بستن
کد خبر: ۱۵۲۳۱۰۸
«آرمان ملی» از وفور غلط‌های املایی در بین تحصیل‌کرده‌ها گزارش می‌دهد

وقتی «قالب» می‌شود «غالب»

وقتی «قالب» می‌شود «غالب»
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: تحلیلگر شناخته شده در صفحه مجازی خود تقریبا هرجا که قصد داشته واژه «قالب» به معنای فرم را به کار ببرد، آن را به شکل «غالب» نوشته است.

کاربران در کامنت‌ها به او حمله کرده‌اند و اتفاق جالب این است که یکی از کامنت‌گذاران که قصد داشته تحلیلگر را به راه راست هدایت کند، برای او نوشته است که اگر اصل خبر را به تحلیلت «زمینه» کنی، تاثیر بیشتری دارد. منظورش البته «ضمیمه» بوده است. به راستی چه اتفاقی افتاده که این همه غلط‌های املایی زیاد شده است؟ درست است که برخی از اشتباهات را می‌توان اشتباه تایپی در نظر گرفت که آن هم البته در جای خود قابل بررسی است، اما غلط املایی داستان دیگری دارد. اگر روزگاری غلط‌های املایی را می‌شد در نوشته‌های دانش‌آموزان دید، حالا به یمن فضای مجازی عمق و گستردگی آن ابعاد هولناکی به خود گرفته است. با این حال برای شناخت دقیق ابعاد آن باید از قضاوت‌های شتاب‌زده فاصله گرفت. قبل از هر قضاوتی باید روشن شود که آیا دانش‌آموزان امروز بیش از نسل‌های گذشته در نوشتن کلمات اشتباه می‌کنند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، نظام آموزشی تا چه اندازه در شکل‌گیری این مشکل نقش دارد و علاوه بر آن، سهم فضای مجازی در این وضعیت چقدر است؟ پاسخ به این پرسش‌ها مستلزم توجه به مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، آموزشی و فناورانه است؛ عواملی که نمی‌توان اثر هیچ‌یک را به‌تنهایی تعیین‌کننده دانست. 

عادت‌های نوشتاری

گسترش تلفن‌های هوشمند، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، شیوه ارتباط نوشتاری را تغییر داده است. در بسیاری از این فضاها، سرعت انتقال پیام بر رعایت قواعد نگارشی اولویت دارد. کاربران برای پاسخ‌دادن سریع‌تر، کلمات را کوتاه می‌کنند، نشانه‌های نگارشی را نادیده می‌گیرند و گاهی شکل‌های غیراستاندارد واژه‌ها را به کار می‌برند. این شیوه نوشتن به‌خودی‌خود لزوماً نشانه ضعف سواد نیست؛ اما اگر دانش‌آموز نتواند میان زبان محاوره‌ای در پیام‌های روزمره و زبان معیار در نوشته‌های رسمی تفاوت بگذارد، احتمال انتقال عادت‌های نادرست به تکالیف مدرسه و نوشته‌های جدی‌تر افزایش می‌یابد. مسئله دیگر، تغییر نوع مواجهه دانش‌آموزان با نوشتن است. در گذشته، نوشتن با دست بخش مهمی از فعالیت‌های روزانه دانش‌آموزان را تشکیل می‌داد. رونویسی از متن، نوشتن انشا، پاسخ‌دادن تشریحی به پرسش‌ها و تمرین‌های املایی، فرصت تکرار و تثبیت شکل صحیح واژه‌ها را فراهم می‌کرد. امروز بخشی از این فعالیت‌ها جای خود را به تایپ‌کردن داده است. تایپ‌کردن نیز نوعی نوشتن محسوب می‌شود، اما لزوماً همان فرصت‌های یادگیری را ایجاد نمی‌کند؛ به‌خصوص اگر دانش‌آموز به‌جای توجه به شکل کلمات، تنها بر سرعت انتقال پیام متمرکز باشد. از سوی دیگر، ابزار‌های تصحیح خودکار و پیشنهاد کلمات ممکن است ضعف املایی را پنهان کنند. دانش‌آموز می‌تواند متنی ظاهراً درست تولید کند، بی‌آنکه شکل صحیح واژه‌ها را به‌طور مستقل آموخته باشد. البته همین ابزارها، در صورت استفاده آگاهانه، قابلیت آموزشی نیز دارند. بنابراین، مسئله اصلی نه صرف استفاده از فناوری، بلکه شیوه استفاده از آن و میزان توجه به صحت نوشتار است. 

