و جامعه‌شناسان، مسائل اجتماعي و سياسي را زمينه بروز آن دانسته‌اند. اما اکنون بايد نسبت به تاثيرات اجتماعي اعتراضات بنزيني حساس باشيم و ابعاد و پيامد‌هاي احتمالي آن را مورد بررسي قرار دهيم در اين ارتباط با امان‌ا... قرايي‌مقدم جامعه‌شناس و کارشناس مسائل اجتماعي گفت‌وگو کرده‌ايم که در ادامه متن آن را مي‌خوانيد: از نظر جامعه‌شناسي اعتراضات اخير را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

از نظر جامعه‌شناسي، مي‌توان اعتراضات اخير را خيزش ناميد. چرا خيزش؟ براي اين که گسترده بوده و به‌قول برخي مسئولان حدود 110 شهر و بخش را فراگرفته است و به هر حال فراگير بوده است. از نظر تئوري و دانش جامعه‌شناسي، به اين اعتراضات فراگير خيزش مي‌گويند. حرکتي گسترده و وسيع که از لايه‌هاي پايين جامعه و از اقشار مختلف اجتماع سرچشمه گرفته است. بقول فرمايشات رئيس‌جمهور جامعه به دو طبقه تقسيم شده است. طبقه‌اي که براي خوردن، پول دارند و طبقه‌اي که اين پول را ندارند. بر همين اساس يارانه بنزين تقسيم شد. اما اين سهميه‌بندي اثرات متعدد دارد. ابتدا اثرات اقتصادي دارد. يعني نشان داد که جامعه کارگري ، جامعه زحمتکش، جامعه رنجبر و بقول حضرت امام جامعه مستضعف ديگر توان زندگي را به سختي خواهد داشت و خط فقرش بسيار پايين آمده و تامين مايحتاج زندگي براي او مشکل است بنابراين دست از جان شسته و با همه اعتقادات و باورهايي که داشته است به خيابان‌ها آمده است. چنانکه ديديد در همين تهران اعتراضات از حاشيه نشين‌ها و جنوب شهر و از اسلامشهر و شهر قدس و کرج ورباط کريم وغيره بود. در ساير شهرها نيز مثل شيراز و اصفهان و غيره هم اين اعتراضات از محله‌هاي پايين صورت گرفته است. اين نشان مي‌دهد که اين اتفاقات توسط لايه هاي پايين جامعه صورت گرفته است و خطر هم از همين‌جاست. چون لايه بالا، اقشار و طبقات بالا به دليل اين که نمي‌خواهد ثروت، مکنت و خود را با خطر مواجه کند وارد اين اعتراضات نمي‌شود. پس اين اعتراضات مربوط به لايه‌هاي پايين جامعه بوده و يک خيزش يا اغتشاش است. حالا اغتشاشات آبان ماه، اثرات اقتصادي وسيعي داشت و نشان داد که جامعه در تنگناي اقتصادي است.

تاثيرات سياسي اعتراضات اخير را درچه مواردي مي‌بينيد؟

داراي اثرات سياسي است. اين اعتراضات نشان داد که نارضايتي جامعه زياد است. از سويي اثرات اجتماعي آن نشان داد عواملي پنهان در درون اين اجتماعات نهفته است و آن نارضايتي اجتماعي است. نارضايتي از محروميت‌ها، محدوديت‌ها، رشوه، رانت، روابط‌مداري، گروه‌مداري، عدم رعايت قانون و عدم شايسته‌سالاري در جامعه از عوامل پنهان در اين نارضايتي اجتماعي است. همه اين موارد نشان داد که اکثريت کساني که به خيابان‌ها آمدند ناراضي هستند. البته اينها نمونه‌اي از معترضان بودند. گرچه در ظاهر اقتصادي بود اما در باطن اجتماعي بود. چون اقتصاد بهانه و جرقه‌اي بود که نشان داد نارضايتي اجتماعي وجود دارد. در سال‌هاي قبل اعتراضات سياسي بود. در سال 96 «نه راستي و نه چپي» بود، اما آبان 98 به نوعي عبور از روند معمول بود. پس معلوم مي‌شود که در درون جامعه نارضايتي وجود دارد. من خطر را احساس مي‌کنم. چون اين اعتراضات به طبقه زحمتکش جامعه رسيده است. يعني اقشار تهيدست، نارضايتي خود را اعلام کرده‌اند؛ کارگر، معلم و غيره. مسئولان بايد با سرعت تمام چاره انديشي کنند.

براي التيام زخم‌هاي حاصل از ناآرامي‌ها چه بايد کرد؟

چاره کار اين است که همان گروه‌هايي که از امتياز و رانت برخوردار بوده‌اند مورد بازخواست قرار گيرند. مردم سوال‌هاي متعددي دارند که بايد پاسخ داده شود. رانت‌خواران و سوءاستفاده کنندگان از شرايط دشوار اقتصادي بايد مورد بازخواست قرار گيرند و مسئولان در اين راه جديت خود را به مردم نشان دهند و چه بسا براي حفظ نظام لازم باشد اين افراد را در دادگاه‌هاي علني محاکمه کرد. بايد شفاف‌سازي صورت گيرد. همچنين فضا بازتر شود و اجازه دهند نمايندگان همه گروه‌ها و سليقه‌ها وارد مجلس شوند و مطالبات مردم را پيگيري کنند. در حال حاضر انتخابات دوم اسفند ماه در راه است. مسئولان بايد براي مردم توضيح دهند که چکار خواهند کرد و چگونه به اين انتظارات پاسخ مي‌دهند. مي‌توانند ناراحتي مردم را آرام کنند اما به شرطي که اول کساني را که به بيت‌المال دست برده‌اند، محاکمه کنند. آقاي رئيسي تا حدودي وعده داده‌اند اما هنوز کافي به مقصود نيست. بايد به مردم آزادي داد، آزادي انديشه، افکار ولي بايد حسابگرايانه رفتار کرد. مسئولان خوب مي‌دانند که مردم چه مي‌خواهند. بايد به مساله جوانان و زنان توجه کنند. محدوديت‌ها و محروميت‌ها را کم کنند. اگر اين موارد انجام شود مي‌تواند براي جامعه مفيد باشد.

آيا اعتراض‌ها و اغتشاش‌ها تمام شده است؟

به نظر من اگر آسيب‌شناسي نکنيم ادامه پيدا مي‌کند. چرا؟ چون اعتماد ‌عمودي لازم است. ما دو نوع اعتماد داريم؛ اعتماد عمودي و اعتماد افقي. اعتماد عمودي يعني اعتماد مردم به مسئولان و متقابلا اعتماد مسئولان به مردم. در حال حاضر بعضي از مسئولان مردم را بيگانه و غريبه ديده و از خود نمي‌دانند. بنابراين مسائل را آشکار نمي‌گويند. بقول فوکوياما اعتماد عمودي در جامعه ضعيف شده است. آيا مي‌شود اين را جبران کرد؟ اگر جبران نکنند هر حرفي که گفته شود از بين مي‌رود و تاثيرگذار نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی