بستن

ضعف دستگاه‌ها در مدیریت و مهار بحران

ضعف دستگاه‌ها 
در مدیریت و مهار بحران
همایون هاشمی نماینده مجلس

زلزله چند روز پيش استان آذربايجان شرقي اين موضوع را نشان داد که سازمان‌هاي متولي آمادگي لازم را براي يک اقدام جدي در زمان بروز و مهار بحران‌ها ندارند و هميشه ما در اين حوزه دچار مشکلات عديده هستيم. نمونه ديگر اين موضوع را مي‌توان در زلزله کرمانشاه ديد که آسيب‌هاي پيش آمده مربوط به بروز زلزله با مداخلات غيراصولي و غيرکارشناسي تبديل به بحران ثانويه شد که واقعا روان مردم را بهم ريخت. بنده بارها در جلسات شوراي عالي اجتماعي گفتم که بايد وزارت کشور آستين‌هاي خود را را بالا بزند. اولين قدم ايجاد انسجام و هماهنگي بين بخشي است که بايد براساس فرآيندهاي کاري سهم هر ارگان و نهادي از مداخله مشخص شود. بايد يک نهاد منسجم و مستقل پيشگيري به وجود آيد. اگر ما مبنا را موضوعات پيشگيري قرار ندهيم دوباره آسيب خواهيم ديد. بنده زماني که در سازمان بهزيستي فعال بودم پيشنهاد دادم سازمان تخصصي پيشگيري در ايران افتتاح و سرانه آموزش‌هاي پيشگيري محور در کشور مشخص شود. ما بايد آموزش‌ مهارت را در کشورمان نهادينه کنيم. بايد شعار هلال‌احمر مبني بر اينکه «هر خانواده‌اي يک امدادگر» را نهادينه کنيم. بسياري از بحران‌ها با يک مشاور درست در خانواده‌ها مهار مي‌شود. اکنون مي‌توان جلوي يک خودکشي را با يک مشاوره هنگام گرفت. در ابعاد بزرگ‌تر شهري، فراشهري و منطقه‌اي نيز بايد برنامه جامع براي پيشگيري و مداخله در حوزه بحران داشته باشيم.موازي‌کاري دستگاه‌ها و نبود سازمان متولي در زمان بحران به پيشينه سازمان‌هايي که در اين حوزه هستند، برمي‌گردد. در واقع سازمان مديريت بحران دائما بحران‌هايي را در دل بحران‌ها با مداخلات غيراصولي ايجاد مي‌کند. همان‌طور که گفتم بايد وزارت کشور به‌عنوان متولي آستين‌ها را بالا بزند و انسجامي را در حوزه مديريت بحران ايجاد و سهم سازمان‌هاي مداخله‌‌اي را مشخص کند. فراتر از اين بايد همتي در دولت نيز ايجاد شود. شما ببينيد اکنون عمده مساکن روستاها در معرض آسيب است. بايد مديريت عالي و کلان کشور فکر اساسي کند. از سوي ديگر، ما با بحران‌هاي زمان‌دار مانند مرگ و ميرهايي که در جاده‌ها رخ مي‌دهد، مواجه هستيم. در واقع در سوء‌مديريت در اين حوزه بي‌‌‌‌نظير هستيم. به بيان ديگر هنوز هماهنگي، انسجام و يکپارچگي ميان وزارت راه و شهرسازي، وزارت کشور و نيروي انتظامي در زمان بروز بحران ايجاد نشده است. اين در حالي است که در زمان زلزله سلبريتي‌ها نقش چشمگيري دارند، چراکه در همه کشورها خوشه‌هاي جمعيتي اقبال دارند. اين وضعيت در ايران هم درباره ورزشکاران و چهره‌هاي شاخص حوزه هنر، صنعت، اقتصاد و ... صدق مي‌کند. مردم حرف آنها را جدي مي‌گيرند و به نوعي چهره‌هاي شاخص مددکاران افتخاري هستند. ما اگر از ظرفيت سلبريتي‌ها استفاده و براي آنها سازمان غيردولتي پيش‌بيني کنيم، مي‌توانيم در کاهش آسيب و مداخله در حوزه بحران بسيار موفق عمل کنيم.بحران مديريت منابع انساني هم در بحث نرم‌افزاري و هم در بحث سخت‌افزاري است. ايران در اين حوزه دچار مشکلات اساسي است که بايد تدابيري براي آن انديشه شود. اکنون موردي که حائز اهميت است اين است که ما در حوزه مداخله هلال‌احمر را داريم، سازماني چابک و مطمئن که متشکل از پرستاران و مداخله‌‌جويان افتخاري است. اين در حالي است که اين سازمان دائما دچار کمبود منابع و تجهيزات است. اگر دولت در مراحل مختلف بروز يک بحران و حتي قبل از بروز آن مداخله داشته و سازمان‌هاي تخصصي ايجاد شوند، ما در وقوع بحران‌ها مشکلاتمان اينگونه نيست که دچار هرج و مرج و دغدغه‌هاي مديريتي شويم. بايد به فکر باشيم. ما در حوزه مديريت جامع شهري، پيش‌بيني، پيشگيري و مداخله دچار مشکل هستيم. بايد گفت که با جا به جايي مديران مواجه هستيم و عمدتا مديران سياسي پست‌هايي را بر عهده مي‌گيرند. در زمينه سخت‌افزاري و نرم‌افزاري هم با کمبودهايي مواجه هستيم. يک اشکال ديگر اين است که با حوادث در ايران احساسي برخورد مي‌شود و دامنه آن مديريت را نيز دربرمي‌گيرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی