هرچند که برخی معتقدند سفر بدر البوسعیدی صرفا در خصوص تفاهم پیرامون تنگه هرمز است، اما به نظر میرسد که آمریکاییها پشت پرده خواستار بازگشت تهران به مذاکره هستند. در همین راستا «آرمان ملی» با سیدجلال ساداتیان تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران را چگونه ارزیابی میکنید؟
پس از امضای تفاهم اسلامآباد میان ایران و آمریکا قرار شد در مقام اجرا طرفین طی مدت ۶۰ روز در خصوص موضوعات اختلافی با یکدیگر به گفتوگو بپردازند و به یک تفاهم برسند، اما آمریکاییها برای عبور کشتیهای خلیج فارس متوسل به آبراه جنوبی شدند که برخی کشتیها از مسیر عمان تردد کنند، ایران هشدار داد و بعد هم با کشتی قطری برخورد کرد و خود این مساله عاملی شد که آمریکاییها تفاهم را نقض کنند و به مناطق جنوبی ایران حمله کنند، اما با واکنش شدید ایران مواجه شدند و تصور نمیکردند ایران با شرایط مشکلات اقتصادی قدرت آتش این چنینی داشته باشد؛ لذا در این میان عربها تلاش کردند تا آمریکا را متقاعد کنند حملهای صورت ندهد چرا که بیشترین خسارت به خود آنها وارد میشد. گرچه فشاری که بسته بودن تنگه هرمز به اقتصاد کشورهای منطقه و دنیا وارد میکند به قوت خود باقی است. ماجرای دیگری هم مطرح میشود انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ماه نوامبر است و به نظر میآید طرف مقابل در تلاش بود تا حدی به مدیریت تنش بپردازد. حال واسطهها برای میانجیگری دوباره به راه افتادند و طبیعی است که پاکستان با آمریکاییها روابط خوبی دارد و پیام آمریکاییها را آورده است. هرچند پاکستان اعلام میکند که در راستای حسن نیت خود که زحماتی را تقبل کرد و تلاشها برای کنترل تنش در منطقه ادامه میدهد و ایران هم استقبال کرده است؛ لذا آقای عاصم منیر با آقای قالیباف و رئیسجمهور ملاقات داشته ولی بازخوردی از اخبار مربوط به ملاقاتها موجود نیست که چه چیزی تبادل شده است.
* سفر بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان به تهران را هم میتوان در راستای میانجیگری بین تهران و واشنگتن دانست یا بیشتر مذاکره بر پایه تفاهم پیرامون تنگه هرمز؟
یکی از راهحلهایی که برای مساله تنگه هرمز مطرح شده بود این است که ایران مدعی بوده و هست که این آبراه بینالمللی نیست بلکه مشترک بین ایران و عمان است و در نتیجه باید بین دو کشور حل و فصل شود. در مدتی قبل وزیر خارجه و سپس معاون وزیر خارجه به ترتیب به عمان رفتند و راجع به مسائل مربوط به تنگه با هم گفتوگو کردند. در این ماجرای اخیر این صحبت شد که ایران نمیخواهد کنترل تنگه هرمز را از دست دهد و بر این کنترل اصرار درد؛ لذا پیشنهادی آمد که کشتیها از گذرگاه شمالی وارد و گذرگاه جنوبی خارج شوند، اما بعد گفتند توافق نشده و طرفین به دنبال این هستند که مسیر سومی پیدا کنند که از آنجا هر دو کشور مشترکا تنگه را کنترل کنند و سر اقلامی که باید دریافت شود، مسائل امنیتی و رفت و آمدهای مشکوک آمریکاییها صحبت شود. وزیر خارجه کشورمان مطرح کرد که این مذاکرات طولانی شده و عمان تحت فشار دیگر قدرتها قرار دارد و اسرائیل و آمریکا به عمان فشار میآورند. حتی آمریکا تهدید کرد که عمان را بمباران میکند اگر به نحوی با ایران توافق کند که منافع آمریکا در آن نباشد. به نظر میرسد دلیل سفر وزیر خارجه عمان به تهران همین باشد که شاید بتوانند به راه حل مرضیالطرفینی برسند.
* تصور میکنید سفرهای دیپماتیک اخیر منجر به بازگشت طرفین به مذاکره خواهد شد یا میانجیها حامل پیامهای تهدید آمیز آمریکا بودهاند؟
پیامهای تهدیدآمیز ترامپ که از سر استیصال است و همه داخل آمریکا او را مورد تمسخر قرار میدهند. در سطح جهانی هم او را به استهزاء میگیرند و لازم نیست حرفهایی که ترامپ میزند را خیلی جدی بگیریم. به هر حال دست ما روی ماشه است و نیروهای مسلح ما کاملا آمادگی خود را حفظ کردند و هوشیارانه هم حواسشان به همهچیز هست. کما اینکه در تحرکات قبلی که تصور میکردند میتوانند وارد ایران شوند، ایران اردن و اقلیم را زد و شیرازه آنها را از هم پاشید. ایران و آمریکا الان احتیاج دارند این ماجرا به نحوی جمع شود و تحت کنترل درآید. هر چند که ایران معتقد است نمیشود آمریکا محاصره دریایی خود را داشته باشد، به ایران فشار وارد کند و بعد هم انتظار گفتوگو با ایران داشته باشد. اگر قرار است که گفتوگویی اتفاق بیفتد باید نفع طرفین باشد. به نظرم آقای منیر هم در این چارچوب به تهران آمده که ببیند ایران و آمریکا چه میخواهند و چه راه حلی میتواند طرفین را راضی کند.