در عرصه بينالمللي ورزش قوانيني وجود دارد که اگر آنها را رعايت کنيم مشکلي پيش نميآيد؛ اما اگر قرار بر اين است که ما قوانين را رعايت نکنيم بايد در کنار آن ديپلماسي بسيار قوي داشته باشيم تا مشکلي براي ورزش کشور پيش نيايد. زماني که اين اتفاق براي «مولايي» رقم خورد، خودش بارها در مصاحبههايش آن را مطرح کرد. در همين اتفاق اخير ابتدا اعلام شد که او پناهنده شد، بعد اعلام کرد که ويزاي آلمان دارد و پناهنده نشده است. همين مسائل حساسيتها را در عرصه بينالمللي دوچندان ميکند و باعث ميشود که آنها هم به اين موضوع واکنش نشان بدهند.از طرفي در چند سال اخير اين براي بار چندم است که مولايي با اين موضوع روبهرو شد متاسفانه بيتوجهيها به او هم خيلي زياد بود. وضعيت فدراسيون جودو نامشخص بود و کسي بهعنوان رئيس اين فدراسيون به وضعيت اين ورزشکار رسيدگي نکرد يا اينکه اگر از او بيشتر حمايت ميشد، هم حمايتهاي معنوي و هم مادي در نهايت اين ورزشکار اين تصميم را نميگرفت. من در خصوص ماجرايي که براي مولايي رقم خورد غفلت مسئولان را هم ميبينم. در المپيک آتن هم نمونه اين اتفاق رقم خورد و جودو با تهديد فدراسيونهاي جهاني روبهرو شد، اما در آن زمان با ديپلماسي درست اين موضوع را مديريت کردند.در زمان من موضوع عدم رويارويي ورزشکاران ايراني با رژيمصهيونيست مطرح بود. من 6 سال اين موضوع را مديريت کردم و با تماس مستقيم با آنها شرايط را توضيح ميدادم. واکنش آنها هم به اين موضوع خنثي بود چرا که اعتقاد داشتند طبق منشور المپيک، مسائل سياسي نبايد با ورزش آميخته شود. در حال حاضر حساسيتها زياد شده و بايد ديد جامعه ورزش چطور ميتواند آن را مديريت کند.بايد موضوع را دوستانه حل کرد و از طريق ديپلماسي ورزش ورود کرد. روابط بينالملل کميته ملي المپيک و وزارت ورزش و جوانان بايد به اين موضوع ورود کنند و نبايد هم بيش از اندازه به آن پرداخت چرا که بهانهاي براي رسانههاي خارجي ميشود و از آن سوءاستفاده ميکنند.