آرمان ملي- مرتضي رفيعي: گاردين به نقل از ليندا رينولدز، وزير دفاع استراليا گزارش داد؛ «دولت اين کشور درخواست رسمي دولت ترامپ براي ملحق شدن به ائتلاف آمريکايي حفاظت از کشتيراني در خليج فارس برابر نيروهاي نظامي ايران را به طور جدي بررسي ميکند. اما اين درخواست آمريکا درخواستي پيچيده بوده و هنوز در اين باره تصميم نهايي گرفته نشده است. همچنين استراليا بر سر چيزي تصميمگيري خواهد کرد که در راستاي منافعش باشد». به همين منظور «آرمان ملي» گفت و گويي را با پيروز مجتهدزاده، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد روابط بينالملل ترتيب داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به آنکه وزير دفاع استراليا اعلام کرد که درباره درخواست آمريکا براي ملحق شدن به ائتلاف واشنگتن در حفاظت از کشتيراني در خليج فارس هنوز تصميمي گرفته نشده است. اين موضع ليندا رينولدز را در چه چارچوبي ميدانيد؟
زماني که امارات تشخيص ميدهد که نميتواند وارد اين گونه ماجراجوييهاي نظامي ترامپ شود. چگونه اين انتظار وجود دارد تا آلمان و استراليا و ديگر کشورهاي عمده جهان چنين بيدقتي داشته باشند. آنچه مسلم بوده آن است که ماجراجوييهاي نظامي دونالد ترامپ، مايک پمپئو و جان بولتون در خليج فارس بر همگان آشکار شده است. ماجراجوييهاي نظامي بسيار خطرناکي که ميتواند امنيت سراسر اين منطقه و ساير دنياي وابسته به صادرات نفت منطقه را به خطر بيندازد. تاکنون اين وضعيت ترامپ بر همگان آشکار شده است. به گونهاي که آلمانها صراحتا اعلام داشتهاند به چنين ائتلاف و ماجراجويي نظامي در منطقه نخواهند پيوست. همچنين از سوي ديگر استراليا اعلام داشته که هنوز تصميمي مبني بر حضور در منطقه خليج فارس نگرفته است. حال سوال اين است که وقتي يک دولت بسيار ضعيفي همچون بحرين حاضر نميشود که وارد چنين ماجراجوييهاي بسيار خطرناک ترامپ و مشاورانش شود. چگونه انتظار داريم کشورهاي مهم جهان همانند آلمان و استراليا و ديگران وارد چنين ماجراجوييهايي شوند. هر چند بريتانيا و فرانسه تعهدات ويژهاي نسبت به آمريکا دارند. بنابراين هر آنچه آمريکاييها اعلام دارند اين دو کشور بدون هيچ بحثي به دنبال آن حرکت ميکنند. اما بايد بدانيم که اين مساله ملاکي براي تشخيص ميزان استقبال و يا عدم استقبال دنيا از طرح ماجراجويانه ترامپ براي به اصطلاح امنيت خليج فارس نيست. بنابراين اميدار هستيم که اين واکنش منفي را از سوي تمامي کشورهاي منطقه خليج فارس به طرح ماجراجويي نظامي ترامپ و کشورهايي همانند آلمان پيامي باشد براي ساير کشورها و حتي رئيس جمهور نابخرد ايالات متحده که دست از اين ماجراجوييهاي کودکانه بردارد. ترامپ به دليل لج بازي و کينهاي که نسبت به اوباما رئيس جمهور سابق ايالات متحده دارد ملت ايران را تحريم کرده و آمريکا را از توافق هستهاي و ساير توافقات بينالمللي و چندجانبه دنيا همچون قرارداد محيط زيست خارج کرده است. ترامپ بهصورت مکرر مردم ايران را تهديد کرده و به دنبال ائتلاف سازي و همراه ساختن ساير کشورها با اين ساز ناکوک است. اما ترامپ چه زماني ميخواهد چشمان خود را باز کرده و به حقايق سياسي جاري دنيا واقف شده و دست از اين تحرکات تفرقه افکنانه، تشنج آفرين و توام با خطرات جنگي براي همه دنيا دست بکشد. ترامپ اگر لج بازي با اوباما دارد چرا با دنيا سر جنگ دارد.
بــا توجه بــــه آنکه رند پاول سناتور جمهوريخواه با تاکيد بر اينکه «انتظار از ايران براي توقف کامل غنيسازي و همچنين توافق بر سر موشکهايش غير واقعبينانه است، بنابراين با اين رويکرد هرگز به پيشرفتي دست نخواهيم يافت.» آيا چنين مواضعي را ميتوانيم در چارچوب اختلاف ميان جمهوريخواهان در مورد ايران قلمداد کنيم؟
بدون شک چنين وضعيتي وجود دارد. به گونهاي که بايد بدانيم که چنين مسائلي تازه نيست. از همان زماني که ترامپ فعاليتهاي خود را در زمينه خروج از برجام به دليل لجبازي با رئيس جمهور قبلي ايالات متحده آغاز کرد، عدهاي از اصطلاحا ريشسفيدان حزب جمهوريخواه به طور علني با سياستهاي ترامپ مخالفت کردند. بنابراين در طول اين ايام قدم به قدم در تشنج آفريني ترامپ عليه ايران ريش سفيدان حزب جمهوريخواه از وي انتقاد کردند و سياستهايش را نادرست قلمداد کردند. اما بايد بدانيم وجود چنين اختلاف نظراتي ميان احزاب حتي حزبي که در قدرت است در ايالات متحده امري طبيعي است. اما اگر بخواهيم از اين اختلاف نظرات بهرهبرداري نادرست کنيم که شکافي بهوجود آمده که به تبع آن، آنها را به جان يکديگر مياندازد، بعيد به نظر ميرسد چنين وضعيتي وجود داشته باشد. اما سياستهاي تشنج آفرين ترامپ در مورد ايران مورد مخالفت حزب جمهوريخواه و مخالفت تمام عيار حزب دموکرات قرار دارد. لذا يکي از علتهايي که کشورهاي ديگر حاضر نيستند خودشان را در ماجراجوييهاي ترامپ عليه ايران در خليج فارس دخالت دهند همين مساله است. به گونهاي که مواضع جنگ افروزانه ترامپ حتي مورد تاييد همه حزبيهاي خودش نيز نيست.
همچنين خبرهايي از يک سو مبني بر فاصله ميان امارات و عربستان و از سوي ديگر نزديکي امارات به سوي ايران منتشر شده است. اين تغيير موضع اماراتيها را در مقطع زماني کنوني در چه چارچوبي ميدانيد؟
به نظر ميرسد امارات متحده دقيقا همان راهي را ميرود که عربستان ميرود. کشورهاي منطقه به خوبي درک کردهاند که پيروي از خواستها و اميال دولت ترامپ برابر است با به مخاطره انداختن تمامي کشورهاي منطقه؛ بنابراين اميدواريم که ترامپ، بولتون و پمپئو به همان نتيجهاي برسند که امارات و عربستان رسيدند. آن نيز اين است که راهي را که ترامپ ميپيمايد نه تنها به خير بشريت نيست بلکه به منظور شر بشريت و زدودن صلح و امنيت بينالمللي است.