نان و پنیری که زمانی نماد سادگی و قناعت بود، اکنون به چنان بهایی رسیده که باید آن را در رده خوراکهای لاکچری طبقهبندی کرد. کارشناسان معتقدند بهای گرانی در اقلام خوراکی به خصوص لبنیات که ارتباط مستقیمی با سطح سلامت انسان به عنوان نیروی کار و حتی نسل آینده دارد، بهای سنگینی دارد که نسل کنونی و نسل آینده آن را خواهند پرداخت.
افزایش قیمت انفجاری
به گزارش «آرمان ملی»، افزایش خیرهکننده بهای مواد اولیه لبنی در نخستین روزهای اردیبهشت سال جاری، بیان کننده یک واقعیت تلخ در سفره معیشتی خانوارهاست که با ابلاغیه جدید، قیمت هر کیلوگرم شیر خام درب دامداری به نرخ شوکآور ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است؛ عددی که در مقایسه با نرخ ۲۸ تا ۳۰ هزار تومانی پاییز سال گذشته، نشان از جهش بیش از ۱۰۰ درصدی در هزینههای پایه دارد. این افزایش قیمتها، تغییرات بسیاری در سفره خانوارها و همچنین وضعیت سلامت نیروی انسانی به خصوص در بخش اشتغال و تولید خواهد گذاشت. به گفته کارشناسان؛ ماده اولیهای که بیش از ۷۰ درصد قیمت تمامشده فرآوردههای لبنی را تشکیل میدهد، با رشدی دو برابری مواجه شده است و به این ترتیب، مصرفکننده باید در هفتههای پیشرو منتظر جهشی ۷۰ تا ۹۰ درصدی در قیمت خردهفروشی ماست، پنیر و شیرهای بستهبندی باشد. برای نمونه، پنیر ۴۰۰ گرمی که تا دیروز با نرخ ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان در سبد خانوار جای داشت، اکنون با عبور از مرز ۱۰۰ هزار تومان، به کالایی دستنیافتنی بدل میشود. این نرخها در حالی است که هر یک درصد چربی اضافه نیز ۶۵۰ تومان به بهای پایه میافزاید و قیمت را تا ۶۲ هزار تومان برای هر کیلو شیر خام بالا میبرد.
بحران سلامت
بر اساس این گزارش، افزایش قیمت اقلام معیشتی ضروری در سفره خانوارها مانند لبنیات، تنها یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه یک بحرانی در حوزه تامین سلامت افراد است که این روزها در حال شکلگیری کاملتر است. بر اساس آمار اعلام شده؛ سرانه مصرف لبنیات در ایران که هماکنون با ۵۰ تا ۶۰ کیلوگرم، فاصله معناداری با استاندارد ۱۶۰ کیلوگرمی جهانی دارد، که البته با توجه به افزایش نرخ تورم وکاهش قدرت خرید مردم، این روند هر روز دشوارتر میشود و این امر به معنای آن است که نسلهای آینده که باید پیشران و تولیدکننده تمدن این سرزمین باشند، در دوران حساس رشد، از ابتداییترین نیازهای کلسیمی و پروتئینی محروم میشوند که پیامدهای آن در قالب رشد آمار پوکی استخوان در میانسالی و کوتاهی قد و سوءتغذیه پنهان در کودکان، هزینههایی به مراتب سنگینتر از قیمت یک لیوان شیر برای نظام سلامت کشور در آینده به بار خواهد آورد و به اعتقاد صاحبنظران؛ جامعهای که نسل آیندهاش با بحران امنیت غذایی دستوپنج نرم میکند، در رقابتهای اقتصادی و علمی فردا، از پیش بازنده است.
کالابرگ معجزهگر
تخصیص کالابرگ پس از حذف ارز ترجیحی در اواخر سال گذشته، هرچند تنها راهکار مقابله با رانتهای پنهان این نوع از ارز بود، اما در فضای بهشدت تورمی کنونی، طرحهایی مانند تخصیص کالابرگ یک میلیون تومانی، بیش از آنکه درمانگر باشد، با توجه به انفجار قیمتها از تورم شدید و عمق فشار معیشتی حکایت میکند. در حال حاضر سوال بسیاری از مردم این است که در بازاری که قیمت گوشت قرمز و مرغ سر به فلک کشیده و لبنیات نیز به کالای لوکس تبدیل شده، این مبلغ کدام گره از کار خانوار باز میکند؟ اگر بخواهیم سبد غذایی حداقلی را با این اعتبار تامین کنید، در همان روزهای ابتدایی با بنبست مواجه میشویم، چراکه خرید یک کیلو گوشت گوسفندی یا گوساله، این کالابرگ را به پایان خواهد برد و خانوادهها میمانند و حقوقهای اندکی که نمیدانند برای اجارهبها هزینه کنند یا برای خرید روغن، برنج، تخممرغ و اقلام لبنی و... و در نهایت یارانه و کالابرگ هم در بهترین حالت، تنها توان خرید بخش ناچیزی از نیازهای ماهانه یک خانواده سه یا چهار نفره را دارد و نمیتواند جای خالی کالاهای اساسی حذفشده از سفره را پر کند.