قالب یا غالب؟

با وجود تأثیر احتمالی فضای مجازی، نمی‌توان مسئولیت آموزش صحیح نوشتن را از نظام آموزشی جدا کرد. مدرسه نهادی است که باید مهارت‌هایی را در دانش‌آموز تقویت کند که ممکن است در زندگی روزمره کمتر تمرین شوند. اگر آموزش املا به چند تمرین محدود شود و اشتباهات دانش‌آموزان بدون بررسی علت آنها تصحیح شوند، احتمال دارد خطا‌ها در ذهن آنان تثبیت شود. دانش‌آموز مرحله به مرحله بالا می‌آید بدون آنکه فرصت داشته باشد که اشتباهات خود را تصحیح کند. بعد وقتی وارد دانشگاه می‌شود، با مجموعه‌ای از ندانسته‌ها در کلاس حاضر می‌شود که دیگر غلبه بر آنها بسیار دشوارتر از دوران قبل از دانشگاه است. اشتباهات املایی زمانی تثبیت می‌شود که ندانستن مورد نظر با عدم مطالعه ممزوج شود. یعنی اگر این احتمال وجود داشته باشد که شکل درست کلمات در اثنای مطالعه دیده شود، در فقدان مطالعه این احتمال هم از بین می‌رود و زمانی که فرد مورد نظر فارغ‌التحصیل می‌شود، نمی‌تواند بین «قالب» و «غالب» تفاوت بگذارد و یکی را جای دیگری به‌کار می‌برد. نکته‌ای که در بین وجود دارد این است که یادگیری شکل درست کلمات صرفاً به حفظ‌کردن فهرستی از کلمات محدود نیست. دانش‌آموز باید بتواند شکل صحیح واژه‌ها را تشخیص دهد، تفاوت‌های املایی را درک کند و آموخته‌های خود را در نوشته‌های مستقل به کار ببرد. در زبان فارسی، این ضرورت اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بسیاری از حروف، با وجود تفاوت در شکل نوشتاری، تلفظ یکسان یا نزدیک دارند. برای مثال، تشخیص املای درست کلماتی مانند «حیات» و «حیاط» تنها از طریق شنیدن تلفظ امکان‌پذیر نیست و به شناخت واژه و تمرین نیاز دارد. پژوهش‌های آموزشی نیز بر اهمیت آموزش مستقیم و هدفمند املا تأکید دارند. یک فراتحلیل در سال ۲۰۱۴ که ۵۳ مطالعه و ۶۰۳۷ دانش‌آموز را دربر می‌گرفت، نشان داد آموزش رسمی املا می‌تواند عملکرد املایی را بهبود دهد. مرور پژوهش‌ها در سال ۲۰۲۴ نیز از اثر مثبت مداخلات آموزشی املا حکایت داشت. البته این یافته‌ها به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کنند که روش آموزش در مدارس ایران در سال‌های اخیر ضعیف‌تر شده است؛ بلکه نشان می‌دهند کیفیت و استمرار آموزش را نمی‌توان در بررسی مسئله نادیده گرفت. 

