آرمان ملي- مهرداد موسوي خوانساري: «شايد مطالعه دقيق قالي هاي اوليه بهترين مقدمه براي آگاهي از صنايع ايران باشد، زيرا اين صنعت بيش از تمام صنايع، خصائص مخصوص و رسوم تنوع قديمي را در بر داشته و مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان ميدهد». اين جمله آرتور پوپ ايرانشناس مشهور به خوبي نشانگر جايگاه فرش در تاريخ ايران است. از فرش پازيريک در عصر هخامنشي تا فرش بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي که امروزه شهرتي جهاني پيدا کرده، ايرانيان نهايت خلاقيت را در اين صنعت دست ساز به کار بردهاند.
بازارِ داغ فرش ايراني
در همه تاريخ ها از شکوه فرش ايراني صحبت شده و چشم همه گردشگران خارجي را خيره کرده. در انتهاي دوره قاجار که انتهاي دوره شکوه اين صنعت نيز بود، کلودآنه گردشگر فرانسوي به بازار فرش فروشهاي اصفهان ميرود:« در هر گوشه آن در داخل دکانها و کاروانسراهاي دو طرف صدها قطعه فرش کوچک و بزرگ بر روي هم انباشته است. بيشتر اين فرشها را با کاروانهاي شتر از ولايات و شهرهاي دور و نزديک آوردهاند. از کرمان و يزد گرفته تا همدان و بلوچستان و حتي افغانستان...». فرش فارس و کاشان امروزه بهعنوان اثر ناملموس ايران در فهرست جهاني ثبت شده است. فرشي که نه بر دار قالي که بهصورت افقي و بدون هيچگونه نقشه از پيش طراحي شده بافته مي شود. انگار که تار و پود اين فرش را دل بافنده مي بافد.
فرش جواهرنشان
آوازه فرش بهارستان که در کاخ سپيدِ ساساني در مدائن پهن بوده و سرنوشت اندوهبار آن مشهورتر از آن است که بازگو شود اما بافتن فرش هاي جواهرنشان در تاريخ ايران محدود به فرش بهارستان نيست. مثلاً نادرشاه براي قوريلتا يا مجلسي که قرار بود بزرگان کشور در آن حضور يابند و وي را به شاهي برگزينند سفارش بافتن يک فرش جواهرنشان را مي دهد. اسناد کمپاني هندِ هلند که در آن روزگار از نزديک شاهد اين تکاپو بوده بسيار جالب است: «نادر سفارش داده بود که قالي مسند بسيار گرانبهايي از زر ناب و مرواريد ببافند. براي اين کار مرواريدشناساني به بحرين اعزام داشته بودند. قرار بود در چهارگوشه قالي چهارقطعه طلا تعبيه شود. ارزش کلي قالي بالغ بر بيست هزارتومان بود». اين مجلس شاهي قرار بود ابتدا در قزوين تشکيل شود ولي با انتقال آن به دشت مغان ديگر از سرنوشت اين فرش و بافته شدنش اطلاعي در دست نيست. انگلبرت کمپفر سفرنامه نويس عصر صفوي هم از کاربرد فراوان فرش کرمان در مجالس شاهان صفوي ياد کرده و از گلوله هاي طلايي صحبت کرده که در کناره هاي فرش تعبيه مي شده:« من بهترين زينت تالار پذيرايي را فرش ذکر مي کنم. هر سه صفه را به وفور تمام با قالي هايي که داراي نقش حيوان است و آنها را از بهترين کرکها بافتهاند فرش کردهاند. بيشتر فرشها متعلق به کرمان است. براي آنکه لبه ها و حاشيه هاي قالي جمع نشود در فواصل معين منگوله هايي از طلا تعبيه کرده اند».
تار و پود جهاني
«عمل بنده درگاه مقصود كاشانى سنه946» اين جمله نشان ميدهد که شاهکار هنري فرش ايران يعني فرش اردبيل که زماني در بقعه شيخ صفيالدين پهن بوده کي و توسط چه کسي بافته شده. استاد مقصود کاشاني لابد با همکاري هنرمندان ديگر اين فرش گرانبها را که امروزه در موزه ويکتوريا و آلبرت لندن نگهداري مي شود در عصر شاه طهماسب صفوي بافته و آنرا به درگاه شيخ صفي الدين اردبيلي تقديم کرده است. طول اين فرش ده متر و نيم و عرض آن حدود پنج متر و نيم است و بهطور تخميني از 32ميليون گره تشکيل شده است. ترنجي در مرکز آن قرار دارد و اطراف آن را گل هاي شاه عباسي فرا گرفته است. گلهاي رنگارنگي بهصورت برجسته در متن سورمهاي قالي خودنمايي مي کنند که بسيار چشم نواز است.
از خانه فقرا تا مساجد و معابد
در کنار شاهکارهاي فرش بافي ايران، به قول استاد باستاني پاريزي يک بافته دست ديگر هم بوده که زينت بخش مکانهاي مذهبي و شخصي بوده است. حصير اين اختراع کاربردي بشر شايد خيلي بيش از هر فرش ديگري در جايجاي جهان استفاده شده باشد. مردم فقيري که توانايي استفاده از فرشهاي گرانبها را نداشتند از حصير استفاده مي کردند.