علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل خاورمیانه نوشت: تحلیل لغو نشست عمان به درخواست عربستان دلایل گوناگونی را در بطن خود دارد، اما باید توجه داشت که آنچه در واقع بهعنوان توافق میان ایران و عمان انجام شد، به مسئله تنگه هرمز و نحوه رفتوآمد کشتیها، اعم از کشتیهای تجاری، نفتکشها و سایر شناورها، مربوط میشد و بارها نیز اعلام شده بود که این توافق، مبنایی برای آزادسازی تنگه هرمز نیست.
به نظر میرسد دیدگاه ایران این بود که کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز بر این توافق صحه بگذارند. در مجموع، هشت کشور در این چارچوب مطرح بودند که با توجه به حضور عراق، تعداد کشورهای دیگر به هفت کشور میرسید که البته بحرین نیز قرار بر حضور در این نشست نداشت، اما به هر ترتیب ایران میخواست این موضوع در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شود و آنها نیز با این توافق، موافقت کنند. این مسئله به منزله آن بود که کشورهای حاشیه خلیج فارس، مدیریت ایران را، دستکم بر بخشی از تنگه هرمز، به رسمیت بشناسند.
البته ما بهطور کامل از جزئیات این توافق اطلاع نداریم، اما بر اساس آنچه مطرح شده بود، کشتیها از قسمت شمالی، که تحت مدیریت ایران قرار داشت، وارد میشدند، از خط میانی عبور میکردند و برای خروج، از قسمت جنوبی تنگه خارج میشدند. اگر این توافق به تأیید سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز میرسید، به این معنا بود که کشورهای عربی، بجز عمان، یعنی شش کشور دیگر به انضمام عراق نیز آن را تأیید کردهاند.
در چنین شرایطی، مدیریت ایران بر تنگه هرمز، دستکم بر بخشی از آن و بهصورت مشترک با عمان، مسجل میشد و به اثبات میرسید که کشورهای عربی نیز با این موضوع موافق هستند. اینکه چرا عربستان در آخرین ساعات اعلام کرد که نشست باید به تعویق بیفتد و به زمان دیگری موکول شود، باید گفت که در این مسئله تردیدی نیست که عربستان در شرایطی از بلاتکلیفی و عدم تصمیمگیری قرار گرفته است؛ گویی کشوری است که با توجه به ضرباتی که از یمن متحمل شده، دچار سردرگمی شده است. به نظر میرسد که در حال حاضر، مسائل مهمتر از جلسه عمان برای عربستان مطرح است.
این کشور به پاکستان و آمریکا متوسل شده بود تا در مقابله با انصارا... کمک کنند، اما پاسخ منفی شنیده است. بنابراین، با توجه به اینکه انصارا... در میدان دست بالا را پیدا کردهاند، اولویت عربستان دیگر جلسه عمان نیست؛ بلکه مسئله اصلی این است که با توجه به موفقیت و پیشروی انصارا...، چگونه باید با این وضعیت برخورد کند.
بهخصوص اینکه برخی استانهای عربستان، اصالتاً یمنی هستند و اگر این جنگ گسترش پیدا کند، این خطر وجود دارد که درگیری حتی به داخل عربستان نیز کشیده شود. مجموع این مسائل موجب شده عربستان در وضعیت بلاتکلیفی و سردرگمی قرار بگیرد. بنابراین، اولویت این کشور دیگر جلسه عمان نبوده، بلکه مسئله اصلی، چگونگی برخورد با شکستی است که متحمل شده است؛ بهخصوص اینکه خط لوله شرق به غرب عربستان نیز مورد هجوم قرار گرفته است.
اما از منظر نقش قدرتهای فرامنطقهای، بهویژه آمریکا، باید گفت کشورهای عربی، چه عربستان سعودی و چه عمان و دیگر کشورها، اساساً سیاست خارجی مستقلی ندارند. سیاست خارجی آنها در جهت سیاست خارجی آمریکا تعریف میشود. بنابراین، هرگونه اشاره از جانب آمریکا مبنی بر اینکه در این مرحله مناسب نیست مدیریت ایران بر تنگه هرمز تحکیم و تقویت شود، میتوانست بر تصمیم کشورهای عربی تأثیر بگذارد. یعنی آنچه تهران و مسقط در عمان به توافق رسیده بودند، دیگر نیازی نداشت به اجماع سایر کشورهای عربی برسد یا دستکم در میان آنها مطرح و بررسی شود. اما آمریکاییها در این مرحله ترجیح میدهند اگر قرار است مذاکرهای انجام شود، مستقیماً با ایران وارد مذاکره شوند. از این رو، احتمالاً ترجیح میدهند تنگه هرمز به همین شکل که هست باقی بماند تا زمانی که در مجموع، شرایطی فراهم شود که تنگه بهصورت آزادانه در اختیار همه کشتیها قرار گیرد و دیگر تابع هیچگونه مدیریت یا کنترلی از جانب کشورهای همجوار نباشد.