در شرایطی که هنوز ابعاد حادثه و انگیزه فرد بازداشت شده بهطور کامل روشن نشده، بخشی از واکنشها بهجای تمرکز بر ضرورت کشف حقیقت، به نقد روایت اصلاحطلبان، جایگاه سیاسی آخوندی و پیامدهای فضای رسانهای معطوف شده است. این رویکردها، فارغ از درستی یا نادرستی هر یک از ادعاها این احتمال را برجسته میکند که رقابتهای سیاسی اصل یک پرونده امنیتی را به حاشیه براند. به بیان دیگر این احتمال وجود دارد که رسیدگی به پرونده به دلیل شخصیت سیاسی عباس آخوندی و دوری و نزدیکی او به جریانهای سیاسی موجب برجسته شدن موضعگیریهای سیاسی بهجای صبر برای روشن شدن ابعاد امنیتی ماجرا شود.
ضرورت شفافیت
خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه امنیتی گزارش داده است که تاکنون قرائنی مبنی بر تروریستی یا سازمان یافته بودن حادثه به دست نیامده و احتمال شخصی بودن انگیزه فرد موردنظر نیز در دست بررسی است. در سوی دیگر ماجرا رسانههای صهیونیستی و ضدانقلاب گویی موضوعی برای جشن و پایکوبی پیدا کرده باشند، با تمام توان در صدد القای ناامنی و تشدید اختلافات داخلی برآمدهاند. این دیگر بدیهی است که تا پیش از تکمیل تحقیقات، نباید درباره انگیزه مهاجم یا احتمال وجود عوامل پشتپرده با قطعیت سخن گفت. با این حال، اثبات نشدن سازمان یافتگی یک اقدام، به معنای اثبات شخصی بودن انگیزه آن نیست و برعکس. اگر هدف جلوگیری از شایعات و حفظ آرامش عمومی است، اطلاعرسانی مستند و شفاف میتواند بیش از متهم کردن رسانههای دیگر به بهرهبرداری سیاسی مؤثر باشد.
نقد روایت رقیب
عبدا... گنجی، چهره رسانهای اصولگرا، روایت اصلاحطلبان از حادثه را به پرسش گرفته است. او از جمله به معرفی فرد بازداشت شده بهعنوان سوپر انقلابی از سوی احمد زیدآبادی اشاره کرده و نبود اظهارنظر رسمی پلیس، نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی را برجسته کرده است. گنجی همچنین درباره نحوه معرفی آخوندی از سوی همفکران سیاسیاش پرسشهایی مطرح کرده و با لحنی گزنده نسبت به مطالب مطرح شده درباره مدیریت آخوندی واکنش نشان داده است. انتقاد از معرفی شتابزده متهم و نسبت دادن انگیزه سیاسی به او، پیش از انتشار شواهد معتبر، قابل بررسی است. اما این احتیاط باید درباره همه روایتها رعایت شود. همانطور که نمیتوان بر اساس برداشت اولیه، فرد بازداشتشده را دارای انگیزهای قطعی دانست، نمیتوان از نبود اطلاعات کامل نیز نتیجهای قطعی درباره ماهیت حادثه گرفت. از سوی دیگر، سوابق و دیدگاههای سیاسی آخوندی موضوعی مستقل از بررسی سوءقصد احتمالی به اوست. عملکرد او در دوران مسئولیتش میتواند موضوع نقد جدی باشد، اما این نقد جایگزین پاسخ به پرسشهای مربوط به امنیت او و انگیزه فرد بازداشتشده نمیشود.
وحدت با کدام معیار؟
یک روزنامه اصولگرا نیز با طرح عنوان «علیزیسم علیه وحدت»، حادثه را به فضای رسانهای و ادبیات سیاسی تند پیوند داده است. این رویکرد نشان میدهد که بخشی از رسانههای اصولگرا، ماجرا را فراتر از یک پرونده امنیتی و در ارتباط با تشدید اختلافات سیاسی بررسی میکنند. نقد ادبیات تحریکآمیز، فارغ از گرایش سیاسی گویندگان آن، قابل دفاع است. فعالان سیاسی و رسانهها باید نسبت به پیامدهای اتهامزنیهای بیسند حساس باشند. با این حال، تأکید بر وحدت زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که این معیار درباره همه جریانها یکسان اعمال شود؛ نه اینکه تنها سخنان منتقدان یک جریان سیاسی مسئلهساز تلقی شود.
فراتر از جناحبندی
پرسش اصلی در این ماجرا، بیش از آنکه به اختلاف اصولگرایان و اصلاحطلبان مربوط باشد، به معیاری بازمیگردد که هر جریان سیاسی برای مواجهه با امنیت مخالفان خود در نظر میگیرد. مخالفت با عملکرد یا دیدگاههای آخوندی حق هر منتقدی است، اما این مخالفت نباید به عاملی برای کماهمیت جلوه دادن احتمال تعرض به امنیت او تبدیل شود. در مقابل، اصلاحطلبان نیز نباید پیش از روشن شدن نتایج تحقیقات، از حادثه برای متهم کردن رقبای سیاسی خود بهره بگیرند. هنوز برای داوری قطعی درباره انگیزه فرد بازداشتشده، سازمان یافته بودن اقدام یا وجود عوامل دیگر زود است و نتیجه تحقیقات رسمی باید مبنای قضاوت قرار گیرد. با این حال، واکنشهای سیاسی را میتوان از همین حالا با یک پرسش سنجید که آیا هدف، روشن شدن حقیقت است یا استفاده از حادثه برای تضعیف رقیب؟ پاسخ به این پرسش، معیاری برای سنجش پایبندی جریانهای سیاسی به اصولی است که در دفاع از قانون، امنیت و حقوق مخالفان مطرح میکنند.