فصل سوم سريال «ستايش» در حالي آغاز شد که از همان ابتدا اين سريال از سوي مخاطبان و کارشناسان مورد نقد جدي قرار گرفت و سوژه شبکههاي اجتماعي هم شد. گريم نرگس محمدي در اين فصل از سريال او را حتي جوانتر از فصل قبل نشان ميدهد!پرويز شيخ طادي، کارگردان سينما و تلويزيون درباره وضعيت گريم بازيگران در تلويزيون اظهار کرد: متاسفانه بهدليل هزينههاي بالا، تلويزيون خيلي براي گريم وقت نميگذارد، طراحي معنايي ندارد و بيشتر بهدنبال زيباييسازي است.اين کارگردان در گفتوگويي با «ايسنا» با انتقاد از ضعيت گريم هنرمندان در آثار تلويزيوني، تعيين تکليف برخي بازيگران براي گريمهايشان در آثار هنري را اقدامي غيرحرفهاي خواند و گفت: طراحان گريم قديمي و حرفهاي که علم و دانش اقناعي داشته و در کارشان مسلط باشند، کاملا ميتوانند بازيگران را قانع کنند. آن بازيگري که قانع نشود و منطق را نپذيرد، به عقيده من بازيگر نيست. ما درباره بازيگراني صحبت ميکنيم که زيردست طراحان با دانش مينشينند نه آماتور. از سويي ديگر رضايت بازيگر از گريم به اين دليل صورت ميگيرد که اختلافات ميان بازيگر و عوامل حل شود و کار بينتيجه نماند؛ حال اينکه چرا بايد اين اتفاقها بيفتد نياز به آسيبشناسي دارد.
بازيگران از گريم سنبالا نگرانند
شيخطادي علت دخالت هنرمندان در گريم را به فرهنگ کلي اخلاق حرفهي سينما و صنفي نسبت داد و درباره گريم شخصيت «ستايش» در فصل سوم آن که با انتقادهايي همراه شده است، نيز اظهارکرد: اتفاقي که رخ داده است نميدانم چه دليلي داشته است، اما هرچه که هست مورد انتقاد قرار گرفته و براي مخاطب اين سوال پيش آمده که از فصل گذشته اگر «ستايش» روند پيري در پيش گرفته، چرا به يکباره جوان شده است؟! طبيعي است مادري که بچه 30 ساله دارد، بايد ويژگيهاي ظاهرياش را هم داشته باشد و بزرگتر باشد. ما نميدانيم آيا خانم نرگس محمدي اين درخواست را داشتند که صورتشان زير گريم نرود و بهدليل اينکه با چهره پير جلوي آنتن نروند و بهعنوان مادر جا نيفتند، اين اتفاق افتاده است؛ البته ما وقتي خيلي از بازيگران جوان را با گريم سن بالا و مادر شدن جلوي دوربين ميآوريم، براي آينده نگران ميشوند، بهدليل اينکه هنوز ميتوانند در نقش جوان ايفاي نقش کنند و اگر قابليت پيرشدن پيدا کنند ديگر ممکن است که با اين نقشها مواجه شوند. اين اشکالات دوطرفه است. در حاليکه هيچ کارگرداني اين کار را نميکند، چرا که زحمت گريم بالايي دارد و ساعتها بايد پشت ميز گريم بنشيند و از طرفي پوست بازيگر خراب ميشود. هيچ کارگرداني اين سختي را به خود نميدهد که بازيگري را پير کنند.سريال ستايش چون سه فصل داشته مجبور به گريم بازيگران شدند و بازيگر ستايش بايد اين را يک امتياز براي خود بداند که ميانسالي و پيري را خوب بازي کند. اگر دليل اين ظاهر گريم از سوي خود بازيگر باشد اقدامي غيرحرفهاي و نادرست است.