یک سابقه تاریخی

هیچ تردید نیست که مطالعه و خواندن متن درست و ویرایش شده در یادگیری شخص نقش مهمی ایفا می‌کند. از آنجا که بخش مهمی از اطلاعات ما از مسیر شنوایی به دست می‌آید، بخشی از اشتباهات املایی از این طریق در ذهن نهادینه می‌شود. اگر کسی فقط به شنیده‌ها اکتفا کند و فرصت آموختن شکل درست واژه‌ها را به خود ندهد، جایی نمود پیدا می‌کند که اشتباه تبدیل به ضربه‌ای حیثیتی می‌شود. در یکی از شناخته شده‌ترین نمونه‌ها، ماجرای نامه‌ای در مجلس بود که به امضای ۱۱۰ نماینده هم رسیده و به هیات رئیسه مجلس تحویل داده شد. نویسنده نامه به‌جای واژه ان‌پی‌تی (NPT) نوشته بود‌ام‌پی‌تی و این شکل غلط تا هیات رئیسه رفته بود و هیچ کدام از ۱۱۰ نماینده‌ای که آن را امضا کرده بودند، یا متن را نخوانده امضا کرده بودند و یا اصلا متوجه چنین اشتباه سهمگینی نشده بودند. این اتفاق چنان ضربه‌ای حیثیتی به مجلس وارد کرد که شهید علی لاریجانی از آن به عنوان نمونه‌ای منفی یاد کرد. البته لاریجانی مستقیماً به نام نماینده اشاره نکرد بلکه درباره تمسخر مجلس به‌دلیل برخی حواشی، از جمله اشتباه در نگارش یک طرح، ابراز نگرانی کرد. اگر آن نماینده شکل دقیق واژه را جایی مطالعه کرده بود، چنین اشتباهی مرتکب نمی‌شد. ظاهرا او فقط به گوش اتکا داشته است. از این رو گفته می‌شود که تکرار مواجهه با شکل درست واژه در حین مطالعه می‌تواند به تقویت شناخت دیداری کلمات و افزایش دقت املایی کمک کند. اگر بخش عمده مواجهه فرد به شنیده‌ها، پیام‌های کوتاه، عنوان‌ها و متن‌های پراکنده محدود شود، ممکن است فرصتی برای آشنایی با واژه‌ها و کاربرد آنها در متن‌های پیوسته نداشته باشد. 

غلط املایی استاد!

اتفاق دیگری که این روز‌ها زیاده مشاهده می‌شود این است که وقتی فردی در نوشته خود اشتباه املایی داشته و دیگران اشتباه را به او گوشزد می‌کنند، به جای اینکه از فرصت استفاده کرده و شکل درست واژه را یاد بگیرد، از انتقاد دلخور می‌شود و می‌گوید: «موضوع اصلی معنا و منظور نوشته است نه اشتباه املایی». این حرف اگر توسط دانش‌آموزی گفته شود که هنوز در حال یادگیری است، به سادگی می‌توان آن را پذیرفت یا از کنار آن گذشت، اما وقتی کسی که این حرف را در برابر انتقاد مطرح می‌کند، استاد دانشگاه، تحلیلگر سیاسی و... است، داستان متفاوت می‌شود. دقیقا به همین دلیل است که اگر نویسنده استاد دانشگاه باشد، کاربرانی که نسبت به غلط‌های املایی واکنش نشان داده‌اند، دیگر در قید معنا و منظور نویسنده نیستند. مواردی هم مشاهده شده که استاد دانشگاه غلط املایی را به گردن «ادمین» انداخته است. ادمین همان فرد ناپیدایی است که به‌جای استاد دانشگاه توییت می‌زند، پست اینستاگرامی می‌گذارد و به کامنت‌ها جواب می‌دهد. استاد دانشگاه و یا تحلیلگر سیاسی که از ادمین استفاده می‌کند، باید بداند که وقتی توییت‌ها و پست‌های اینستاگرامی به نام او خوانده می‌شود و کاربران بنا به اسم و عنوان او اظهار نظر می‌کنند، غلط‌های املایی هم به نام او نوشته خواهد شد. اشتباه املایی ممکن است برای هر کسی پیش بیاید؛ دانش‌آموز، استاد دانشگاه، تحلیلگر سیاسی و حتی نویسنده‌ای که سال‌ها با کلمات سروکار داشته است. مسئله از جایی آغاز می‌شود که اشتباه، به‌جای فرصتی برای یادگیری، به موضوعی برای توجیه و گریز از مسئولیت تبدیل می‌شود. فضای مجازی شاید غلط‌ها را بیشتر در معرض دید قرار داده باشد، اما نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه آن دانست. مدرسه باید نوشتن را آموزش دهد، خانواده باید فرصت مطالعه را فراهم کند و خود فرد نیز باید بپذیرد که داشتن مدرک دانشگاهی، عنوان کارشناسی یا تریبون رسانه‌ای، کسی را از آموختن بی‌نیاز نمی‌کند. گاهی آنچه اعتبار یک فرد را بیشتر از یک غلط املایی خدشه‌دار می‌کند، نه اشتباه او، بلکه اصرارش بر نپذیرفتن آن است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار