بستن

عرصه تجربه

عرصه تجربه
فرزانه محمدی‌خان‌قشلاقی منتقد و مترجم

کمتر مخاطب فلسفه و ادبيات در جهان است که نام ميشل فوکو را نشنيده يا کتابي از او نخوانده باشد. انسان‌گرايي که به فلسفه زبان از منظر ديگري مي‌نگريسته چراکه برخلاف همتايان خود در اين حوزه، زبان را بازتابي از تجربه شخصي فرد مي‌دانست. قياس کنيد با پل ريکور که زبان را خانه وجود مي‌دانست. از اين‌رو، وي نسبت به تاريخ رويکردي تجربه‌گرا قائل است نه مبناي حقيقت يا اثبات. از اين ساحت، فوکو همواره تمايلي جدي به سمت آثار ادبي از خود نشان مي‌داد. اين تمايل او را ـ انسان را ـ به واسطه تأثيرگذاري، تجربه بايسته‌اي در اختيارش قرار مي‌دهد که قادر است تلقي‌هاي وي را از جهان دگرگون سازد. اين تمايل از همين جنبه اثرگذاري و تأثيربخشي آثار داستاني و شعر است. با اين نگرش فوکويي است که بسياري از انديشمندان را به سمت بررسي انتقادي از تفکر بنيادين در گستره ادبيات کشاند.

تيموتي اُليري از منظر فوکو به بررسي آثار ادبي نگاهي مي‌اندازد و معتقد است که چنين آثاري مي‌توانند با مداخله خود در تجربه مخاطب به تغيير اخلاقي وي دامن بزنند. نويسنده طي مسير خود به جان ديويي و جرج گادامر نيز نزديک مي‌شود تا به فهم گسترده‌تري براي بحث مورد نظر خود دست يابد. از اين رهگذر ناچار مي‌شود همچون فوکو نقبي به دلِ تاريخ بزند و به رويکرد ضدشعري افلاطون و بيرون‌راندن شاعران از آرمان‌شهر بپردازد و سپس تا آنجا پيش برود که به تحليل آثار شيموس هيني ـ شاعر ايرلندي برنده جايزه نوبل ادبيات ـ بپردازد که زمينه بحث رويکرد ضدافلاطوني به شعر را فراهم آورد.

نويسنده در اثناي کلام به ما يادآور مي‌شود که: «کتاب تجربه کتابي است که به ما کمک مي‌کند تا خود را از خودمان جدا کنيم تا جهت‌گيري خود را نسبت به جهان از نو مشخص کنيم و روش عملمان را در جهان تغيير دهيم.» اما پرسش اين است که «چرا کتاب تجربه؟» يعني آيا هر اثر ادبي از ديدگاه فوکو يک «تجربه» به حساب مي‌آيد؟ تجربه‌اي که در عين محدود‌بودن و منحصربه‌فردبودن، خود قائم‌ به ‌ذات است. يک تجربه جمعي است.

اهميت کتاب «فوکو و ادبيات داستاني؛ کتاب تجربه» بيشتر در اين است که نويسنده پيوسته در اين تلاش است تا پيوندي ميان فلسفه و مفهومي فلسفي که در نظر دارد، از متون ادبي به کندوکاو آن در زندگي انسان بپردازد. به همين دليل به سراغ متون و مولفان بزرگ و مطرح ادبيات جهان، به‌ويژه ادبيات ايرلند مي‌رود. جاناتان سوييفت، جيمز جويس، ساموئل بکت، شيموس هيني و ديگران که آثارشان عمدتا خود «تجربه»اي عظيم در زندگي و ساحت فراموش‌شده انسان است، و درحقيقت اين آثار که آيينه تمام‌نماي تجربه انسان در تمامي اعصار است، تاثير ژرفي بر فهم و درک انسان در راه پرمخافت زندگي دارد. تاثير اوليه و اصلي تجربه بر اخلاق را نويسنده در جاي‌جاي کتاب انکارناپذير مي‌داند؛ چراکه مفهوم مغفول‌مانده انسان معاصر در گذر تاريخ است. بنابراين چيزي که خواننده بايد از اين کتاب دريافت کند، اين است که چگونه از مسير اين شخصيت‌هاي ادبي به آنچه در خود اوست دست يابد؛ و آن چيزي به‌جز «تغيير» نيست. اين مساله باعث مي‌شود او به‌رابطه خود با جهان بيانديشد.

از آنجا که فوکو انسان را يک سوژه تلقي مي‌کند، او را در سه عرصه دانش، قدرت و خويشتن مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين سه عرصه، عرصه بنيادين «تجربه» است. اين سه عرصه به انسان کمک مي‌کنند تا خود را از خويش جدا کند و جهت‌گيري خود را نسبت به جهان از نو مشخص نمايد و شيوه عمل خود را در جهان تغيير دهد. با اين نگرش انسان تجربه‌هاي عظيمي را در طول تاريخ از سر گذرانده است که همگي مي‌توانند موجبات تغيير را در او پديد آورند. اين نگرش تجربه‌گرايانه به آثار ادبي در گذر زندگي خود يک رويکرد آزمون‌گرايانه است که همواره شکل تازه‌اي از زيستن و انديشيدن را براي انسان به ارمغان مي‌آورد.

«کتاب تجربه»، آزموني تازه براي مخاطب ايراني است که مي‌تواند به او کمک کند تا در يک ساحت اخلاق‌گرايانه به فهم رشديافته دست يابد و آزمون پشت سر گذاشته شخصيت‌هاي ادبي را در زندگي روزمره خود تجربه کند و از آن رهگذر به «تغيير» خود و جهان دست يازد. اين کتاب را فرهاد اکبرزاده ترجمه کرده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی