بستن

دیپلماسی فرانسه در ایران به‌دنبال چیست؟

دیپلماسی فرانسه در ایران به‌دنبال چیست؟
علی‌اصغر زرگر تحلیلگر مسائل بین‌الملل

اکنون که چند روز از طرح موضوع سفر مشاور ارشد کاخ اليزه به تهران مي‌گذرد شرايط بهتري براي گمانه‌زني‌ها و بررسي اين موضوع شکل گرفته است. مقصود از اين سفر رايزني درمورد مسائل مطروحه با مسئولان جمهوري اسلامي ايران من‌جمله مسائل برجامي و مذاکره در مورد برخي سياست‌هاي ايران، نويسنده را بر آن داشت اين يادداشت را بنويسد. سياست خارجي فرانسه را در مقايسه با ساير کشورهاي اتحاديه اروپا، به‌رغم مشکلات داخلي رئيس‌جمهور مکرون، سياستي فعال و تهاجمي در صحنه بين‌المللي لقب داده‌اند. علاوه بر اين در زمينه سياست خارجي، فرانسويان سعي کرده‌اند که در جهت‌گيري‌ها و سياست‌هاي فعال خود نسبت به منطقه خاورميانه، شمال و مرکز آفريقا، به‌عنوان بازيگري مستقل نقش‌آفريني کنند. بنابراين حتي در مواردي که ظاهرا فرانسه بايد در هماهنگي با اتحاديه اروپا و يا با آمريکا اقدام کند، سياست و عمل دولت فرانسه به‌گونه‌اي متفاوت ظاهر مي‌شود. اين تجلي متفاوت درسياست خارجي فرانسه از رويکرد هماهنگ اروپايي-آمريکايي تا حدودي نشان از تمايل سنتي استقلال‌طلبانه فرانسويان و تظاهر اقتدار و وزن فرانسه به‌عنوان يک بازيگر بين‌المللي تاثير‌گذار و مستقل دارد، ولي جهت‌گيري‌ها و سياست‌هاي فرانسه نسبت به ايران اسلامي و به‌طور کلي جهان اسلام را نبايد بدون در نظر گرفتن سابقه ذهني دولتمردان فرانسه که خود از تاريخ بلندمدت رابطه فرانسه با دنياي اسلام نشات مي‌گيرد، تحليل و بررسي کرد. با توجه به ذهنيت تاريخي کشور فرانسه، يک احساس برخورد فرهنگي، نظامي و سياسي با اسلام و ترس از اسلامي‌شدن هرگز از وجدان تاريخي فرانسويان بيرون نرفته است. اين احساس برخورد تاريخي و تهديد طي 200سال تاريخ استعمار فرانسه در شمال آفريقا و خاورميانه تشديد گرديده است و نمونه‌هاي خشونت‌آميز آن در الجزاير و به‌گونه‌اي ديگر در مراکش، تونس و لبنان بعد از جنگ جهاني اول نمود پيدا کرد. نمونه‌اي از مصاديق سياست‌ها و نگرش‌هاي دولت‌هاي فرانسه نسبت به جمهوري اسلامي ايران طي سه‌دهه گذشته، همراهي با صدام در جنگ تحميلي، همراهي کامل با آمريکايي‌ها در تحريم‌هاي ظالمانه قبل از برجام و سياست‌هاي خصمانه و سختگيرانه در دوران مذاکرات برجامي نشان از اين سياست خصمانه فرانسه دارد. در دوره مذاکرات هسته‌اي اروپايي-آمريکايي با ايران، بدون استثنا نمايندگان دولت فرانسه، نقش پليس بد را به‌طور منافقانه‌اي بازي کردند و به‌جاي گره‌گشايي از مشکلات مذاکره و مسائل فيمابين به گره‌ها مي‌افزودند. بعد از امضا و اجرايي‌شدن برجام، فرانسويان فرصت‌طلب، جزء اولين هيات‌هاي اروپايي بودند که راه ايران را در پيش گرفتند و به‌طور فعالانه جهت کسب فرصت‌هاي اقتصادي مذاکره و قراردادهاي نفتي و تجاري و خودرويي منعقد کردند، ولي مجددا پس از خروج دولت آمريکا از برجام و اعمال تحريم‌هاي همه‌جانبه عليه ايران، فرانسوي‌ها ايران را ترک کردند. مکرون ضمن هماهنگي کامل با سياست‌ها و اهداف آمريکا براي مذاکرات مجدد با ايران به‌منظور تمديد محدوديت‌هاي بيشتر هسته‌اي عليه ايران و گسترش مذاکرات به مسائل دفاعي و سياست‌هاي منطقه‌اي ايران، سعي داشته راه ميانه‌اي را حتي اگر شده به‌طور موقت به ايران بقبولاند. بدين صورت که با برقراري مجدد معافيت بعضي از کشورها براي خريد نفت ايران و سازوکار محدود اينستکس ايران را مجاب کند که به تعهدات اوليه‌اش در برجام برگردد. اتحاديه اروپا که به ناتواني خود در مقابله با تحريم‌هاي آمريکا عليه ايران حتي از طريق سازوکار اينستکس واقف است، براي حفظ برجام چاره کار را در هماهنگي با آمريکا و با دادن امتيازاتي از جيب آمريکايي‌ها و يا تلطيف بخشي از موضع آمريکا خصوصا در رابطه با فروش نفت ايران، دولت ايران را مجبور به عقب‌نشيني نمايد. چنانچه اين فرض در مورد اهداف ديپلماسي فرانسه درست باشد، موضع ايران چه مي‌تواند باشد؟ ظاهرا در شرايط کنوني دولت ترامپ به آساني به برجام برنخواهد گشت، ولي اين امکان وجود دارد که در مقابل درخواست و فشار اروپا، آمريکايي‌ها امتيازاتي را حاضر باشند به ايران در مقابل موضع اوليه‌اش در برجام بدهند. چنانچه اين امتيازات براي ايران قابل قبول نباشد، تنها سياست براي ايران تداوم مقاومت در مقابل تحريم‌ها و تبديل آنها به فرصت‌هاست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی