بستن

آمريكايي‌ها با محدوديت ويزا در كار سازمان ملل دخالت مي كنند

آمريكايي‌ها با محدوديت ويزا 
در كار سازمان ملل دخالت مي كنند

آرمان ملي: واشنگتن تايمز گزارش داد «دونالد ترامپ، گفته است که قصد ندارد با حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران در نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد که در هفته آينده در نيويورک برگزار خواهد شد، ديدار کند. ترامپ در جمع خبرنگاران در اين باره گفت: من هيچ وقت چيزي را رد نمي‌کنم اما ترجيح مي‌دهم که [با روحاني] ديدار نکنم.» از سوي ديگر با توجه به آنکه دولت آمريکا هنوز براي تيم ايراني براي سفر به نيويورک ويزا صادر نکرده است و بايد هيات مقدماتي ايران پيش از اين براي انجام مقدمات سفر عازم نيويورک شده باشد، به علت عدم صدور ويزا تاکنون چنين اتفاقي نيفتاده است. تهران در حال تصميم‌گيري در مورد انجام و يا عدم انجام اين سفر است. به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي با رامين مهمانپرست انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد:

دونالد ترامپ درباره گمانه‌زني در زمينه ديدار احتمالي با دکتر روحاني گفت: «من هيچ وقت چيزي را رد نمي‌کنم اما ترجيح مي‌دهم که ديدار نکنم.» ارزيابي شما از اين مواضع دوگانه ترامپ چيست؟

دونالد ترامپ از ابتداي روي کارآمدنش به اين مساله شهره بود که در اعلام موضع و تصميم‌گيري از ثبات لازم برخوردار نبوده است. شايد به دليل آنکه ترامپ به لحاظ حرفه‌اي يک شخصيت سياسي نبوده است. رئيس‌جمهور فعلي آمريکا با تيمي که بيشتر به دنبال تندروي بوده و با مواضع بسيار غير منطقي مجموعه‌اي را شکل داده‌اند که حاصل آن عدم ثبات در سياست خارجي بوده است. سخنان ترامپ در بيشتر مواقع ارزش ارزيابي را ندارد. اين در حالي است که پيش از اين ترامپ ادعاي آمادگي مذاکره با ايران را داشته است اما به‌صورت دفعي اعلام مي‌دارد «رد نمي‌کنم اما ترجيح مي‌دهم که ديدار نکنم.» اين مساله کاملا در تناقض با ادعايي است که تيم ايشان و خودشان داشته‌اند. به نظر مي‌رسد يک طراحي تبليغاتي کرده و به دنبال آن بودند تا نشان دهند مسئولان ايراني را به پاي ميز مذاکره مي‌کشانند. در پي آنند تا علت مذاکره را به دليل موفقيت سياست فشار حداکثري جلوه دهند. بعد از آنکه ديدند مسئولان ايراني هيچ يک در زمينه انجام مذاکره استقبال نکردند مجبور شدند تا مواضع خودشان را تغيير دهند.

چرا ترامپ از يکسو مساله مذاکره را مطرح مي‌دارد و از سوي ديگر کاخ سفيد در مسير ورود ديپلمات‌هاي کشورمان سنگ‌اندازي مي‌کند؟

به نظر مي‌رسد دولت ايالات متحده آمريکا به بهانه آنکه ميزبان اجلاس‌هاي سازمان ملل متحد است از اين ميزباني سوءاستفاده و قوانين بين‌المللي را نقض مي‌کنند. يعني منشور ملل متحد توسط مسئولان آمريکايي نقض مي‌شود. از اينکه اجلاس مجمع عمومي در نيويورک و خاک آمريکا واقع شده است، کشورهاي مختلف براي بيان ديدگاه‌ها و پيگيري حقوقشان در اين اجلاس شرکت مي‌نمايند، نبايد بهانه‌اي براي آمريکايي‌ها باشد تا با عدم صدور ويزا جلوي حضور هيات‌ها را بگيرند. پيش از اين نيز با تحريم وزير خارجه کشورمان آمريکايي‌ها نشان داده بودند که لياقت برگزاري اجلاس‌هاي بين‌المللي به‌ويژه اجلاس سازمان ملل را ندارند. اگر در اين تصميمي که تاکنون با تعلل از سوي وزارت خارجه آمريکا مواجه بوده باعث شود تا تيم مذاکره کننده و نمايندگان کشورمان نتوانند در اجلاس سازمان ملل شرکت کنند اين مساله مي‌بايستي شروع يک جريان جديدي از سوي کشورهاي مستقل باشد تا عدم لياقت و شايستگي آمريکا روشن شود و براي احقاق حقوق کشورهاي مستقل تدبيري بينديشند. به گونه‌اي که يا بايد محل اجلاس‌ها و سازمان ملل متحد تغيير کند يا اينکه مقامات ايالات متحده مي‌بايستي که به اين درک برسند که چون ميزبان هستند هيچ صلاحيتي براي گزينش هيات‌هاي شرکت کننده ندارند. اين مساله مي‌تواند يک موضوع تعيين کننده در وضعيت آينده سازمان ملل و نحوه اداره آن و محل برگزاري اجلاس بين‌المللي سازمان ملل متحد باشد.

با توجه به حمله نيروهاي مردمي يمن به عربستان و فضاسازي شکل گرفته پس از آن، آمريکا از ايجاد اختلاف ميان ايران و کشورهاي عربي منطقه و کوبيدن بر طبل ايران‌هراسي چه اهدافي را دنبال مي‌کند؟

منطقه خاورميانه و خليج فارس به دو دليل در معادلات منطقه‌اي و جهاني تعيين کننده است. اول به دليل وجود ذخاير عظيم نفت و گاز در منطقه است که با توجه به آنکه کشورهاي منطقه اسلامي هستند، در صورت همکاري و وحدت ميان کشورهاي منطقه زمينه‌سازي براي اقتدار جهان اسلام را در پي خواهد داشت. چنين مساله‌اي خوشايند ابرقدرت‌ها به‌خصوص آمريکا و حتي بريتانيا نيست. دوم وجود رژيم صهيونيستي در منطقه بوده که تنها راه تضمين ثبات و امنيتش را در درگير کردن کشورهاي اسلامي منطقه با يکديگر، ايجاد تفرقه و شکستن وحدت آنها مي‌داند. آنچه که اولويت سياست خارجي آمريکا و متحدين آن در اين منطقه استراتژيک قرار گرفته، تلاش براي ايجاد اختلاف و تفرقه، درگيري، تقويت جريانات تروريستي و از بين بردن زيربناهاي اقتصادي و جلوگيري از رشد و توسعه کشورهاي منطقه است. اگر برخي از سران جوان و بي‌تجربه منطقه در مسير سياست‌هاي طراحي شده آمريکا، صهيونيست‌ها و بدخواهان جهان اسلام حرکت کنند، در صف دشمن قرار گرفته‌اند. برخلاف ايران که از ابتداي پيروزي انقلاب توسط حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري دائما در مساله وحدت جهان اسلام، همکاري و برادري کشورهاي اسلامي و تضمين ثبات و امنيت کشورهاي منطقه توسط خودشان تاکيد شده و هرگونه حرکت در جهت اختلاف انگيزي و تفرقه و درگير شدن کشورهاي منطقه با يکديگر را تذکر داده و آن را سم مهلک دانسته و در جهت اهداف رژيم صهيونيستي ذکر کرده‌اند. اگر تحليلگران منطقه به نکاتي اشاره مي‌کنند که ريشه در توانايي‌هاي بالقوه جهان اسلام و بدخواهي ايالات متحده و متحدينش در مقابله با جهان اسلام به بهانه‌هاي مختلف است، نشان دهنده آن است که افکار عمومي نسبت به اين مساله آگاه شده و متاسفانه سران برخي از کشورهاي منطقه هنوز متوجه توطئه‌ها و طراحي‌ها نشده‌اند شايد هم عامدانه وارد چنين مسائلي مي‌شوند اما بايد توجه داشته باشند که کشورهايي که در اين خط به نفع صهيونيست‌ها حرکت کنند نابودي خودشان را دنبال مي‌کنند و مردم آگاه منطقه آنها را در آينده نزديک نخواهند پذيرفت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی