در مورد انتخابات فدراسيون واليبال نظرات مختلفي مطرح شده است.از نظر قانوني «داورزني» ميتواند تا زمانيکه پست جديدي نگرفته در انتخابات هر فدراسيوني ثبتنام کند. در واقع منع قانوني براي او يا هر فرد ديگري وجود ندارد.خيلي از افراد هستند که خارج از سيستم ورزش کشور مشغول به کار هستند، اما در انتخابات فدراسيون هم بدون اينکه از سمت خود استعفا دهند؛ ثبتنام ميکنند. بنابراين حضور همزمان او فعلا منع قانوني ندارد. انتخابات فدراسيونهاي ورزشي مانند مجلس شوراي اسلامي نيست که فرد بايد از 6 ماه جلوتر از سيستم دولتي استعفا دهد. اما اصرار بر اينکه داورزني هم بهعنوان معاونت قهرماني و هم رئيس فدراسيون واليبال در آينده مشغول به خدمت شود، جاي تعجب دارد. به اعتقاد من اين مصداقِ بارز مهندسيکردن انتخابات فدراسيون واليبال است و مسئولان وزارت ورزش نبايد اسم آن را انتخابات بگذارند، بلکه حضور داورزني انتصاب است و مصداق کامل مهندسيشدن و بيعدالتي است. هر مسئولي در هر جايگاهي افتخارات خوبي بهدست آورده و بايد تلاش کند آن را حفظ کند و فضا را براي نيروهاي کارآمد باز کند. من مطمئن هستم داورزني در واليبال نميتواند موفقيتهاي دوران گذشتهاش را تکرار کند و در چنين شرايطي تنها واليبال صدمه ميبيند.من رفتار وزارت ورزش و اصرار بر حضور داورزني در هر دو پست را خارج از اخلاق دموکرات ميدانم و همانطور که گفتم اسم اين موارد را انتخابات نگذارند؛ تا چه زماني يک عده بايد پشت امثال داورزني در ورزش اين مملکت بسوزند به اين خاطر که او علاقهمند به کنارهگيري نيست.حضور داورزني در واليبال باعث ميشود برخي افرادي که نسبت به او موضع دارند، بر عملکردش تاثير بگذارند. تنها نتيجه نيست که باعث موفقيت واليبال ميشود بلکه در کنار آن تشکيلاتي وجود دارد که يک مدير بايد بتواند آنها را نيز مديريت کند. البته حضور «سعادتمند» در انتخابات واليبال هم نکته انحرافي خواهد داشت. من اين احتمال را ميدهم که داورزني در انتخابات به نفع سعادتمند کنار بکشد و در نهايت او رئيس فدراسيون شود. چه دليلي دارد که نيروهاي وزارت ورزش به اين شدت خواستار حضور در انتخابات يک فدراسيون باشند. اينها همه نشان ميدهد که انتخابات اين رشته سالم نيست و مهندسي شده است. اگر وزارت ورزش اعتقاد بر اين دارد که بايد فدراسيونها را بهدست خانواده آنها بسپاريم، بايد فضا را براي جوانان اين رشته باز کند نه اينکه بر روي اشخاص خاص تمرکز کند. من تحليلم اين است که شايد داورزني از سعادتمند حمايت کند و يا با علم به اينکه فضا به سود سعادتمند مهندسي شده است، در انتخابات حضور پيدا ميکند و در آخر هم اعلام ميشود که انتخابات در فضاي کاملا باز برگزار شده و افراد مجمع بدون جانبداري از شخص خاصي رئيس خود را انتخاب کردهاند.