اتاق گريم فضاي آرامي ندارد
کارگردان «بانوي سردار» با اشاره به بازيهاي درخشان فاطمه معتمدآريا که شخصيتهاي پير و فرسودهاي به وي پيشنهاد شده و بهخوبي از عهده آنها برآمده است، گفت: اينها همه امتياز است. بازيگران بايد توجه داشته باشند که از اين پس بعد از گريم و بازي، در کيفشان لوازم آرايش نداشته باشند که بعد آرايش کنند. مهم بازي است و بازيگران بايد به دست بزرگترانشان نگاه کنند. بازيهايشان را در کارهاي شاخص ببينند. متاسفانه اتاق گريم در آثار هنري فضاي آرامي ندارد و اتاقي پرحاشيه است. و مهمتر از آن اينکه مجريان طرح بايد بر اتاق گريم نظارت داشته باشند تا از مواد استاندارد استفاده کنند.شيخطادي درباره آزادي عمل گريمورها و بسته بودن دستشان براي گريم بازيگران نيز اظهار کرد: گريمورها نبايد از بازيگران براي گريم ترسي داشته باشند. طراح گريم براي طراحي بايد آرامش داشته باشد. نه اينکه بازيگري که تازه به شهرت رسيده شروع به مخالفت با گريم کند و بگويد من اين گريمور را نميخواهم چون من را زيبا نميکند؛ البته از طرفي صنف گريم هم بايد خيلي مراقب باشند، بعضا از موادي در گريم استفاده ميشود که مواد اصلا استانداردي نيستند اما چون ارزان است استفاده ميشود و اين به صورت بازيگر آسيب ميزند؛ در حالي که بازيگر، گريمور و کارگردان همه بايد به درک فيلمنامه کمک کنند. از تجربه حرفهايها مثل آقاي عبدا... اسکندري هم بايد بهرهبرداري کرد.
سريالهاي تلخ را تماشا نميکنم
شيخ طادي در بخش ديگري با بيان اينکه ديگر سريالهاي تلخ تلويزيون را بهعنوان مخاطب تماشا نميکند، گفت: در اين زندگي که دغدغههاي ريز و درشت و اضطراب و نگراني هست، براي چه بايد بنشينيم و سريالهاي تلخ تلويزيون را ببينيم. چرا بايد براي چنين سريالهايي سرمايهگذاري کنم. جداي از اين سريال (ستايش)، اصولا سريالهاي تلخ را نميبينم.وي بار ديگر به موضوع گريم بازيگران سريال بازگشت و گفت: قاب تلويزيون و سيما و ابزاري که در آن براي بازتاب نور و برگشت و تبديل آن به تصوير رخ ميهد، الزماتي دارد. نوري وجود دارد که اين نور طيفهاي مختلفي دارد و برخوردش با اشيا، گياه و احجام مورد بررسي قرار ميگيرد؛ بهطور مثال وقتي صورتها مقابل دوربين قرار ميگيرند، گاهي نيازمند تغييراتي هستند. اين تغييرات گاهي براي کارهاي پلاتويي و استوديويي، الزاماتي دارد و بخش ديگر به حوزه نمايش برميگردد که معمولا فيلمنامه و داستان يک الگويي را ديکته ميکند؛ به طور مثال يک فيلمنامه و يک داستان تاريخي يک مقطع زماني شخصيتي و جغرافيايي را به همه عوامل ديکته و درخواست ميکند و گريمور بايد طبق فيلمنامه و خواست فيلمنامه شروع به تغيير و عمل کند.شيخطادي ادامه داد: گاهي فيلنامههاي تاريخي و يا فيلمهايي که رئال هستند، نيازمند شبيهسازي ميشوند؛ يعني گريم به سمت شبيهسازي شخصيتهاي تاريخي ميرود. يک وضعيت دراماتيکي هم وجود دارد و جداي از اينکه مساله اول شبيه سازي و وفاداري به تاريخ است، فاکتور مهمتر اين است که شخصيتها را به درام داستان نزديک کنيم و به بازيگر ويژگيهاي شخصيتي بيفزاييم. بهطور مثال اگر شخصيتي جنگجوست، گريمور نسبت به ويژگيهاي آن شخصيت اقدام به گريم ميکند. در حوزه گريم، اتفاقي ميافتد که بازيگر نزديک به آن شخصيت فيلمنامه نيست و گريمور بايد آن را به شخصيت مورد نظر نزديک کند و مجبور به قطعهگذاري ميکند. بنابراين کار گريم ابعاد زيادي دارد، گاهي نقاط ضعف را برطرف و گاهي نقاط قوت را اضافه ميکند.