بنابر آمار سازمان جهاني بهداشت (سال 2013)، ساليانه 20 تا 50 ميليون نفر بر اثر حوادث ترافيکي يا فوت ميکنند و يا دچار نقص عضو، معلوليت و آسيبهاي جبرانناپذير ميشوند. در اين ميان مطالعات روانشناسي نشان ميدهد که اين گروه بعد از تجربه تصادف، به نحوي حالتهاي اضطرابي را تجربه ميکنند و اين درحالي است که علاوهبر اين افراد، خانواده آنها و ناظران تصادفات نيز براساس شدت حادثه، ممکن است دچار حالات افسردگي، اضطراب يا مشکلات ترس از رانندگي و... شوند.صغرا ابراهيمي قوام، روانشناس در گفتوگو با ايسنا، در اينباره ميگويد: تصادف، پديدهاي چند وجهي است که همه عوامل فردي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و محيطي چه در سطح خرد و چه در سطح کلان ميتوانند بر بروز آن و از سوي ديگر در استمرار و يا شدت يافتن آن موثر واقع شوند.وي معتقد است: تبعات يک تصادف نهتنها فرد و افراد حادثه ديده را درگير ميکند، بلکه بر زواياي مختلف زندگي آنها همچون سطح کيفيت زندگي، پايگاه اقتصادي-اجتماعي و بهويژه سطح معشيتي و کارآمدي خانواده را نيز بهشدت متاثر ميکند. همچنين در تصادفاتي که راننده مقصر تلقي ميشود، ابعاد حقوقي - قانوني و تامين هزينههاي قرباني و يا قربانيان حادثه، ميتواند شرايط دشواري را به لحاظ اقتصادي- اجتماعي براي وي بهوجود آورد که آن نيز ميتواند در شدت بخشيدن به فشارهاي رواني و مسائل روانشناختي حاصل از حادثه تصادف تاثيرگذار باشد. مولف کتاب «شيوههاي ارتقا رفتار و فرهنگ ترافيکي» در ادامه با اشاره به تاثير حوادث ترافيکي و تصادفات بر روان انسانها، اظهار ميکند: افرادي که درگير حادثه تصادف ميشوند تا مدتها دچار حالتهاي اضطرابي ميشوند. در واقع بالارفتن سطح اضطراب اولين مسالهاي است که فرد بعد از تصادف با آن درگير ميشود که بنابر شدت جراحت فرد و پيشينه سلامت رواني ميتواند بر شدت آسيب رواني فرد بيافزايد. مطالعات انجام شده در اين زمينه نشان ميدهد که حتي ناظران حادثه تصادف نيز دچار حالات اضطرابي ميشوند و شدت اين مساله به شرايط صحنه تصادف، شدت آسيب و جراحت وضعيت قربانيان آن تصادف بستگي دارد، به اين معني که اغلب قربانيان حوادث ترافيکي و حتي ناظران ممکن است دچار اختلال اضطرابي و حتي فوبيا يا ترس مرضي از سفر، ترس از مرگ و يا ترس از رانندگي شوند.
بروز اختلالات رواني در پي تصادف
بنابر اظهارات ابراهيمي قوام، چه ناظران بيروني و چه افرادي که درگير حادثه ترافيکي هستند، تحت تاثير تروما (ضربه رواني) قرار ميگيرند و اختلال استرس پس از ضربه را تجربه کنند.پايداري ضربه رواني تجربه شده آنها، نيز به سابقه مسائل روانشناختي و ميزان شدت جراحت حاصله يا مشاهده بستگي دارد. اين اختلال ميتواند الگوي خواب، الگوي خوردن، سطح تمرکز و توجه، ظرفيتهاي شناختي، کارآمدي اجتماعي و تعاملات بين فردي را تحتتاثير قرار ميدهد.اين روانشناس تاکيد ميکند: افسردگي نيز از جمله آسيبهاي ديگري است که بر اثر حوادث ترافيکي بر روان فرد تاثيرگذار است. شدت اين حالات نيز با ميزان شدت سانحه ارتباط دارد.همچنين قربانياني که براثر تصادف دچار معلوليت (قطع عضو و مشکلات حسي يا حرکتي، ضربه مغزي، يا قطع نخاع و...) ميشوند، نوع نگاه فلسفه شناختيشان به زندگي تغيير مييابد.به گفته وي، هر چقدر شدت آسيبديدگي قرباني تصادف بيشتر باشد، نيازمند مراقبت بيشتري خواهد بود و از اينرو نيازمند دريافت خدمات درماني بيشتري شده که اين امر بهشدت بر وضعيت مالي و اقتصادي خانواده تاثيرگذار است. در واقع پس از تصادف، علاوه بر فرد مصدوم، تمامي افرادي که در حال مراقبت از او هستند (اعضاي خانواده) دچار مشکلات هيجاني- روانشناختي، مالي، روابط بين فردي و موقعيتي ميشوند. حتي ممکن است فرصتهاي تعاملي و شغلي آنها نيز بهشدت محدود شود، زيرا آنها با فرد بيماري روبهرو هستند که نيازمند مراقبت دائم و پيوسته است.ابراهيمي قوام معتقد است که در برخي مواقع توصيف يا مشاهده صحنه تصادف بهطور غيرمستقيم منجر به اضطراب نيابتي ميشود. يعني حالتهاي اضطراب و احتياط بيش از حد در مسائل مربوط به امور ترافيکي در او بروز پيدا کند.وي در ادامه در پاسخ به اين سوال که آيا آماري از وضعيت رواني قربانيان ترافيکي وجود دارد؟، ميگويد: در ايران آمارهاي پزشکي قانوني ميزان فوتيهاي در صحنه حادثه را اعلام کرده و آماري از کساني که پس از انتقال به بيمارستان فوت يا معلول ميشوند در دست نيست. همچنين تحقيقات چنداني در راستاي بررسي حالتهاي هيجاني افراد، بهعنوان راننده، مسافر و يا ناظران، پس از سانحه تصادف وجود ندارد. اما مطالعهاي که بر روي خانوادههاي متوفيان حوادث ترافيکي انجام شده نشان ميدهد اغلب اين خانوادهها، دچار افسردگي هستند و برخي ديگر از اين خانوادهها حالتهاي اضطرابي، ترس از مرگ، ترس از رانندگي، فوبياي تصادف، فوبي سفر و بيانگيزگي را تجربه ميکنند.
عوامل تصادفات ترافيکي
اين روانشناس در ادامه با اشاره به عوامل موثر در بروز تصادف، يادآور ميشود: عوامل متعددي در بروز حوادث ترافيکي دخيل هستند. اگرچه برخي افراد عوامل انساني را در بروز حوادث موثر ميدانند و بيش از 60 درصد تصادفات را ناشي از خطرپذيري بالاي افراد در رانندگي يا پايين بودن درک خطر از بروز تصادفات، عدم تمرکز و عدم آشنايي با جادهها ميدانند اما حقيقت اين است که نوع خودرو، نوع جادهها و ايمني راهها، ميزان برخورداري جاده از علائم راهنمايي، ميزان روشنايي جادهها، شيب موجود در جاده و ...در بروز حوادث تاثيرگذار است. نوع خودروها، ميزان استحکام و برخورداري از تجهيزات ايمني در آن مانند ايربگ و.. ميتوانند نقش بسيار تعيينکنندهاي در شدت آسيبهاي ناشي از تصادفات و حتي پيشگيري در بروز تصادفات داشته باشد. ابراهيمي قوام ادامه ميدهد: هر چقدر ميزان تجهيزات مورد نياز براي اطلاعرساني از شرايط جاده بيشتر و يا ضريب خطرپذيري جاده کمتر باشد و همچنين آمادگي افراد در هنگام رانندگي براي رعايت قوانين و رانندگي ايمن بالاتر بوده و خودروي ايمنتري مورد استفاده قرار گيرد، بالطبع احتمال بروز تصادفات کاهش يافته و از ميزان صدمهديدگي افراد کاسته ميشود، اين در حالي است که اگر راننده داراي خودروي ناايمن باشد، آموزشهاي مرتبط با خطرات احتمالي جادهاي را دريافت نکرده باشد و ميزان خطرپذيري و نوع رانندگي وي ناايمن باشد، احتمال بروز تصادف و يا سوانح دلخراش فراهم ميشود.