در خصوص موضع پادشاه بحرين که مدعي شد «منامه در مأموريت دريايي بينالمللي که آمريکا با هدف برقراري امنيت دريانوردي در منطقه خليج فارس قرار است تشکيل دهد، شرکت خواهد کرد»، ميتوان گفت همگان ميدانند که بحرين محلي از توجه به منظور شرکت در چنين ائتلاف ادعايي از جانب ايالات متحده آمريکا ندارد. به گونهاي که اين کشور از مولفههاي قدرت که عبارتند از وسعت سرزمين، جمعيت، موقيعت استراتژيک و... بهرهاي نبرده است. اين کشور حتي در ميان 6 کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس جزو ضعيفترين آنها محسوب ميگردد. لذا اين کشور بيشتر نقش يک کارگزار را براي آمريکاييها و انگليسيها ايفا ميکند. بنابراين اين گونه مواضع اعلامي از سوي چنين کشورهايي همچون بحرين بيشتر به منظور مطرح شدن قابل تحليل و ارزيابي است. بحرين با استفاده از ثروت نفتي خود بيشتر به دنبال کسب وجهه در سطح نظام بينالملل است. اين گونه مواضع را ميتوان اصطلاحا خود شيريني حاکمان منامه براي اربابان انگليسي و آمريکايي قلمداد کرد. ميدانيم اجلاس معامله قرن نيز در همين کشور بحرين برگزار گرديد. بحرين جزيرهاي است که تمايل دارد ميزبان تصميمات به اصطلاح بزرگ باشد. تا بهوسيله اين ريخت و پاشهاي سياسي و اقتصادي به گونهاي اعلام دارد ما نيز هستيم. اما اين جزيره جزو لاينفک سياستهاي لندن-تلآويو در منطقه است. همچنين افسوس ميخوريم به دليل تصميمات سالهاي گذشته چون در غير اين صورت در حال حاضر اين جزيره وضعيت ديگري را ميداشت. از سوي ديگر در خصوص ادعاي تازه ترامپ که تهران خواهان گفتوگو با واشنگتن است، اما به دليل غرور ايراني، نميداند چطور بايد مذاکره را آغاز کند، ميتوان گفت پس از فشارهاي همهجانبه کاخ سفيد بر عليه مردم ايران، آمريکاييها در حال حاضر منزويتر از گذشته در صحنه بينالمللي هستند. به گونهاي که حتي در زمينه آزادي نفتکش ايراني به دنبال سنگ اندازي بودند اما اقدامات غير قانوني آنها راه به جايي نبرد. در نهايت ابرنفتکش ايراني که بهصورت غير قانوني توقيف شده بود از آن رفع توقيف صورت گرفت. بنابراين ترامپ با چنين شکستهايي که در عرصههاي سياسي و نظامي با آنها دست به گريبان شده به بلوفزني و دروغگويي روي آورده است. تهران رسما اعلام کرده که حصول هر گونه توافق با فردي همچون ترامپ ناشدني است. همگان ميدانند که حتي حلقههاي مشاوران نزديک ترامپ مدت زمان زيادي نميتوانند با توجه به رويه عملکرد چنين رئيسجمهوري دوام بياورند. لذا به هيچ عنوان نميتوان روي سخن و مواضع چنين فردي حساب باز کرد. بنابراين اين گونه ادعاهاي ترامپ به نوعي فرار به جلو تلقي ميگردد. آمريکاييها به دليل خروج و نقض برجام در عرصه جهاني محکوم هستند. بنابراين اين سخنان ترامپ فرار به جلو و بيانگر آرزوهاي او قابل تحليل و ارزيابي است.