بستن
کد خبر: ۱۵۲۲۴۲۲
«آرمان ملی» درباره تغییر قطر از صادرکننده به واردکننده LNG از آمریکا گزارش می‌دهد

بازی شطرنجِ ترامپ با مهره LNG در منطقه

بازی شطرنجِ ترامپ با مهره LNG در منطقه
آرمان ملی- صدیقه بهزادپور: بازار جهانی گاز در پی تحولات امنیتی منطقه، تنها با تغییر مسیر محموله‌ها و افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی مواجه نشده، بلکه موازنه میان تولیدکنندگان بزرگ LNG را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

 در شرایطی که قطر سال‌ها یکی از بازیگران اصلی بازار LNG جهان بوده و بخش مهمی از مشتریان آسیایی خود را با اتکا به صادرات این حامل انرژی تأمین می‌کرد، اختلال در مسیر صادرات این کشور، معادله تازه‌ای را رقم زده است؛ معادله‌ای که در آن قطر برای حفظ مشتریان خود ناچار شده به بازار آمریکا مراجعه کند. 

توقف ظرفیت‌های LNG ایران با تحریم

پروژه ایران LNG از جمله فرصت‌هایی بود که در سال‌های دور می‌توانست ایران را تبدیل به یکی از بازیگران مهم بازار LNG منطقه کند. اما این فرصت به دلیل تحریم‌ها، ناکارآمدی مدیران و همچنین بی‌توجهی در انتقال دولت‌ها از دست رفت. هدایت‌ا... خادمی، نماینده ادوار مجلس و کارشناس حوزه انرژی، در این باره به «آرمان ملی»، گفت: مسیر توسعه LNG ایران در سال‌های گذشته متوقف نمی‌شد، امروز معادلات بازار گاز منطقه می‌توانست شکل دیگری داشته باشد. او افزود: ایران در مقطعی می‌توانست با ورود جدی به این حوزه، جایگاه قابل توجهی در بازار منطقه و حتی بازار‌های بین‌المللی به دست آورد، اما مجموعه‌ای از تحریم‌ها و موانع خارجی در کنار تصمیم‌هایی که در داخل گرفته شد، موجب شد این فرصت به نتیجه نرسد. 

تعلل و فرصت سوزی 

خادمی اضافه کرد: توسعه LNG تنها به داشتن منابع گاز محدود نمی‌شود و نیازمند سرمایه‌گذاری، فناوری، قرارداد‌های بلندمدت و همکاری با شرکت‌های صاحب دانش فنی است. ایران در مقاطعی تلاش‌هایی را برای حرکت در این مسیر آغاز کرده بود و مذاکرات و قرارداد‌هایی با شرکت‌های خارجی در دستور کار قرار گرفت، اما تحریم‌ها و خروج طرف‌های خارجی از پروژه‌ها باعث شد بخش مهمی از این برنامه‌ها متوقف شود. خادمی با اشاره به قرارداد‌ها و همکاری‌های گذشته ایران با شرکت‌های اروپایی و روسی در حوزه LNG می‌گوید، بخشی از مسیر توسعه این صنعت به دلیل فشار‌های تحریمی از بین رفت و پس از آن نیز اقدام مؤثری برای جبران این عقب‌ماندگی انجام نشد. از نگاه او، مسئله فقط تحریم نبود. در کنار محدودیت‌های خارجی، از دست رفتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری و نبود یک برنامه پایدار برای توسعه فناوری LNG نیز باعث شد ایران نتواند جایگاهی متناسب با ظرفیت‌های گازی خود در این بازار به دست آورد. 

فرصت‌سازی قطر برای آمریکا 

این نماینده سابق مجلس اضافه کرد: در سوی دیگر، قطر طی سال‌های گذشته توانسته بود خود را به یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان LNG جهان تبدیل کند. این کشور با سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌های تولید و صادرات، قرارداد‌های بلندمدتی با مشتریان بزرگ آسیایی منعقد کرد و به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی بازار جهانی تبدیل شد، اما تحولات اخیر منطقه نشان داد حتی صادرکنندگان بزرگ LNG نیز در برابر بحران‌های ژئوپلیتیک مصون نیستند. اختلال در مسیر صادرات قطر، موضوع حفظ تعهدات این کشور به مشتریان قدیمی را به یک مسئله جدی تبدیل کرد، زیرا مشتریان آسیایی نمی‌توانستند فقط منتظر بمانند تا شرایط صادرات قطر به وضعیت عادی بازگردد. خادمی ادامه داد: در این راستا یک فرصت جدید برای آمریکا ایجاد شد که در ظاهر یک معامله تجاری میان شرکت‌های انرژی است، اما آثار آن می‌تواند فراتر از یک قرارداد خرید و فروش LNG باشد. او توضیح داد: قطر برای اینکه بازار و مشتریان سنتی خود را از دست ندهد، باید نیاز آنها را به هر شکل ممکن تأمین می‌کرد. در چنین شرایطی، یکی از راه‌ها مراجعه به تولیدکنندگان آمریکایی و خرید LNG از این کشور بود؛ یعنی قطر به جای آنکه مشتریان خود را به دلیل اختلال در صادرات از دست بدهد، بخشی از نیاز آنها را از یک عرضه‌کننده دیگر تأمین کند. 

بازی با مهره‌ها برای ترامپ

به اعتقاد خادمی، این اتفاق باعث شد آمریکا از یک اختلال منطقه‌ای، یک فرصت اقتصادی قابل توجه به دست آورد. کشوری که خود از بازیگران اصلی بازار LNG جهان است، اکنون در شرایطی قرار گرفته که می‌تواند بخشی از کمبود ایجادشده در بازار قطر را پوشش دهد. این کارشناس انرژی می‌گوید موضوع مهم این است که مشتریان قطری، به‌ویژه در بازار‌های آسیایی، برای تأمین انرژی خود نمی‌توانند منتظر بمانند تا یک بحران ژئوپلیتیک پایان پیدا کند. آنها باید قرارداد‌ها و جریان عرضه خود را حفظ کنند؛ بنابراین اگر قطر نتواند در مقطع مشخصی LNG مورد نیاز مشتری را تحویل دهد، طبیعی است که مشتری به دنبال منبع دیگری برود. به گفته خادمی، در چنین شرایطی آمریکا به‌عنوان یکی از عرضه‌کنندگان بزرگ LNG می‌تواند بخشی از این تقاضای ایجادشده را جذب کند. در نتیجه، اختلالی که در ابتدا تهدیدی برای صادرات قطر بود، برای تولیدکنندگان آمریکایی به افزایش فرصت فروش تبدیل می‌شود. 
 
 الزامات جنگ برای قطر

خادمی اضافه کرد: زمانی که قطر برای حفظ مشتریان خود مجبور به خرید LNG از آمریکا می‌شود، بخشی از درآمدی که در شرایط عادی می‌توانست نصیب صادرکننده قطری شود، به سمت تولیدکنندگان آمریکایی حرکت می‌کند و این همان نقطه‌ای است که باید آثار اقتصادی جنگ و بحران‌های منطقه‌ای را فراتر از خسارت‌های مستقیم آن بررسی کرد، چراکه در شرایط بحران، مسیر تجارت انرژی تغییر می‌کند و هر کشوری که ظرفیت تولید و صادرات جایگزین داشته باشد، می‌تواند بخشی از بازار ازدست‌رفته دیگران را جذب کند. 
 
