از کسي پرسيدند، «قرمهسبزي» را با «غ» مينويسند يا با «ق» پاسخ داد: مساله اصلي گوشت و روغن زياد است، وگرنه غ و ق اهميت چنداني ندارد. وقتي ميگوييم ميخواهيم نظام اقتصادي را اصلاح کنيم و صحبت از حذف چهار صفر را به ميان ميکشيم، در وهله اول بايد به اين موضوع بينديشيم آيا عوامل و ريشههايي که باعث ايجاد اين وضعيت براي کشور شده از بين رفتهاند؟ آيا نرخ بيکاري روند رو به کاهشي را طي ميکند؟ آيا سرمايهگذاران با شوق و ذوق سرمايههاي خود را راهي تزريق به اقتصاد ما ميکنند؟ اگر اين اتفاقها نيفتاده پس چگونه انتظار داريم فقط با برداشتن چهار صفر اقتصاد ما سامان بگيرد؟ حالا بر فرض اينکه چهار صفر را هم برداشتيم، حجم عظيمي از اسکناس رايج را هم با هزينههاي سنگين تعويض کرديم، سيستمهاي نرمافزاري مالي وحسابداريها را هم با صرف هزينههاي سنگين و زحمات فراوان با پول جديد تطبيق داديم، حال اگر با اصلاحات ساختاري براي اقتصاد کشور همراه نباشد باز چند سال ديگر به همين روز فعلي دچار ميشويم. اکنون تضميني وجود ندارد که با برداشتن اين چهار صفر تورم کاهش يابد، چراکه ساختارهاي اقتصادي اصلاح نشدهاند. بهعنوان مثال فرض کنيم در يک محلهاي زندگي ميکنيم که پر از گرد و خاک و مواردي از اين دست است و اين باعث شده لباسهاي اهالي بهشدت مندرس شود، آدم خيرخواهي پيدا ميشود و ميگويد بايد اين لباسهاي مندرس تعويض شود، هزينه زيادي هم ميکند و براي همه اهالي لباس نو ميخرد، ولي به وضعيت محله کاري ندارد، نه کوچه را آسفالت ميکند، نه جويها را تميز ميکند و نه ديگر عواملي را که باعث فرسودهشدن لباس اهالي شده را تعمير و ترميم ميکند، خوب ديري نميپايد که لباسهاي نو مجددا فرسوده ميشود، بنابراين بهنظر ميرسد قبل از هزينهکردن براي خريد لباسهاي نو که در جاي خود امري محسن و مبارک ميتواند باشد، بايد وضعيت را طوري تغير داد که لباسها دوباره به سرعت مندرس و پاره نشود و در واقع اول انبار را منزه و تميز کنيم و عوامل مزاحم را بيرون رانيم و درنهايت گندمها را وارد آن کنيم. پس تمهيد زيرساخت ها و اولويتبندي مطلوب براي رسيدن به مقصود بسيار مهم و اساسي است و هميشه بايد لحاظ شود.