بستن

اروپا فعلا به سمت «ماشه» نمی‌رود

اروپا فعلا به سمت 
«ماشه» نمی‌رود
آرمان ملی- محمدحسین لطف‌الهی: چهاردهم آبان و پس از ناکام ماندن اروپا در اقناع ایران برای توقف روند کاهش تعهدات رئیس‌جمهور اعلام کرد به سازمان انرژی اتمی دستور داده تا از ۱۵ آبان «گام چهارم کاهش تعهدات برجامی» را بردارد. حسن روحانی گفت که از چهارشنبه تزریق گاز به سانتریفیوژها در تاسیسات هسته‌ای فردو آغاز خواهد شد. رئیس‌جمهور همچنین خطاب به ۱+۴ تصریح کرد که فعالیت‌های جدید ایران در قالب گام چهارم کاهش تعهدات، با نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواهد بود. رئیس‌جمهوری ایران در عین حال گام چهارم را نیز «مانند سه گام دیگر قابل بازگشت» دانسته و خطاب به کشورهای اروپایی باقی‌مانده در برجام گفت: «اگر آنها به تعهدات خود در اول ژانویه ۲۰۱۷ بازگردند ما هم به این تاریخ برمی‌گردیم». این موضوع با واکنش‌های گسترده جهانی روبه‌رو شده است. ایران براساس برجام می‌بایست به مدت ۱۵ سال، فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه تحت نظارت پادمانی خود را صرفا در تاسیسات غنی‌سازی نطنز انجام دهد، سطح غنی‌سازی اورانیوم خود را تا سقف 67/3‌درصد نگه داشته و در فردو، از هرگونه غنی‌سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی‌سازی اورانیوم و از نگه داشتن هرگونه مواد شکاف پذیر خودداری کند و تاسیسات فردو را به یک مرکز هسته‌ای، فیزیک و فناوری تبدیل کند. مقام‌های ایران در ۶ ماه اخیر در سه مرحله دو‌ماهه به توقف بخش‌هایی از تعهدات هسته‌ای خود اقدام کردند و هدف از این اقدامات را که بر اساس مواد ۲۶ و ۳۶ برجام صورت گرفته، پاسخگویی تلافی‌جویانه با هدف متوازن کردن تعهدات برجامی هر دو طرف عنوان کردند. عبور از سقف ۳۰۰کیلوگرمی ذخایر اورانیوم غنی‌شده 67/3 درصد، خودداری از فروش آب سنگین و مازاد اورانیوم غنی‌شده گام اول کاهش تعهدات بوده است. دولت ایران در دومین گام سطح غنی‌سازی را از سطح 67/3‌درصد افزایش داد. افزایش دامنه تحقیق و توسعه و راه‌اندازی نسل جدید سانتریفیوژها هم به‌عنوان گام سوم مطرح شد. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با «علی اکبر فرازی» سفیر اسبق ایران در رومانی و مجارستان به بررسی این مساله پرداخته است. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

* ایران سرانجام گام چهارم کاهش تعهدات را برداشت. شما فکر می‌کنید با توجه به موضع گیری رهبران اروپایی واکنش احتمالی این کشورها به اقدامات جدید ایران چه خواهد بود؟

با توجه به زمان بندی اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی ایران، روز سه شنبه چهاردهم آبان گام چهارم کاهش تعهدات هسته‌ای برداشته شد و ایران برخی از تعهدات فنی خود در چارجوب برجام را بر اساس بند 36 توافق هسته‌ای به حالت تعلیق درآورد. همانطور که در برجام پیش بینی شده، طبیعی است که طرفین محق هستند اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد، تعهدات خود را کاهش دهند. به همین دلیل نیز اجرای یک سویه برجام از سوی ایران نه از منظر حقوقی و نه از دید عرف دیپلماتیک پذیرفتنی نیست. توافق هسته‌ای تا زمانی برای هر دو طرف یعنی ایران و غرب به بازی برد - برد تعبیر می‌شد که همه طرف‌ها می‌توانستند از منافع حاصل از آن برخوردار باشند. با خروج یکجانبه و غیرقانونی ایالات متحده از برجام و همچنین اهمال و سستی اتحادیه اروپا مشخص شد که اروپا تمایل دارد تنها ایران به صورت یکجانبه به تعهدات خود عمل کند و همچنین بهره اقتصادی خاصی از جانب این توافق نصیب جمهوری اسلامی نشود. طبیعی است که در این شرایط یک سویه، جمهوری اسلامی ایران نیز به تناسب اقدامات طرف مقابل، کاهش تعهدات را بر مبنای برجام در دستور کار قرار دهد. این چنین نیز شد و ایران پس از برداشتن سه گام کاهش تعهدات تا شهریور ماه، اکنون چهارمین گام را محکم تر از سه گام قبلی برداشته است . بر اساس گام چهارم، درصد غنی سازی تفاوت خاصی پیدا نکرد اما اکنون از یک سو غنی سازی با سانتریفیوژهای نسل جدید که بسیار پیشرفته تر از سانتریفیوژهای قبلی هستند انجام می‌گیرد و از سوی دیگر با تزریق گاز، فردو نیز فعالیت خود را برای غنی سازی آغاز کرده است. من این کاهش تعهدات را حق طبیعی ایران می‌دانم. طی این چهار گام گذشته جمهوری اسلامی کاملا نظارت آژانس را پذیرفته و هیچ گاه از مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تخطی نکرده که این موضوع بسیار حائز اهمیت است.

اتحادیه اروپا تا چندی پیش تلاش داشت با وعده و وعید مانع از آغاز روند کاهش تعهدات ایران باشد و به مثابه ترمزی در مقابل سرعت گرفتن فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان عمل می‌کرد. با گذشت زمان و بی‌سرانجام ماندن وعده های اروپا از جمله اینستکس که قرار بود در راستای کاهش آسیب‌های ناشی از تحریم فعالیت کند، روشن شد که اروپا نه اراده‌ای جدی برای عمل به تعهدات خود دارد و نه توان این کار را در خود می‌بیند. اتحادیه اروپا به هیچ وجه تمایل ندارد که در تقابل با ایالات متحده قرار گیرد، اما ایران امیدوار بود سیاست مستقلانه‌ای از سوی اتحادیه اروپا اتخاذ شود. به رغم این امیدواری، گذشت زمان ثابت کرد که دست کم در حال حاضر اتحادیه اروپا آن قدر هم رشد سیاسی نداشته که بتواند در مقابل آمریکا به عرض اندام بپردازد. البته ایران نیز خواسته‌ای بر مبنای واقعیت داشت. ما نمی‌گفتیم اروپا به خاطر ما تمام قد در برابر آمریکا قد علم کند. ما فقط می‌گفتیم برجام نباید یک سویه باشد و این نیز باید بتواند از مزایای توافق هسته‌ای بهره مند شود. متأسفانه اما اروپایی‌ها طی مدت یک ساله صبر استراتژیک ایران به گفتار درمانی روی آوردند و اقدام مناسبی نکردند. این روزها و پس از شروع گام چهارم نیز می‌بینیم که مواضع اروپایی‌ها به خصوص فرانسه مواضع منصفانه‌ای نیست. پاریس که مدت‌ها نقش پلیس خوب را در این ماجرا ایفا می‌کرد به یک باره نقش خود را از یاد برد و مکرون درصحبت‌هایش ایران و آمریکا را مقصر شکست برجام معرفی کرد. این در حالی است که ایالات متحده به صورت یک جانبه و بی دلیل از برجام خارج شد و ایران تا مدت ها بعد به طور کامل پایبند به توافق هسته‌ای بود. آنچه باید به اروپایی ها یادآور شد آن است که دیگر زبان تهدید کارگشا نیست و بهتر است آن ها با در پیش گرفتن زبانی منطق محور راهکاری برای بهره مند شدن همه طرف‌ها از منافع برجام اتخاذ کنند.

