در 10-15 سال اخير پديده ريزگردها در کشور ما به يک موضوع جدي و بحراني براي مناطق جنوب و غرب کشور تبديل شده است. حدود يک دهه پيش ما فرصت اين را داشتيم که اين پديده را براي هميشه ريشهکن کنيم، اما همواره در اين زمينه کوتاهي شد و حالا اين پديده به يک موضوع غيرقابل کنترل براي کشور تبديل شده است. در آن زمان اگر با يکسري همکاريهاي دوجانبه با کشورهاي همسايه در جنوب و غرب کشور به اين پديده نگاه جديتري صورت ميگرفت، قطعا امروز تاثير آن همکاريها را روي هواي شهرها ميديديم. از سوي ديگر اقداماتي مانند مالچ پاشي در اين مدت ضعيف بوده و حالا ريزگردها علاوه بر مواد شيميايي و آلايندهاي که در هوا موجود است، باعث سختتر شدن زندگي مردم و افزايش آمار مرگ و مير در کشور شدهاند. همواره اين سوال مطرح بوده که چرا اين قدر موضوع آلودگي هوا و ريزگردها در کشور ما به يک پديده جدي تبديل شد و بنده با صراحت کامل پاسخ ميدهم که ما با سوءمديريتهايمان کار را به اينجا کشانديم. البته بنده با تغيير اقليم نيز مخالف نيستم و با تغيير درجه حرارت کشور و خشک شدن رودخانهها، تالابها و سفرههاي زير زميني باعث تشديد اين موضوع شديم. در کنار اين موضوع ميتوان به سدسازيهاي کشور ترکيه اشاره کرد که روي مرزهاي غربي ما تاثيرگذار بوده است. البته خود ما نيز راه ترکيه را رفتيم و با سدسازيهاي غيراصولي باعث بروز مشکلات و ناديده گرفتن حقابه رودخانهها و اراضي کشاورزي و خشک شدن آنها شديم و همه اين عوامل دست به دست هم دادند و باعث شدن پديده ريزگردها در داخل کشور ما به يک بحران غيرقابل حل مبدل شود. همه اين عوامل تنها يک پيام دارد و آن کاهش روزهاي هواي پاک و سالم در کشور است که در هر منطقه به نوعي نفس ساکنانش را به تنگ آورده است و جبران اين مشکلات بسيار زمانبر و سخت و در برخي از شهرهاي کشور تا حد زيادي غيرممکن بهنظر ميرسد. برخي مواقع کارشناسان از تغيير کاربري زمينهاي کشاورزي مخصوصا در جنوب کشور براي جلوگيري از ريزگردها صحبت به ميان ميآورند، اما من معتقدم که اين امر تاثير چنداني روي کاهش ريزگردها ندارد. ما بايد منشا خارجي ريزگردها را کنترل کنيم، اما همکاري کشورهاي همسايه نيز در اين امر بسيار ضعيف است. در کنار آن روشهاي جديدي جايگزين مالچ پاشي که هزينه بسياري به همراه دارد، بايد مورد توجه قرار گيرد.