ايران و به تبع آن شهرهاي ما به لحاظ جغرافيايي و ساختاري در مقابل حوادث طبيعي آسيبپذيرند و مديريت بحران در شهرهاي بزرگي همچون تهران بايد بر اساس واقعيتهاي شهري تعريف و برنامهريزي شود، نه اينکه بخواهيم از شهرهاي اروپايي که هيچ شباهتي از لحاظ جغرافيايي وامکانات با پايتخت ما ندارند، الگوبرداري کنيم و مديريت بحران تشکيل دهيم. مديريت شهري به عنوان کليدداران شهر در حالي از بارش يک برف چند ساعته غافلگير شدند و در حقيقت ضعف خود را پشت اين غافلگيري پنهان نمودند، که سالهاست بحرانهاي جدي همچون فرونشست زمين، زلزله و سيل، پايتخت را تهديد ميکند. پس شهرداري بايد هر لحظه آمادگي لازم را براي يک اتفاق در قلب ايران و با جمعيتي بالغ بر هشت ميليون نفر داشته باشد، اما اتفاقات شنبه که با برف و اعتراضات مردمي نسبت به افزايش قيمت بنزين همراه بود، نشان داد که مديريت شهري برنامهاي براي مديريت بحران يا اصلاح ساختار آن ندارد. در سالهاي گذشته ما در همه خيابانها و بزرگراههاي تهران دپوي شن و نمک داشتيم و در هنگام بارندگي ماموران شهرداري در اولين اقدام، کيسههاي شن و نمک را در سطح جادهها ميپاشيدند واين يک راهکار اوليه است، نه اينکه مردم درهنگام بارش برف و وقوع ترافيک، يک مامور شهرداري را در خيابانها نبينند. پاسخ مسئولان شهرداري نيز در نوع خود قابل توجه است و اعلام ميکنند که برف روي آسفالت خيابانها ميبارد و نميتوانيم برف را با تير بزنيم! در حالي يک عذرخواهي از مردم ميتواند مرهمي بر مشکلات آنها باشد. از سوي ديگر با حجم اتفاقات رخ داده و در حالي که شورا بايد شهردار و معاونانش را در اولين جلسه شوراي شهر تهران که روز يکشنبه تشکيل شد، احضار و به آنها تذکر ميداد، کار فقط با برکناري يک شهردار ناحيه -نه منطقه- ختم بهخير شد و تمام شهرداران منطقه و معاونتهاي شهرداري سرکارشان هستند. در حقيقت شوراي شهر از اين موضوع به راحتي عبور کرد. جاداشت که شوراي شهر محکمتر وارد اين بحث شود، در حالي که ما امسال هنوز يک ماشين برفروبي را در شهر تهران نديديم و شهرداري براي مواقع بحران هيچ آمادگي ندارد. در دوره چهارم شورا براي مديريت بحران شهر تهران هم بودجه به آن تخصيص پيدا ميکرد و هم در هر منطقهاي داراي ساختمان و ساختار بود، اما زماني که مديريت بحران در مواجهه با يک برف غافلگير شود، نشان ميدهد که مشکلات عديدهاي در اين رابطه وجود دارد. ما به اين دليل قادر به کنترل بحرانها نيستيم که همه مسائل ما سياسي شدهاند و کارآمدي و خدمت به حاشيه انتخابات سياسي رفتهاند. البته به غير از شهرداري، دولت نيز در رابطه با اين موضوع مقصر است و در حالي که آنها ميتوانستند بااطلاعرساني در رابطه با گراني بنزين و افزايش 20 درصدي آن در هر سال، از اين اتفاقات و هزينههاي بيمورد جلوگيري کنند. امروزه در حالي مردم در تنگناهاي اقتصادي هستند کهافزايش نرخ بنزين کار با تدبيري نبود و در يک روز هم برف و هماعتراضات دست به دست هم دادند، تا مردم پايتخت با مشکل روبهرو شوند و شهرداري نيز فقط تماشاچي اتفاقات سطح شهر بود. ما بايد براي مديريت بحران در کشور و شهرداري تهران يک ساختار محکم و کارآمد داشته باشيم و شخص شهردار مستقيما بر اين ساختار نظارت نمايد و هر لحظه آماده بروز يک بحران در سطح شهر باشد، نهاينکه از يک برف ساده غافلگير شود.