سهشنبه بوریس جانسون، شهردار پیشین لندن و وزیر خارجه مستعفی بریتانیا، بهعنوان رهبر حزب محافظهکار انگلیس انتخاب و پس از دیدار با ملکه بریتانیا، رسما بهعنوان نخست وزیر بریتانیا منصوب شد. جانسون جانشین ترزا می است که بهخاطر به شکست انجامیدن فرآیند خروج انگلیس از اتحادیه اروپا (برگزیت)، از سمت خود استعفا داده بود. انتخاب جانسون که همواره حواشی زیاد سیاسی و خانوادگی پشت سر او وجود داشته، احتمالا تغییرات معناداری در سیاست داخلی و خارجی انگلستان را در پی دارد. همین امروز تعداد زیادی از وزرای هم حزبی جانسون، برکنار شده و یا استعفا دادند. موضوع خروج انگلیس از اروپا تبدیل به یکی از مهمترین چالشهای بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم شده است. این موضوع نه تنها بین شهروندان این کشور بلکه در بین سیاستمداران حزب محافظهکار نیز دو دستگی ایجاد نموده است. در میان افراد کلیدی حزب محافظهکار، بوریس جانسون، تبلیغات فراوانی در رأیآوری همهپرسی برگزیت انجام داد. فعالیتهای او به حدی بود که منجر به تشکیل پرونده قضائی به جرم بیان وعدههای دروغین در خصوص برگزیت گردید. او به حدی به جدایی از اتحادیه اروپا علاقهمند است که در اعتراض به تعلل ترزا می در اجرای برگزیت، استعفا داده و علت استعفای خود را «ترس از مستعمره اروپا شدن» بیان نمود. از طرف دیگر، همانگونه که «دونالد ترامپ» در پیام تبریک امروزش بیان داشت، بوریس جانسون، را شاید بتواند نسخه بریتانیایی ترامپ دانست. ترامپ بلافاصله بعد از انتخاب جانسون، پست جدید را به او تبریک گفته و ابراز امیدواری نمود که جانسون یک نخست وزیر عالی خواهد بود. جانسون نیز بارها به تمجید از ترامپ پرداخته و سیاستهای ترامپ را مورد تایید قرار داده است. آنچه باعث تعریف و تمجیدهای متقابل این دو شده، اشتراکات نظری و رفتاری آنها است. دیدگاههای رادیکال جانسون در مسائل بینالمللی (نه به اندازه ترامپ)، اقلیتها، مهاجرت، اقتصاد و مسائل اجتماعی، بسیار شبیه به ترامپ و حلقه اطرافیان او است. «استیو بنن»، پدر معنوی ترامپ و خود ترامپ بارها از جانسون تعریف نموده و دیدگاههای او را مورد تمجید قرار دادهاند. جانسون، مانند ترامپ از اقدامات پوپولیستی هیچ ابایی ندارد و همانگونه که در جریان برگزیت نشان داد جهت دستیابی به هدف از بیان هر حرف یا اجرای هر کاری فروگذار نیست و میتوان ادعا نمود او نیز، یک پوپولیست تمام عیار است. اما چرا در یکی از باسابقهترین کشورهای جهان در دموکراسی، یک رهبر پوپولیست مانند بوریس جانسون به قدرت میرسد؟ هنگامی که مرکز ثقل سیاسی و اجتماعی یک کشور بهم بریزد، شرایط جهت ظهور پوپولیستها فراهم میشود. توده مردم در حوادث بزرگ و چالشهای اساسی کشور (مانند برگزیت) توانایی تحلیل و هضم حوادث را ندارد و دچار سردرگمی و بلاتکلیفی میگردند. مردم، در این شرایط ترجیح میدهند یک قهرمان آنها را از شرایط سردرگم پیش رو نجات دهد. قهرمانی که در ادبیات، رفتار و حتی ظاهر شبیه آنهاست و کمترین افتراق با آنها را دارد. کسی که بهجای تکیه بر تعقل، بر احساسات آنها سوار شده و آنها را راهنمایی نماید. در دنیای امروز که پیچیدگیهای سیاسی و بینالمللی مضاعف و فراتر از توان هضم توده مردم شده، بهنظر میرسد زمینه ظهور پوپولیستهای بیشتر نیز فراهم میگردد. ابر قهرمانانی که با سادهسازی مشکلات یک راهحل کلی و قطعی برای آنها ارائه میدهند. در بنبست سیاسی موجود در انگلیس نیز جانسون، به نخست وزیری رسید. شاید فرآیند نخست وزیری او از کانال رأی توده مردم محقق نشده لکن افراد درون حزب محافظهکار، متاثر از جو غالب جامعه، جانسون را انتخاب نمودند. انتخاب جانسون، به شدت مطلوب ترامپ نیز خواهد بود چراکه ائتلاف پوپولیستها بسیار سادهتر است! بدون ارزش گذاری فردی، شاید بتوان اتحاد فکری و اسلوبی ترامپ-جانسون را با اتحاد فکری و اسلوبی هیتلر-موسولینی مقایسه نمود.