آرمان ملي- اشکان جهانآراي: معمولا و با رونق گرفتن صنعت گردشگري، محوريت اقتصادي استانهاي شمالي دستکم در برخي نقاط از کشاورزي به توريسم تغيير مسير داد. حضور پرتعداد مسافران در سه استان گيلان، گلستان و مازندران سبب شد که اين استانها گاهي تا 10 برابر جمعيت اصلي خود را طي يک سال ميزباني کنند. نگاهي به آمار مسئولان هم اين موضوع را تاييد ميکند. به استناد گفتههاي مسئولان فقط طي 2 هفته ابتدايي سال حدود 15ميليون گردشگر وارد مازندران ميشوند. مثلا گيلان در نوروز 98 بيش از ششميليون مسافر را به خود ديد و گلستان هم در همين مدت حدود 5/2ميليون گردشگر را به خود ديد. اين ارقام طي سالهاي اخير سبب شد که گردشگري بهعنوان يکي از محورهاي اصلي توسعه سه استان شمالي کشور در اسناد بالادستي و افق توسعه مطرح شود. در سند چشم انداز 20ساله مازندران، گردشگري بهعنوان اولويت دوم توسعه استان تعريف شد. گلستان هم گردشگري را طي دو سند برنامه توسعه پنجساله چهارم و پنجم دومين اولويت توسعه مطرح کرد. اين صنعت در محور توسعه استان گيلان نيز بهعنوان يکي از محورهاي بند اول ـ توسعه همهجانبه ـ مد نظر قرار گرفت . در اين شرايط يک پرسش اساسي وجود خواهد داشت. اين صنعت که اينگونه مورد توجه قرار گرفت، تاکنون چقدر بر زندگي مردم نوار سبز شمالي کشور تاثير داشته است؟
زندگي عمومي
در پاسخ به اين پرسش نظرهاي متفاوتي مطرح است. عدهاي معتقدند آثار اقتصادي گردشگري در استانهاي شمالي کمتر از آسيبهايي است که به علت بيبرنامگيها در اين بخش ديده ميشود. برخي هم بر اين باورند که رونق بازار استانهاي شمالي اثرگذاري مستقيمي بر زندگي مردم داشت. دستهاي ديگر ميگويند گردشگري در شمال کشور به واسطه اينکه نتوانست به توسعه زيرساختهاي اجتماعي بينجامد، حتي در صورت درآمدزا بودن، اثر اقتصادي پايداري ندارد.يک کارشناس حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري درباره اين موضوع نظري مثبت دارد و معتقد است ميزان اثرگذاري گردشگري بر زندگي مردم را با سه معيار مشاهدات عيني و شخصي، تجربه اجتماعي و مطالعات علمي بايد سنجيد. مهدي عرب ميگويد: بر اساس تجربه شخصي و مشاهدات عيني، آنچه که در محورهاي جادهاي و شهرهاي پرتردد ميبينيم، تفاوت فاحشي در بازار منطقه بين زمان حضور گردشگران و روزهاي عادي وجود دارد. پول گردشگري گردش خودش را در منطقه پيدا کرد. وقتي در زمان حضور گردشگران، جادهاي بسته شود، سيل تماسها را از بوميان شاهد هستيم که متقاضي حل مشکل براي حضور گردشگران هستند. اينها يعني گردشگري اثر مستقيمي بر زندگي مردم دارد.به گفته وي هر گردشگر حتي اگر همه امکانات و لوازم مورد نياز را همراه خود بياورد، دستکم روزانه 100هزار تومان هزينه خواهد کرد و وقتي همين رقم را ضرب در تعداد گردشگراني کنيم که طي سال به اين استانها سفر ميکنند، عددي قابل توجه به دست ميآيد. وي رونقگرفتن گردشگري در روستاها و شکوفا شدن اقتصاد روستاها را از ديگر پيامدهاي مستقيم حضور گردشگران در اين سه استان ميداند و ميگويد: مشاهدات اجتماعي نشان ميدهد که امسال بسياري از روستاييان متقاضي ثبت منازل خود در طرح اسکان گردشگر شدند. يا نمايشگاه صنايع دستي نوشهر در ميزان فروش صنايع دستي رکورد شکست. همه اينها کمک به اقتصاد مردم منطقه است.در همين جا ميشود از تعيين روستاهاي گردشگري نام برد. همين يک ماه پيش بود که در گيلان روستاي جيره سرباقرخاله، بهعنوان اولين روستاي هدف گردشگري استان تعيين شد. طبيعتا اين موضوع ميتواند اثري ماندگار بر اقتصاد روستايي بگذارد. تومو آئوکي مشاور ارشد فاز 2 از پروژه مديريت اکولوژيک تالاب انزلي نيز به همين موضوع اشاره ميکند و بر هدفي مضاعف دست ميگذارد و ميگويد: فعاليتهاي اکوتوريستي، يکي از راههاي بهرهوري خردمندانه از تالاب است. در بسياري از موارد نقش جوامع محلي درجامعه اکوتوريسم ناديده گرفته ميشود و تيم ما در تلاش براي پررنگکردن نقش روستاييان و ايجاد شرايط لازم براي درآمدزايي اين جوامع است.اما به گفته عرب براي اين حوزه مطالعات علمي انجام نشد. وي ميگويد: در بخش مطالعات علمي، نه فقط در اين مناطق، بلکه در کل کشور فرآيند يا نرمافزاري که بتواند به شکلي دقيق همه آوردههاي گردشگري در تمام بخشها را مشخص کند نداريم. با برخي مراکز پژوهشي و دانشگاهي مذاکراتي انجام شد که به نتيجهاي نرسيد. اکنون آمار مبتني بر مبادي مشخص مثل اقامتگاهها و مجتمعهاي پذيرايي است. اما شک نداريم که گردشگري در توسعه اقتصادي مناطق ميزبان نقش دارد و اگر به فرمول مشخصي براي ارزيابي کمي و کيفي نرسيديم به اين معني نيست که جامعه ميزبان فرصت اقتصاد گردشگري را از دست بدهد.با وجود بديهيبودن ديدگاههاي مديرکل گردشگري مازندران، برخي کارشناسان به اين مقوله فراتر از درآمدهاي کنوني مينگرند و معتقدند وضعيت کنوني در اقتصاد گردشگري استانهاي شمالي اصلا مطلوب نيست و حتي شايد چرخهاي نادرست است.