 ایران در میدان LNG

این گزارش حاکی است؛ منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی که باید کانون درخشش ایران در بازار گاز مایع می‌بود، امروز شاهد یکی از بزرگ‌ترین حسرت‌های تاریخ صنعت انرژی کشور است. پروژه «ایران LNG با هدف تبدیل گاز طبیعی به مایع جهت صادرات به بازار‌های اروپا و شرق آسیا کلید خورده بود، درحالی‌که بخش قابل‌توجهی از تجهیزات آن نصب و آماده بهره‌برداری بود، به دلیل خروج شرکای خارجی و سایه سنگین تحریم‌ها به حال خود رها شد. طراحی و اجرای این پروژه در فاز نخست بر پایه همکاری با کنسرسیومی بین‌المللی شامل شرکت‌های لینده (آلمان)، هیوندای (کره جنوبی) و سایپم (ایتالیا) استوار بود و شرکت‌های ایرانی «فاراب» و «ناموران» نیز در مهندسی واحد شیرین‌سازی گاز نقش‌آفرینی می‌کردند. در بخش‌های دیگر، شرکت‌های «پیدکو» و «بیجینگ هوافو» (چین) مسئولیت ساخت قطار‌های مایع‌سازی را بر عهده داشتند، مخازن ذخیره‌سازی توسط شرکت «دالیم» ساخته شد و گروه «مپنا» نیز وظیفه تأمین نیروگاه‌ها و الکتروکمپرسور‌ها را عهده‌دار بود. با وجود این همگرایی عظیم فنی و تجهیزاتی، این طرح هیچ‌گاه به مرحله تولید نرسید و سرمایه‌های کلان ملی در سکوتِ پروژه‌ای که ناتمام ماند، دفن شد. 

درس‌های تلخ همسایگی

تضادِ وضعیت فعلی ایران با قطر، در میدان مشترک پارس جنوبی، تأمل‌برانگیز است. در همان بازه‌ای که پروژه‌های ایران در بلاتکلیفی فرو رفته بودند، قطر با اتکا به دیپلماسی انرژی و جذب غول‌های نفتی جهان نظیر «توتال‌انرژی»، «شل» و «کونوکو فیلیپس»، توانست ده‌ها واحد LNG را عملیاتی کند. امروز قطر با ظرفیت تولید بیش از ۷۷ میلیون تن در سال، در صدر تولیدکنندگان LNG جهان ایستاده است؛ درحالی‌که سهم ایران از این بازار، با وجود داشتن نیمی از ذخایر این میدان گازی، عملاً «صفر» است. 

پایانِ رؤیا‌های گازی

به گفته کارشناسان؛ ناکامی ایران تنها به پروژه «ایران LNG» محدود نمی‌شود، چراکه «پارس LNG» و «پرشین LNG» دو طرح کلان دیگر بودند که می‌توانستند مسیر اقتصاد انرژی ایران را تغییر دهند. پروژه پارس LNG با محوریت شرکت توتال برای تبدیل گاز فاز ۱۱ به LNG تعریف شده بود، و پرشین LNG نیز با مشارکت شل و رپسول طراحی شده بود. اما این طرح‌ها نیز در مسیر پرپیچ‌وخم فشار‌های سیاسی و خروج شرکای بین‌المللی، به سرنوشت مشابهی دچار شدند؛ توقف مطلق در نیمه‌راه. امروز، سه پروژه بزرگ مایع‌سازی ایران تنها به نمادی از «فرصت‌های از دست رفته» تبدیل شده‌اند. در حالی که رقبای منطقه‌ای با بهره‌برداری حداکثری از میادین مشترک، میلیارد‌ها دلار درآمد ارزی کسب می‌کنند و جایگاه خود را در امنیت انرژی جهان تثبیت کرده‌اند، صنعت گاز ایران همچنان در انتظار راهکاری برای احیای دارایی‌های راکد خود است. تجربه این سه پروژه نیمه‌کاره، سندی است بر این واقعیت که در صنعت پیچیده و سرمایه‌بر گاز، اتکا به همکاری‌های بین‌المللی و دیپلماسی فعال، نه یک انتخاب، که ضرورتی حیاتی برای حفظ منافع ملی است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار