بستن

۱۱۸ هم ۱۱۸های قدیم!

۱۱۸ هم ۱۱۸های قدیم!
شهرزاد خان محمدی

بابا به خانه آمد و يک‌سري کاغذ را روي ميز پرت کرد و با نگاهي خشمگين سمت ما گفت: «اين چيه؟»

گفتم:«اين چيه مگه؟»

بابا گفت:«از من ميپرسين؟»

خواهرم گفت: «خب شما اين کاغذها رو آورديد چرا ما بايد بدونيم که اين‌ها چي هستن؟»

بابا گفت: «يعني تو عمرتون قبض آب و برق نديديد؟»

گفتم: «آهااان قبض آب و برقه؟»

بابا گفت:«واقعا به خودم تبريک ميگم با اين بچه‌هاي باهوشي که دارم.»

برادرم گفت:«خب قبضه ديگه پدر من! اين همه سوال و جواب نداره که!»

بابا گفت: «هويت اين کاغذها براي من سوال نيست چيزي که توي اون نوشته شده برام مهمه.»

خواهرم گفت: «مگه چي توش نوشته بابا؟ دارم کم‌کم نگران ميشم. نکنه اسم يه مالک ديگه رو توي قبض نوشتن؟ يعني خونه‌مون از دستمون رفت؟»

برادرم گفت: «پرفسور آخه به عقلت مراجعه کن چه جوري خونه‌مون رو ميتونن ازمون بگيرن؟»

خواهرم گفت: «من چميدونم. مگه نديدي توي فيلم‌ها و سريال‌ها، اين همه کلاهبردارها خونه زندگي طرف رو بالا ميکشن؟»

بابا گفت:«حالا نميخواد انقد بحث کنيد، منظورم اينه‌که چيکار کرديد که انقدر هزينه قبض تلفن زياداومده؟ چرا صرفه جويي نکرديد؟»

برادرم گفت: «ديگه بايد چيکار ميکرديم که نکرديم؟ من که تماس‌هام رو هميشه با موبايلم انجام ميدم. اصلا از تلفن خونه استفاده نمي‌کنم.»

مامان همان لحظه تلفن به دست از اتاقش بيرون آمد و گفت: «يک دقيقه مي‌خواستيم تلفن حرف بزنيم‌ها انقد سروصدا کرديد که آبروم رفت!»

خواهرم با ابروهايش به مامان اشاره کرد و رو به بابا گفت: «علت هزينه زياد قبوض آمد.»

برادرم گفت: «واقعا يک دقيقه؟ مامان شما که از بيست‌و چهار ساعت، بيست و‌ شش ساعتش را مشغول حرف زدن با تلفن هستي، احتمالا الان هم خاله پشت خط بوده که شما رو در جريان کامل اتفاقاتي که توي فاميل افتاده قرار بده، نمي‌دونم چرا نگران رفتن آبروت هستي! ما که با خاله اين‌حرف‌هارو نداريم.»

مامان گفت: «چي ميگي براي خودت؟ من اصلا با خاله‌ات حرف نمي‌زدم.»

گفتم: «عجيبه! پس با کي حرف مي‌زدي؟»

خواهرم گفت: «حتما خواهر شوهر محترم پشت خط بوده و مامان خانم پز خريدهاي جديدش رو بهش داده.»

بابا گفت: «مامان‌تون سلطان تلفن حرف زدنه. اگه تماس‌هاي اون نبود مخابرات تاحالا ورشکست شده بود.»

مامان رو به خواهرم گفت: «نه‌‌خير اين‌بار با عمه‌ات هم حرف نمي‌زدم. 118 رو گرفته بودم داشتم سوالاتم رو ازش مي‌پرسيدم.»

برادرم گفت: «جديدا چرا انقد با 118 تماس مي‌گيري؟ اون اپراتور بنده‌خدا که کارشناس برنامه روانشناسي نيست که زنگ ميزني سوالاتت رو ازش مي‌پرسي!»

مامان گفت: «خودم مي‌دونم کارشناس نيست، اگه کارشناس بود تو رو مي‌بردم پيشش که درمان بشي دست از اين بانمک‌بازي‌هات برداري! من در مورد آدرس و شماره تلفن فلان آرايشگر و فلان مطب دکتر و جاهاي ديگه از 118 سوال داشتم.»

گفتم: «حالا خوبه تماس با 118 رايگانه و نميشه گفت‌ به خاطر اونه‌که انقدر قبض‌مون زياد اومده.»

بابا گفت: «آره واقعا خداروشکر حداقل اين يک مورد هزينه‌اي نداره!»

برادرم گفت: «اتفاقا اونم ديگه پولي شده، مگه خبرش رو‌ نشنيديد؟»

از روي گوشي‌ خواند: «تماس با 118 پولي شد! با ابلاغ مصوبه 212 کميسيون تنظيم مقررات ارتباطات، تماس با کدهاي سه‌رقمي غيراضطراري مشمول هزينه براي تماس گيرنده خواهد بود.»

مامان گفت: «118هم 118‌هاي قديم!»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی