آنچه افکار عمومي را به اعتراض و اقشاري از مردم را احيانا به حضور خياباني براي اعتراض ترغيب ميکند الزاما «شرايط بد اقتصادي» نيست، بلکه حس استيصال، نااميدي و يأس نسبت به احتمالِ گشايش و بهبود در وضعيت اقتصادي است. بيش از يک سال است مدام از رسانه ملي، تريبونهاي رسمي و رسانههاي فارسيزبان خارج از کشور به افکار عمومي اينگونه القا ميشود که «ديپلماسي يعني ذلت» و راهي براي تنشزدايي، لغو تحريمها و عاديسازي روابط تجاري و اقتصادي کشور با جهان باقي نمانده است! در يک سال گذشته به تدريج اين پيام منفي و نادرست به مردم، کنشگران اقتصادي و بازيگران خُرد و درشت عرصه توليد و تجارت (از کارگر گرفته تا اصحاب صنايع) مخابره شده که منتظر هيچنوع گشايش و عاديسازي کسبوکار با جهان نباشيد چرا که قرار است از اين پس صرفا در چارچوب يک اقتصاد محدود، بسته و منزوي - آن هم در بستر يک بوروکراسي ناکارآمد و آلوده به فساد - برخي از مسائل معيشتي شما احيانا حل و فصل شود! در اين ميان، جريان مخالف تلاش ميکند دولت روحاني نيز به تدريج به سمت اتخاذ مواضع تند و ترکِ رويکرد اعتدالي در حوزه سياست خارجه - که برجستهترين مزيت آن نسبت به ساير جريانهاي سياسي در دو انتخابات اخير رياستجمهوري بود - تشويق و متمايل شود تا به کُل افکار عمومي نسبت به احتمال هرگونه تعامل مثبت و رفع موانع بينالمللي کسب و کار نااميد شود! از اين روست که - بهعنوان مثال - ميبينيم رسانه ملي - همگام با رسانههاي نزديک به جناح مخالف دولت - هر «گام» ايران در جهت کاهش تعهدات برجامي خود را با شور و هيجان تبليغ و تشويق ميکنند و در مقابل هرگونه تلاشِ موازي و ابتکارِعمل دستگاه ديپلماسي براي گفتوگو و احياي تعهدات طرف مقابل را با تحقير و تندي سرزنش يا به کُل سانسور مينمايند. هرچند غلبه اين فضا ميتواند براي جريان مخالف دولت دستاوردهايي در انتخابات آتي به همراه داشته باشد، اما آنچه اين جريان ناديده ميگيرد لطمات سنگين و تاثيرات سوئي است که بستن باب ديپلماسي، نفي احتمال رفع موانع خارجي کسبوکار و نفي احتمال عاديسازي روابط تجاري با جهان بر روحيه و اميدِ افکار عمومي - و به تبع بر امنيت ملي - بر جاي ميگذارد. حقيقت اين است که آيندهاي که در فضاي کنوني براي شهروندان ايراني ترسيم شده آينده خوشايندي نيست و کليدواژههايي که مدام در فضاي عمومي توسط رسانه ملي و برخي تريبونها منتشر ميشود بيش از هر چيز حکايت از حرکت کشور به سمت و سوي تنش بيشتر، انزواي بيشتر و التهاب بيشتر دارد. لازم است مسئولين کشور پيش از اينکه نااميدي و يأس عمومي بيش از اين دامنگير امنيت ملي شود يا بستري براي سازماندهي ناامني فراهم آورد، در ايجاد يک فضاي بانشاطتر و اميدبخشتر اهتمام کنند. در واقع، اگر تصميمگيران سياستهاي امنيتي و راهبردي کشور براي وضعيت روحي و رواني جامعه وزني در محاسباتشان قائل هستند، لازم است نسبت به پيامدهاي منفي اين فضاي ديپلماسيستيز، پرالتهاب و يأسآفرين کنوني چارهاي بينديشند.