* با توجه به این شرایط تا چه اندازه این احتمال وجود دارد که اروپایی ها بخواهند از مکانیسم ماشه علیه ایران استفاده کنند و قطعنامه‌های پیشین دوباره علیه کشورمان فعال شود؟

استفاده از مکانیسم ماشه آخرین اقدام اروپا خواهد بود و بعید می‌دانم دست کم در مقطع فعلی کشورهای اروپایی از این ابزار استفاده کنند. در کوتاه مدت سعی خواهند کرد تا جایی که بتوانند با حرکات تأخیری، جمهوری اسلامی را متقاعد کنند تا با همین برجام دست و پا شکسته کنار بیاید. مدعی هستند با آمریکا نیز در حال مذاکره هستند تا بتوانند بخشی از تحریم‌ها را کاهش دهند. اگر این موضوع اتفاق بیفتد و سطح صدور نفت جمهوری اسلامی ایران به نقطه مطلوبی برسد، این امکان وجود دارد که در همین گام چهارم تفاهمی با اروپا حاصل شود. این اتفاق اگر نیفتد، اروپایی‌ها روز به روز به ترامپ نزدیک تر خواهند شد، حتی اگر این اتفاق بر خلاف میل باطنی‌شان باشد. از سوی دیگر نباید فراموش کنیم که دونالد ترامپ نیز در این شرایط نیاز به خبرهای شوک آور دارد تا بتواند در مناسبات داخلی آمریکا و در رقابت با حزب رقیب از آن بهره ببرد. بعید می‌دانم اتحادیه اروپا در این شرایط بحث فشار بیشتر بر روی ایران را در دستور کار قرار دهد.

* در این وضعیت آیا راهکاری برای خروج ایران از شرایط کنونی متصور هستید؟ آیا ایران می‌تواند در کوتاه مدت بر مشکلات خود که ناشی از پرونده هسته‌ای و رفتار غیرقانونی آمریکا است، فایق آید؟

گمان نمی‌کنم تا پیش از انتخابات آتی آمریکا یعنی دست کم یک سال آینده، گشایشی در این پرونده اتفاق بیفتد و آمریکایی‌ها اقدام مثبتی انجام دهند. آن‌ها می‌خواهند ایران را پای میز مذاکره بکشانند و برایشان مهم نیست نتیجه این مذاکرات چه خواهد بود. کاخ سفید تنها می‌خواهد بگوید ایران را مجبور به آمدن پای میز مذاکره کرده و تهران تسلیم شده است. آن‌ها از صرف برگزاری مذاکره استفاده تبلیغاتی خواهند کرد و به همین دلیل است که خواهان برگزاری مذاکره هستند. ایران هوشمندانه با این استراتژی آمریکا برخورد کرده و مانع از سوءاستفاده کاخ سفید شده اما من هیچ دورنمای مثبتی در روابط ایران و آمریکا حداقل در یک سال آینده نمی‌بینم.

* در صورت انتخاب مجدد ترامپ توسط مردم آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری 2020 به نظر شما شرایط چگونه خواهد شد؟

اگر این اتفاق بیفتد و تا آن زمان ما به توافقی در پرونده هسته‌ای نرسیم، قطعا در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ شرایط برای ایران سخت تر می‌شود و بازی جدیدی از سوی کاخ سفید طراحی خواهد شد. من گمان می‌کنم باید تحولات آمریکا را به دقت رصد کنیم و ببینیم تمایل رأی دهندگان آمریکایی به کدام سمت و سو است. لازم نیست شتابزده عمل کنیم اما باید از نزدیک مسائل را دنبال کنیم و استراتژی ایران در عرصه سیاست خارجی بر اساس تحولات روز تعریف شود.

