بهنظرم تغييرات زياد در استقلال و از دستدادن نفرات زياد در اين تيم مشکلساز شده و هر سال بهدليل اين تغييرات زياد چند هفته ابتدايي را از دست ميدهد و در پايان فصل مشکلساز ميشود و اين در نتايج استقلال هم خودش را نشان داده است. سواي آن من نبود يک بزرگتر درون تيم که بازيکنان از او حساب ببرند را حس ميکنم. وريا غفوري بازيکن خوبي است و خيلي او را دوست دارم ولي بازيکني نيست که در زمين همه از او حساب ببرند. جدايي همزمان خسرو حيدري و منتظري و رحمتي يک خلأ در استقلال ايجاد کرده است. پرسپوليس نفرات کمتري از دست داده و تغييراتش کمتر بوده و بازيکناني هم که به خدمت گرفته سابقه بازي در اين تيم را داشتند و به همين دليل هماهنگي بيشتري در ترکيب اين تيم وجود دارد. آنها در خطحمله مشکلاتي دارند که فکر ميکنم به سبک بازي تيم و فاصله خط هافبک و حمله تيم برميگردد و به مرور زمان اين مشکل رفع خواهد شد و نياز به زمان دارند تا کالدرون با شرايط فوتبال ايران خودش را وفق دهد. يکي از برتريهاي کالدرون نسبت به استراماچوني اين است که پيش از اين سابقه کار در آسيا را داشته و بهطور کلي با جو و فضاي اينجا آشنايي بيشتري دارد و همين در شروع کار کمک زيادي به او کرده است.