بحران در ابعاد کلا
کارشناسان بر این باور هستند، مشکل فقط فقدان اعتبار مالی خانوارها فقط در بخش تامین آنچه که برای معیشت باید هزینه شود، نیست بلکه این بحران را باید در سطحی کلان بررسی کرد. در حقیقت مشکلات مالی و کسری بودجه و اعتبارات، مشکلی است که از سالهای دور در کشور وجود دارد و در حقیقت کسری بودجه به یک عادت مرسوم کشورتبدیل شده است و در این راستا این شرایط هر سال نظام مالی را فرسودهتر میکند و از سوی دیگر نقدینگی سرسامآوری که به جای هدایت به سمت تولید، در بازارهای سفتهبازی جولان میدهد و خود را به شکل افزایش قیمت در بازارهایی مانند بازار لبنیات نمایان میسازد و دولت با پذیرش نرخهای جدید شیر خام، عملاً شکست سیاستهای قیمتگذاری دستوری را امضا میکند. در این میان البته تولیدکنندگان نیز شرایطی بهتر از مصرف کننده ندارند، چراکه، زمانی قیمتها را به نرخ ارز آزاد گره زده، باعث میشود صنایع کوچک لبنی زیر بار هزینههای تولید خرد شوند و قدرت در دستان چند برند بزرگ متمرکز شود و ایجاد انحصاری که در آینده به اهرم فشاری برای تحمیل قیمتهای بالاتر به مصرفکننده تبدیل خواهد شد. این در حالی است که صنعت لبنیات ایران زمانی میتوانست بازارهای عراق، افغانستان و کشورهای حوزه خلیج فارس را با صادرات باثبات قبضه کند، اما در حال حاضر به دلیل نوسانات شدید قیمت مواد اولیه، توان بستن قراردادهای بلندمدت را از دست داده و میدان را به رقبای قدرتمندی همچون ترکیه واگذار کرده است. این شکست در بازار صادراتی، در کنار رکود تورمی که در بازار داخلی در حال شکلگیری است، نشان از خروج اقتصاد از ریل عقلانی دارد.
چالشهای اقتصاد کلان
به گفته تحلیلگران وضعیت کنونی فقط در عرصه مدیریت بازار محدود نمیشود بلکه در اثر مدیریت کلان ارزش پول ملی است، چون وقتی پول ملی در برابر تورم و رشد بیوقفه نقدینگی، قدرت خرید خود را از دست میدهد، سفرهها ناگزیر کوچک و کوچکتر میشوند و در این راستا چنانچه اگر مسیر کنونی رشد قیمتها ادامه یابد، شاهد خروج دستهجمعی اقلام ضروری از سبد خانوار خواهیم بود که به معنای گسترش فقرمطلق در جامعهای است که در آن، کار کردن همزمان اعضای خانواده نیز کفاف تأمین یک صبحانه ساده را نمیدهد. هرچند دولت و مجلس هر دو متفق القول معتقد به افزایش رقم کالابرگ هستند، اما به دلیل مشکلات پیش رو برای تامین اعتبار آن، چشم انداز خوبی برای آن متصور نیست و به این ترتیب پیشبینی میشود؛ هفتههای پیشرو، شاهد موجهای جدید گرانی خواهیم بود که نه تنها قدرت خرید ریالی مردم، بلکه توان جسمی و سلامت نسل آینده را با خود خواهد برد. گرچه «تابآوری» در عرصههای مختلف به خصوص شرایط کنونی از ارکان پایداری و ثبات در میدان مبارزه و جنگ با زورگویان است، اما قطعاً اقتصاد نیز یکی از ارکان «تابآوری»، خواهد بود که نیازمند اصلاحات و دیپلماسی اقتصادی-سیاسی در حوزههای مختلف دارد و هر اقدامی در این راستا قطعاً حکمِ مُسَکنی را خواهد داشت که درمان کامل و قاطع را به دنبال ندارد.