پيکر زندهياد مهدي عليمحمدي از چهرههاي باسابقه عرصه دوبله و گوينده پيشکسوت راديو با حضور جمعي از پيشکسوتان صداپيشگي، به سمت خانه ابدي تشييع شد.آيين تشييع پيکر زنده ياد مهدي عليمحمدي صبح روز جمعه 15 شهريور از مقابل مسجد بلال سازمان صداوسيما و با حضور جمعي از چهرههاي عرصه صدا، برگزار شد.منوچهر اسماعيلي، سيروس ابراهيمزاده، علي همت موميوند، رضا بنفشهخواه، بهزاد فراهاني و مجتبي نقييي مدير واحد دوبلاژ سيما، از جمله هنرمندان و مديران حاضر در مراسم بودند.علي همت موميوند در ابتداي اين مراسم بيان کرد: عليمحمدي در طول عمر پربرکتش خدمات شاياني را داشته است و من بهعنوان يکي از شاگردان کوچکش اينجا حضور دارم. صحبت از مقام و جايگاه عليمحمدي بر عهده بزرگان راديو و دوبله است و من بهعنوان شاگرد کوچکش بايد بگويم او در دوراني که يکي از سختترين مقاطع زندگياش بود به کلاس ميآمد و به تدريس ميپرداخت و من همينجا از او حلاليت ميطلبم و ميخواهم که اگر شاگرد خوبي نبوديم ما را ببخشد. در ادامه ناصر ممدوح دوبلور پيشکسوت پشت تريبون قرار گرفت و گفت: اين ضايعه براي همه ما سنگين است، مهدي عليمحمدي صداي بااحساسي داشت که تکرارشدني نيست. من داستانهاي شب راديو را دنبال ميکردم و صداي او، بهرام و... چقدر شيرين بود.ممدوح ادامه داد: او بيشتر مديريت دوبلاژ را برعهده داشت تا دوبله و فقدانش براي شخص من خيلي دردناک است. من اين ضايعه را به خانوادهاش و جامعه هنري و کساني که با صداي دلنشين او خاطره داشتند تسليت ميگويم.
هنوز روزي بنام «بازيگر» نداريم
بهزاد فراهاني بازيگر راديو، تئاتر و تلويزيون هنرمند ديگري بود که در اين مراسم بيان کرد: شايد علت اينکه دعوت کردند پشت تريبون بيايم اين بود که نماينده کوچکي از راديو هستم. عليمحمدي معلم من در دهه 40 بود، زماني که ما نوجوان بوديم و تازه وارد راديو شديم، او پدرانه سعي ميکرد با حفظ جايگاه يک استاد فرهيخته، آنچه را ميداند در اختيار ما بگذارد.وي ادامه داد: آنچه او را عليمحمدي کرد، تنها صدايش نبود، شايد صداقتي بود که داشت و اينکه از دروغ پرهيز ميکرد و اين در صدايش نمايان بود.فراهاني افزود: عليمحمدي کوشش ميکرد نوع نگاه به متن، شيوه کالبدشکافي متن، تحليل واژگان و جملات را به ما آموزش دهد. هميشه مهرباني او با يک اتوريته بالا همراه بود که وامگرفته از پيشکسوتان خودش در دهه 20 بود.وي تصريح کرد: او در دوبله هم جايگاه والاي خود را پيدا کرد. من در 16 سالگي شاگردي او را کردم و الان 75 ساله هستم. همه رفتني هستيم. اميدوارم هيچ هنرمندي آرزو و حسرت به دل، ميهنش را ترک نکند و از دنيا نرود.اين بازيگر گفت: برخي هنرمندان بدون مزد کافي و حتي ارجمند شمردن زندگيشان راهشان را ميکشند و ميروند. کافي است به قطعاتي که در بهشتزهرا(س) وجود دارند نگاه کنيد. ميبينيد که هزاران سال ارزش آنجا به خاک سپرده شده و ما هنوز يک روز را براي بازيگر نداريم.
ماموريت او دميدن آرامش به آينده بود
ابوالحسن تهامي گوينده و دوبلور نيز پشت تريبون قرار گرفت و گفت: خدا به عليمحمدي ماموريتي مهم واگذار کرد، ماموريتي براي دميدن آرامش و محبت و آرزو به آينده. او بيشتر کارتون دوبله ميکرد و ميدانست از چه واژگاني بهره بگيرد.سريالهايي که دوبله ميکرد نوجوانان بسياري را مشتاق کرد که جلوي تلويزيون بنشينند و صداي او را در قالب پدر خانواده گوش کنند.سپس سيروس ابراهيمزاده بازيگر سينما با بيان اينکه درخواست داشته درباره عليمحمدي سخن بگويد، تصريح کرد: مهدي عليمحمدي و نسل او در راديو به گردن من حق دارد. ما زماني وارد راديو شديم که عليمحمديها، محتشمها، ژاله علو و هوشنگ سارنگها در شرايط سختي جاده راديو را صاف کردند. برخيشان پاي پياده به تنها فرستنده راديو ميرفتند و برنامه زنده اجرا ميکردند و چه بسا که حق و حقوقي هم نداشتند.وي اضافه کرد: اين نسل و در راس آنها عليمحمدي، در زمان ورودمان به راديو، پذيراي ما شدند و هيچگاه مقاومت نکردند و فکر نکردند که مبادا ما جاي آنها را بگيريم. ما هم بايد عليمحمديها را الگوي کار خود قرار دهيم و با جواناني که وارد عرصه ميشوند رفتاري کنيم که آنها با ما داشتند. آنها به ما روي بد نداشتند و پدرانه رفتار ميکردند و از موضع بالا که بهطور مثال جلوي ما بايد دست به سينه بايستيد، رفتار نميکردند.
هيچگاه نديدم صدايش بلند شود
نصرا... مدقالچي نيز در اين مراسم در حاليکه بغض کرده بود، اظهارکرد: اين ضايعه دردناک است. او در حق من محبت کرده است و اگر بگويم پدري کردة کم نگفتهام. در زماني که جوان بودم اگر شب ميخواستم به خانه بروم، به من ميگفت همه چيز خوب است؟ و منظورش اين بود که پول داري؟ و من ميگفتم بله همه چيز خوب است. در طول سالهاي کارياش از او نديدم که صدايش را بلند کند.در ادامه بهروز عليمحمدي فرزند زنده ياد عليمحمدي که خودش هم دوبلور است، پشت تريبون قرار گرفت و در سخناني يادآور شد: فيلمهايي که پدر کار کرد به قول خودش کارتون بود نه کارتن. او همه شما را دوست داشت و به همه شما زنگ ميزد، نياز نداشت شايد بهلحاظ معنوي دوست داشت حال او را بپرسند.وي اضافه کرد: آقاي فراهاني از نمايش «امشب به قتل ميرسد» نام برد که پدرم عاشق آن تئاتر بود. اما بايد بگويم زندگي پدر من بعد از يک مدت شد تئاتر «هر شب به قتل ميرسد». اين گلايه را بايد گفت چون او اين گلايه را داشت و دوست داشت دوستانش از او خبر بگيرند. اين گلايه را از خودم شروع ميکنم که بايد زنگ بزنم و حال استادانم را بپرسم.فرزند عليمحمدي در پايان درخواست کرد به احترام آنچه پدرش بر جاي گذاشته است او را تشويق کنند.در پايان بر پيکر زنده ياد عليمحمدي نماز خوانده شد و او را به سمت قطعه هنرمندان در بهشتزهرا(ع) تشييع کردند.