حشمتا... فلاحتپیشه، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: سفری که علی الزیدی نخست وزیر عراق به تهران انجام داد سفر میانجیگرایانهای نبود و ایشان بیشتر منتقل کننده پیام تهدیدآمیز از طرف آمریکا بود؛ لذا اگه نگویم که منتقل کننده اولتیماتوم بود منتقل کننده تهدیدآمیز از طرف ترامپ بود. آنچه که الزیدی دنبالش بود در امضای موافقتنامهها مشخص است.
وی ۴۸ موافقتنامه دارای ضمانت اجرا و به اصطلاح متمم مالی و بودجهای و مالی را با آمریکاییها امضا کرد ولی به صورت شکلی فقط سه موافقت نامه را با ایران امضا کرد. واقعیت قضیه این بود که الزیدی بیشتر سعی کرد پیامرسان آمریکاییها باشد. یعنی به عبارتی ترامپ از طریق وی یک پیام تهدید به ایران منتقل کند. برای ترامپ هم این موضوع از این نظر مهم بود که عراق در طول جنگ ۴۰ روزه یکی از میادین بود که گروههای طرفدار ایران به نفع ایران وارد جنگ شدند.
آقای الزیدی هم نگران است در این جنگی که در حال مزمن شدن است عملا برنامههای توسعه او در عراق زیر سوال برود. چون واقعیت قضیه این است که الان روابط ایران و آمریکا یا به عبارتی جنگ ایران و آمریکا خلأ میانجی ندارد یعنی تقریبا کمتر کشوری در منطقه داریم که نقش میانجیگرایانه یا پیشنهاد میانجیگرایانه به ایران و آمریکا نداده باشد و طرحهای مختلفی هم مطرح شده است. الان میشود گفت روابط ایران و آمریکا در یک شرایط به شدت حساسی قرار گرفته از این نظر که شاید فقط چند قدم تا یک جنگ تمامعیار فاصله باشد.
نوع چینش نیروهای نظامی به ویژه دپو و ذخیره هواپیماها و سوخترسانها و ذخیره مهمات در اسرائیل که فعلا از جنگ دور است نشان میدهد که سیاست جنگی امروز آمریکا یک فصل دومی دارد و آن جایی است که آمریکا و اسرائیل که ابتدا جنگ پر شدتی را شروع کرده بودند الان جنگ پر شدت را بعد از جنگ آمریکا علیه ایران شروع میکنند و این بخشی از برنامه است.
سفر آقای الزیدی قبل از این صورت میگیرد و تحت این عنوان که به ایران هشدار داده شود اگر ایران حاضر به توافق نباشد ممکن است که این جنگ پر شدت شکل بگیرد. منتها در سمت ایرانی واقعیت قضیه این است که افراطیونی که تفاهمنامه اسلامآباد را خیانت دانستند، برای کشور مشکل ایجاد کردهاند. حالا همین بازگشت به این تفاهمنامه منافع ایران را تامین میکند منتها ترامپ تلاش دارد که عملا یک تفاهم جدیدی شکل بگیرد که در این تفاهم جدید تعهدات ایران بیشتر و تعهدات آمریکا کمتر شود.
به همین دلیل به نظر میرسد الان امکان دیپلماسی خیلی ضعیف شده و متاسفانه ممکن است جنگ تمامعیار دیگری شکل بگیرد. سیاست ترامپ نوعی اکتیو رئالیسم است یعنی واقع گرایی فعال و ترامپ سعی کرده در قبال ایران ابزارهای ایران را از دست ایران بگیرد و بعد پیشنهاد مذاکراتی را ارائه دهد. واقعیت این است که سیاستی که ترامپ در پیش گرفته از این قرار است میخواهد ابزارهای تنگه هرمز و هستهای را از ایران بگیرد.
در تنگه هرمز میبینیم حملاتی که شکل میگیرد با هدف جلوگیری از کنترل ایران در تنگه هرمز است که هنوز نتیجه دلخواه امریکا را نداشته است. چون عمق به تسلط ایران در تنگه هرمز حاصل یک راهبرد ۳۰ ساله است که ایرانیها با هدف صیانت از تنگه هرمز در پیش گرفتند و در طول جنگ چند روزه شاید آمریکاییها نتوانند به این نتیجه برسند. در سمت دیگر نیز اگر جنگ پر شدت شود ترامپ سعی میکند به تاسیسات هستهای حمله کنه و این اقدام نظامی را با هدف خالی کردن دست ایران از برگه هستهای صورت دهد.