در عهد آن رئيسي که حالا ديگر نيست، مثل خيليهاي ديگر خودش را بازخريد کرده بود و بنا به قانون جديد از دولت رفت. شايد هم بنا به رويه معتقدانهاش نسبت به مباني انديشه مترقي اجتماعي، بهتر شد که رفت تا موي دماغي براي ديگران نباشد. من شخصا با خانم مولاوردي آشنايي و همکاري نداشتم. اما طول سالهايي که سخنان و رفتارش را تعقيب ميکردم، از باورمندياش به حقوق و تواناييهاي زنان کشور لذت ميبردم. خانمهاي نامدار فعالي در حوزه زنان هستند که از مساله زنان بهرهبرداري تبليغاتي براي خود وتشکيلات و جريانات وابسته به خود ميکنند. بيشتر شوآفاش ديده ميشود تا حل واقعي و عملياتي مشکلات روزمره آنان. معاون و مشاور رئيسجمهور در امور زنان نبايد در دام مسائل روزمره بيفتد. ديد وبازديد کند و يا روضه مشکلات زنان را براي جامعه بخواند. مهمترين کارش حل حقوقي وقانوني مشکلات زيربنايي جامعه زنان در جامعه به شدت مردسالار فعلي است.
ادامه صفحه6