از ابتداي اين رخداد و بر اساس تجربه وکالتم در سالهاي متمادي و با توجه به تعداد تيرهاي شليک شده، نميتوانم صراحتا درباره قتل عمد نظر بدهم. يک دليل به نظرم اين است که اگر فردي قصد قتل داشته باشد يک گلوله شليک ميکرد. اما اين در حالي است که 4 گلوله در آن فضا کمانه کرده و گلوله پنجم سبب مرگ شده است. لذا 5 گلولهاي که شليک شده 4 گلوله اولي در حالت نزاع بودهاند. آقاي نجفي اعلام کرد ميترا استاد دستان من را گرفته بود. از سوي ديگر آزمايش اسلحه شناسي نيز نشان داد که باروت کف دست ميترا استاد بوده است. پس اين دست کاملا نزديک بوده به گونهاي که ميتوان گفت دست به دست بودند. به عبارت ديگر سلاح ميان دستان دکتر نجفي و ميترا استاد بوده است. دکتر نجفي اعلام کرد من ميگفتم رها کن اما ميترا استاد که يا هول شده و يا ترسيده بوده، گلوله پنجم به ميترا استاد اصابت کرد. بنابراين از نظر شيوه شليک و انگيزه و همچنين اينکه رکن معنوي يا قصد نهايي باشد انطباق آن با قوانين ما قتل شبه عمد بوده است. از نظر روند رسيدگي به پرونده ديروز آخرين دفاعيات را گرفتهاند. من از آخرين دفاع متعجب شدم. بهدليل آنکه صراحت قانون آيين دادرسي کيفري بايد پرونده شخصيت تشکيل شود. ما هر پرونده قتلي داشتهايم حداقل چندماه طول کشيده است. به گونهاي که بر مبناي آن روانشناسان چندين ماه بايد بنشينند با متهم گفتوگو کرده و مساله را از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار دهند.
ادامه صفحه 2