* با این وصف می‌فرمایید که اگر برای ایران محرز شد که ترامپ در 2020 برنده انتخابات خواهد بود، باید تلاش کند تا پیش از پایان دور اول توافقی با او داشته باشد؟

من نظرم این نیست. ایران باید هزینه و فایده خود را به طور کامل و جامع بررسی کند و تحلیل مشخصی از شرایط روز داشته باشد. دستگاه سیاست خارجی ما باید در تحلیل شرایط به این درک برسد که اگر ترامپ روی کار بیاید چه چیزی در انتظار ایران خواهد بود و اگر رقبای دونالد ترامپ به پیروزی دست یابند، شرایط چه تغییری می‌کند. ایران تمایلی ندارد که در مسائل داخلی آمریکا و رقابت‌های درونی این کشور نقش ایفا کند. با این وجود این احتمال مطرح است که مسأله ایران به طور غیرمستقیم در انتخابات آتی آمریکا تأثیراتی داشته باشد. مهمترین مسأله در این خصوص این است که در هر شرایطی منافع ملی در اولویت قرار گیرد و در تمامی تصمیم گیری ها منافع ملی در نظر گرفته شود.

* ارزیابی شما از رشد افرادی چون ترامپ در جوامع غربی چیست؟ چرا پوپولیسم در قالب راست افراطی تا این اندازه در حال رشد است و این یکجانبه گرایی مد نظر این گروه‌ها چه تأثیراتی می‌تواند بر آینده جهان داشته باشد؟

با رشد پوپولیسم در دنیا و افزایش تعداد رهبران پوپولیست، جهان در حال گذار به سوی نوعی از ملی گرایی افراطی و چندجانبه گرایی با اقداماتی که از سوی ایالات متحده صورت گرفته، تضعیف شده است. از جمله این اقدامات که از سوی دولت دونالد ترامپ صورت گرفته می‌توان به خروج از توافق محیط زیستی پاریس، خروج از برنامه جامع اقدام مشترک، خروج از INF و خروج از توافق نفتا اشاره کرد. به دلیل اتخاذ همین رویکرد، چند جانبه گرایی روز به روز ضعیف تر شده اما مشخص نیست از دل تضعیف این چندجانبه گرایی آلترناتیو منسجمی بیرون بیاید. قطعا در آینده نیروهایی که از بند چند جانبه گرایی در جهان رهایی می‌یابند، تمایل به ملی گرایی افراطی دارند و نمونه‌هایی از این وضعیت را در برخی کشورهای اروپایی نظیر مجارستان و ایتالیا می‌توانیم مشاهده کنیم. ادامه این وضعیت برای آینده جهان بسیار خطرناک است. تضعیف نقش سازمان‌های بین‌المللی و تضعیف نقش سازمان ملل یکی از نتایج بی‌اعتمادی به مسأله چند جانبه گرایی است و مطمئنا یک جانبه گرایی آلترناتیو بسیار خطرناکی برای آینده جهان خواهد بود.

* این سیاست‌های یکجانبه گرایانه چه تغییری در نظم جهانی خواهد داشت؟ آیا باید شاهد دو قطب چین و آمریکا در شرق و غرب و تعریف نظم جدید تحت این شرایط باشیم؟

چین عامل مهمی برای تعیین نظم قرن 21 در جهان خواهد بود. تمام سیاست های بالادستی ایالات متحده از زمان ریاست جمهوری باراک اوباما تا امروز نیز بر اساس محدود کردن چین در حدود جغرافیایی خودش است. آمریکا می‌خواهد نفوذ چین در جهان را محدود کند و به همین دلیل می‌توان گفت قطعا چین عامل تأثیرگذاری برای شکل گیری نظم جدید جهانی در قرن بیست و یکم خواهد بود. با این وجود این که جهان آینده دو قطبی باشد یا چند قطبی هنوز مشخص نیست و باید دید تحولات آتی چه دیدی از آینده جهان به ما می‌دهد. واقعیت آن است که تا امروز ایالات متحده در شاخص‌های اقتصادی، تجاری و نظامی با چین فاصله زیادی دارند و با اختلاف بسیار هنوز در جایگاه اول هستند، اما چینی‌ها نیز بیکار ننشسته‌اند و با سرعت در حال کاستن از این فاصله هستند و بنابراین هم امکان ایجاد جهان دو قطبی و هم امکان ایجاد جهانی با قطب های پراکنده وجود دارد. در آینده نه چندان دور نشانه‌هایی جدی از ظهور نظم جدید جهانی مشخص خواهد شد و با بررسی تحولات آینده می‌توانیم به چگونگی این نظم جدید پی ببریم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی