تجملگرايي بهعنوان يک بحث روانشناختي اجتماعي ريشه در فرهنگ و آداب و رسوم يک جامعه دارد، موضوعي که در آن جامعه به سمت کمال سوق داده ميشود. افزايش فاصله طبقاتي در جامعه يک نوع اشرافيتگرايي و مصرفگرايي اشرافگرا به وجود ميآورد و در اين اختلاف طبقاتي است که مصرف فخرفروشانه و نمايشي در جامعه افزايش پيدا ميکند. پايه تمامي جوامع متعادل طبقه متوسط است که متعارف مصرفشان نه فخرفروشانه است و نه شکل خاصي دارد. در ريشهيابي و مطالعه آسيب اجتماعي بهنام «تجملگرايي» آنچه بيش از هر موضوع ديگري خودنمايي ميکند خودکمبينيها در جامعه ماست، مسالهاي که باعث ميشود برخي افراد براي جبرانش دست به ريختوپاشهاي بيحدوحصر بزنند و عرصه زندگي را هر روز بر خود و خانواده تنگ و تنگتر کنند. امروز يکي از نشانه هاي تجملگرايي را در پوشش هاي انساني شاهد هستيم ـ موضوعي که با وجود تاکيدات موکد دين مبين اسلام و آموزههاي اجتماعي بهشدت نهي شده ـ متاسفانه بهعنوان يک هنجار بدان نگريسته ميشود. توجه به پوششهاي مختلف انساني براي پنهانکردن برخي حقارتها و خودکمبينيها باعث شده تا امروز شاهد آن باشيم که عدهاي براي مثال تمام تمرکز خود را بر خريد خودروهاي لوکس و گرانقيمتي که خارج از توان مالي زندگيشان است معطوف کنند، چراکه اين پوشش با توجه به نمود خارجي و عيني که دارد به اندازه کافي ميتواند فرد را در جامعه مورد توجه قرار دهد.تجملگرايي که در گام نخست ضربه محکمي بر اقتصاد خانواده زده و عدم جبرانش در ادامه ضربههاي جبرانناپذيري بر پيکر جامعه وارد خواهد کرد. در واقع ميتوان از خودرو بهعنوان مظاهر آرايش در جامعه ياد کرد، ابزاري که فرد با آن ميتواند براي خود موقعيت اجتماعي قابلقبولي در منطر افراد جامعه کسب کند و برايش فرقي نميکند اين موقعيت را به چه قيمتي و با چه هزينه و روشي براي خود خريداري ميکند. اگر بخواهيم واقعبينانهتر به قصه نگاه کنيم ريشه اين تفکر را بايد در آسيب جدي فراروي جامعه يعني نوکيسگي برخي افراد جستوجو کرد. برخي جوانان 18ساله ماشينهاي 300 تا 400ميليون توماني را سوار ميشوند، اين نوکسيگي در بدترين شرايط خودش اکنون رواج دارد. البته نبايد از اين مساله غافل شد که متاسفانه دولتها نيز در ترويج اين مساله در جامعه نقش بسزايي داشتهاند، وقتي در سيستم اداري ما فردي که از پوشش لباسي بهتر و ماشين گرانقيمتتري برخوردار است از احترام و جايگاه بهتر هم برخوردار است نبايد انتظار داشت سادهزيستي الگوي زندگي مردم ما شود.