سرپرست محترم وزارت آموزشوپرورش جناب آقاي حسيني در اظهارنظري بيان کردهاند: معتقدم اصلاح جهتگيريها را بايد با اصلاح نامها شروع کنيم از اين رو بايد نام وزارت آموزشوپرورش تغيير کند، چراکه تربيت مقدم بر تعليم است. همچنين نام سازمان آموزشوپرورش استثنائي به سازمان تعليم و تربيت با نيازهاي ويژه تغيير کند.» براي نخستينبار که اين جملات را از زبان سرپرست وزارت آموزشوپرورش شنيدم تصور کردم که يا خبر درست مخابره نشده يا شايد ايشان منظور ديگري داشتند و نتوانستهاند منظور خود را به مخاطبان درست منتقل کنند، اما پس از چند روز بازنشر اين خبر بدون تکذيب آن از سوي سرپرست محترم وزارت باعث شد که يقين کنم جناب حسيني اين عبارات را گفته و بدان باور هم دارد. من يک پيشنهاد براي جناب آقاي حسيني دارم و آن اينکه براي سنجش درستي اين راهبرد خود آن را در معرض داوري فرهنگيان کشور بگذارند تا نظر آنان را نيز که صاحب صلاحيتترين افراد درباره اين ديدگاه هستند بشنوند. به نوبه خود داوريام را در اينباره خدمت ايشان عرض ميکنم. بيان اين سخنان از سوي جناب آقاي حسيني دقيقا نشاندهنده غلبه گفتمان فرماليسم بر اين وزارتخانه است؛ وزارتخانهاي که بعضا فرماليسم در آن مشهود است، بدون آنکه به نتايج و پيامدهاي اين نوع برنامهها انديشيده شود. آيا همکاران فرهنگي نبايد از مسئولان وزارتخانه پرسش کنند که به واقع مشکل وضعيت فعلي آموزشوپرورش، نام آن بود؟ آيا وضعيت فعلي تعليم و تربيت و مدارس ما و وضعيت معيشت و زندگي معلمان ما از نام آن شروع يا نشات گرفته است؟ اتفاقا نامگذاري اين وزارتخانه بسيار خردمندانه و هوشمندانه بوده است، چراکه اولا دو واژه مناسب براي آن انتخاب شده که براي اين وزارتخانه داراي اهميت است. ثانيا نام آن آهنگين و موزون برگزيده شده، بدين معني که گرچه به درستي تربيت بر تعليم مقدم است ولي فکر و زبان شاعرانه و هنرمندانه براي بيان اين عبارت بهجاي عنوان وزارت پرورشوآموزش، عنوان «وزارت آموزشوپرورش» را نيکو ديده و پسنديده است ولي اين بدين معنا نبوده و نيست که تربيت در درجه دوم اهميت قرار گرفته باشد، بلکه فقط در بيان آهنگين آن ضرورت ديده که بدين شکل ترکيبسازي کند. اصولا جناب آقاي حسيني ميدانند که اين رويهها هستند که نظام تعليم و تربيت را ساماندهي و راهبري ميکنند نه نام و عنوانها. مگر تاکنون اگر رويهاي براي اجراي راهبرد تربيت و سپس تعليم طراحي شده، داراي مانعي با عنوان «وزارت آموزش و سپس پرورش» بوده است؟ همچنين جناب آقاي حسيني عمل به همين تنها برنامه شما، ميتواند هزينه هنگفتي براي وزارتخانهاي به همراه داشته باشد که در پرداخت مطالبات چندين و چندساله پرسنلش در تنگنا مانده است. آيا بهراستي به هزينه سخناني که ميگوييم انديشيدهايم؟ آيا در شرايط فعلي نبايد با فاصلهگرفتن از فرماليسم بتوانيم چشمانداز بهتري را تدارک ببينيم تا رهاورد آن آيندهاي مطلوبتر باشد؟ انتظار ميرود که بتوانيم بهکمک تجربيات بس گرانسنگ، راهبردهاي خردمندانه، راهگشا و به دور از شعارگرايي و ظاهرگرايي اتخاذ کنيم تا نظام تعليم و تربيت را در مسير صحيح قرار داده و از اين طريق بتوانيم آيندهاي روشن را براي فرزندان اين مرز و بوم مژده دهيم.