بستن

پارادوکس ارزندگی در بازار سرمایه

پارادوکس     ارزندگی 
در بازار سرمایه
همایون دارابی کارشناس بازار سرمایه

عده‌اي از کارشناسان مالي بر اين باورند که در بررسي بازار بورس طي مدت اخير، معلوم شد که اين بازار حباب قيمت ندارد و همچنين هنوز ارز اين بازار از نظر دلاري به سال 1392 که معادل 150 ميليارد دلار بود، نرسيده و ارزش فعلي آن حدود 115 ميليارد دلار است و هنوز جاي رشد زيادي دارد. عده‌اي ديگر نيز معتقدند که برخي سهم‌ها حباب کاذب دارند. در اين باره بايد تاکيد کنم که در بازارهاي مالي هيچ تعريف رسمي در مورد حباب قيمت‌ها نداريم؛ يعني هيچ فرمول يا مشخصه‌اي که بتوانيم حباب را در بازارهاي مالي تشريح کنيم، وجود ندارد. از نظر دلاري، بله صحيح است و هنوز بازار سرمايه نسبت به دلار سال 92 تعديل نشده است. با توجه به اينکه در اين سال‌ها، شرکت‌هاي جديدي به بازار اضافه‌ شده‌اند، هنوز ظرفيت رشد وجود دارد. اما امري که باعث ايجاد محدوديت شد، اين بود که به دليل قيمت‌گذاري‌هاي قيمتي و به دليل اينکه بخشي از بازار ما هنوز با ارز 4200 توماني سر و کار دارد؛ يعني مثل گروه‌هاي غذايي و دارويي، کماکان بخش‌هايي از بازار نتوانسته‌اند بر اساس ارزش بازار جديد قيمت خودشان را متناسب با سودشان تعديل کنند. يعني اگر هنوز اين اتفاق نيفتاده است، يک بخشي از آن به دليل تحميل قيمت‌هاي دستوري و کماکان باقي‌ماندن ارز 4200 توماني است. به همين دليل، انتظار مي‌رود دولت بازار را به لحاظ ارزي يکدست کند، يعني اگر قصد دارد به کسي يارانه‌اي بدهد يا مي‌خواهد به قيمت کمتري از محصولات دارويي و غذايي برسد، اقدام به پرداخت مستقيم يارانه کند و در مقابل آن اجازه دهد که بازار با يک ارز واحد و رقابتي که ارزش آن به صورت واقعي تعيين مي‌شود، فعاليت کند. بنابراين، در حال حاضر ما در بازار فاقد حباب هستيم چون مفهوم حباب قابل اثبات نيست و دوم اينکه ما نيازمند اين هستيم که بازار به لحاظ ارزي يکدست شود و کشف قيمت ارز به صورت واقعي انجام شود. اينکه برخي کارشناسان اعلام مي‌کنند که از نيمه دوم سال 98 ديگر هر سهمي خريدني نيست مگر با مطالعه دقيق ترازنامه و صورت‌هاي مالي آن. هميشه اين موضوع صدق مي‌کند و اگر فرد هر زماني وارد بازار شود، در ارتباط با سهم‌ها مشاهده مي‌کند که يکسري خريدار هستند و يکسري فروشنده. معمولا فروشنده برداشتش اين است که سهم نمي‌ارزد و خريدار معتقد است که سهم باز رشد مي‌کند. به هر حال، وقتي سهامدار خودش را در موقعيت سرمايه‌گذاري قرار مي‌دهد، بايد يک استراتژي داشته باشد و بر اساس آن استراتژي اقدام به خريد سهام خود کند. ممکن است سهمي که از نظر من ارزنده نباشد، از نظر فرد ديگري ارزندگي داشته باشد و بالعکس. به همين دليل، ما هميشه به سرمايه‌گذاران توصيه مي‌کنيم که پيش از اينکه وارد بورس شوند، يک استراتژي واضح و مشخص براي خودشان و براي زمان خريد و فروش سهم داشته باشند. يعني اگر مي‌خواهند سهمي را بخرند، بر اساس استراتژي شرايط را بسنجند و اگر سهمي متناسب با استراتژي خودشان پيدا کردند خريد خودشان را انجام دهند و اگر بر اساس استراتژي به هدف قيمتي خودشان رسيدند سهم را بفروشند. به همين دليل شما هميشه در بازار با پارادوکس ارزندگي مواجه هستيد حتي ممکن است يک سهم ارزنده از ديدگاه من براي ديدگاه شخص ديگري ارزنده نباشد و بالعکس.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی