آرمان ملي- رها معيري: سالهاست که آمار دقيقي از کودکان بازمانده از تحصيل منتشر نميشود و در آخرين اظهارنظر معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش گفته است که 141هزار کودک بازمانده از تحصيل وجود داشت که 34هزار نفر از آنها شناسايي شده و به مدارس بازگشتند. طبق آمار کودکان که بيشتر در سن 6 تا 11ساله هستند، بهدليل مشکلات مالي و اعتياد پدر و مادر، تفکر سنتي خانوادگي، ازدواج زودهنگام دختران و ... يا هرگز به مدرسه نميروند و يا پس از مدت کوتاهي ترک تحصيل ميکنند. اما همان طور که فرشيد يزداني، مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودک ميگويد: طبق آمار سازمانهاي مردم نهاد و انجمنهاي حمايتي حدود 90درصد پسران بازمانده از تحصيل جذب بازار کار و 40درصد دختران مجبور به ازدواجهاي زودهنگام ميشوند که در اين راه آسيبهايي همچون کودکان کار و خياباني، طلاق زودهنگام، بزهکاري و... در کمين آنها است. در حالي که آنها سواد و شناختي از شرايط موجود در اجتماع را ندارند با ورودشان به شرايط زندگي و کار که براي اولين بار تجربه ميکند، در مواجهه با آسيبهاي اجتماعي خود را بيدفاع ميبييند. حالا دولت قصد دارد با اقدامات پيشگيرانه، کودکاني که آيندهسازان کشور هستند را به مدرسهها بازگرداند و از سوي ديگر به کاهش آسيبهاي اجتماعي کمک کند.
آمار دقيقي در اختيار نداريم
يک عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ميگويد: آموزش و پرورش در اين رابطه با همکاري مجلس و نهادهاي حمايتي بايد کودکان بازمانده از تحصيل را به چرخه علم و سوادآموزي برگرداند.محمد بيرانوند به «آرمان ملي» افزود: پيگيري جدي بازگشت دانشآموزان بازمانده از تحصيل به محيطهاي آموزشي و مدارس از اولويتهاي آموزش و پرورش است، قطعا سرمايهگذاري در خصوص بازگشت دانشآموزان بازمانده از تحصيل موجب جلوگيري از بسياري از هزينهها و معضلات اجتماعي ميشود. وي يکي ديگر از دلايل افزايش پديده دانشآموزان بازمانده از تحصيل را مهاجرت خانوادههاي روستايي به حاشيه شهرها و نبود امکانات آموزشي در حاشيه شهرها ميداند و خاطرنشان ميکند: به همين منظور اجراي طرح انسداد بيسوادي كه از سال 92 در دستور كار قرار گرفته تا حد زيادي توانسته اين مشكل را برطرف كند، اما هنوز کودکان بسياري در سطح شهرها از سودآموزي محروم هستند.
كاهش آسيبهاي اجتماعي
يك جامعهشناس و فعال حقوق کودک در رابطه با مشکلاتي که کودکان بازمانده از تحصيل را در آينده تهديد ميکند، به «آرمان ملي» ميگويد: سالهاست که به شکلهاي مختلف فرهنگسازي در اين رابطه صورت گرفته تا خانوادهها به اهميت سواد و تحصيل در زندگي فرزندانشان پي ببرند، اما هنوز در قرن 21 باز هم شاهد اين اتفاقات آن هم بهدليل تفکرات سنتي در يک صد سال گذشته هستيم. امروزه بسياري از کودکان باز مانده از تحصيل را ميتوان در سرچهارراهها و در کارگاهها ديد که با شرايط سختي زندگي ميکنند. بنابراين بايد براي شناسايي اين كودكان و بازگرداندن آنها به چرخه علمآموزي و كسب مهارت از سوي متوليان امر برنامهريزي وجود داشته باشد. ميترا نصراللهي ميافزايد: والدين معتاد و رهاکردن کودکان، مهمترين علت بازماندن کودکان از تحصيل در استانها محسوب ميشود، از سوي ديگر در استانهايي مانند سيستان و بلوچستان تفکر سنتي درباره زندگي، نقش مهمي در عدم تحصيل فرزندان مخصوصا قشر دختران دارد. به همين دليل نهادهاي حمايتي و آموزشي بايد بتوانند در اين زمينه ورود و با رفع مشكلات خانوادهها زمينه حضور اين افراد را در مدارس براي تحصيل فراهم كنند. او با اشاره به اينکه حضور كودكان در جامعه براي كارهاي سخت باعث ميشود، اين افراد مورد سوء استفاده قرار گيرند، ميافزايد: بسياري از اين افراد بهدليل ضعف مهارت و تجربه قادر به شناسايي مشکلاتي که بر سر راه آنهاست، نيستند. آموزش و پرورش علاوهبر خواندن و نوشتن، افراد را با باورها و مهارتهاي فراواني آشنا ميكند كه نبود هر يك از اين موارد فرد را با مشكلات و آسيبهاي بسيار جدي مواجه ميكند. او با اشاره به اينكه بايد مشكلات بازماندگان از تحصيل در شهرها و روستاها مورد كارشناسي قرار گيرد، ادامه ميدهد: در مورد بازماندگي كودكان از تحصيل در مناطق مختلف مشكلات و مسائل مختلفي دخيل است. علاوهبر آن باورهاي نادرست خانوادهها نيز كه بيشتر در روستاها حاكم است نقش مهمي را در اين رابطه ايفا ميکند، خانوادههايي كه مانع از تحصيل كودكان خود ميشوند با دستان خود اين افراد را بدون داشتن هيچمهارتي وارد اجتماع و زندگي مشترک ميکنند که بعدها مشکلات آنها در آسيبهاي اجتماعي خود را نشان ميدهد.