سیمین حاجیپورساردویی، جامعهشناس نوشت: قدرت، مؤلفه و خاستگاه اصلی سیاست است. جمعیت، ثبات سیاسی، وسعت سرزمینی، تولید ناخالص داخلی، درآمد سرانه، توسعه اقتصادی، ظرفیت نظامی، نوآوری و فنآوری و... مؤلفههای قدرت یک کشور هستند. به استثنای وسعت سرزمینی، سایر مؤلفهها به جمعیت وابسته هستند.
جمعیت نقش مؤثری در ترسیم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی برعهده دارد و تضعیف کمّی و کیفی جمعیت برای هر کشور تهدیداتی دربرخواهد داشت. این تهدیدات از عدم دسترسی به دانش و فنآوری در بُعد نظامی و علمی، تضعیف نقش و کارکرد زبان و مذهب در بُعد اجتماعی تا کاهش ثروت و تولید ناخالص داخلی در بُعد اقتصادی را شامل میشود.
در مورد ایران، آمار نشانگر آن است که ۱۲ میلیون جوان مجرد در کشور داریم که هرگز ازدواج نکردهاند. حدود ۸۲۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال و ۳۴۰ هزار خانم بالای ۴۵ سال در ایران ازدواج نکردهاند. بیش از ۱ میلیون و ۱۶۰ هزار نفر از سنین باروری و ازدواج عبور کرده و در وضعیت تجرد قطعی قرار گرفتهاند.
در ضمن، در دو دهه اخیر کشور با بحران بیسابقه کاهش رشد جمعیت روبهرو شده است. در نتیجه، تا سه دهه آینده، در آستانه سونامی سالخوردگی جمعیت ایران قرار داریم و جمعیت سالخورده از ۱۰. ۵ درصد کنونی به حدود ۳۰ درصد افزایش خواهد یافت که میتواند بر قدرت کشور در عرصههای داخلی و بینالمللی تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر، با «کاهش نرخ ازدواج» در مقابل «افزایش نرخ طلاق» روبهرو هستیم. در نهایت، دادهها بیانگر آن است که عدم توجه به موضوع «ازدواج» و «فرزندآوری» یک غفلت راهبردی در اصلیترین مؤلفه قدرت ملی یعنی «جمعیت» محسوب میشود.
در ازدواج دو نفر با معیارهای درست و با تعهد، عشق و صداقت، یک خانواده را تشکیل میدهند و فرزندآوری خواهند داشت. برای استحکام ازدواج لازم است دختر و پسر یکدیگر را بشناسند، از انتظارات یکدیگر آگاه شوند، در مورد نگاه به جهان هستی، ارزشها و... آگاهی یابند. اما جوانان تا چه اندازه این فرصت را به خود میدهند؟ پیرامون عدم تمایل جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده، به وضعیت اقتصادی، بحران مسکن، اشتغال جوانان، عدم اطمینان از آینده و عدم امنیت شغلی میتوان اشاره کرد.
نرخ بیکاری در میان گروههای سنی جوان دو برابر دیگر گروههای سنی در جامعه است. این نرخ در میان زنان بیش از مردان است. اما تنها عوامل اقتصادی در ازدواجگریزی جوانان مؤثر نیست. «سبک زندگی» جامعه ایرانی تغییر کرده و این تغییر در جوانان بسیار گسترده است. در کنار سایر مشکلات، باید مشکل «همسرگزینی» نیز در نظر گرفته شود. معیارهای ازدواج برای تشکیل خانواده پایدار به درستی تبیین نشده است.
به علاوه، احتمال و ترس از عدم باروری ممکن است یکی دیگر از عوامل عدم تمایل ازدواج دختران ما باشد. مهمتر اینکه، دختران ایرانزمین احساس میکنند با ازدواج از برخی حقوق خود محروم میشوند. قوانین حمایت از خانواده به اندازه کافی از زن حمایت نمیکنند. عدم حمایت قانون از زن در موضوعاتی، چون طلاق، حضانت، حق اشتغال، خروج از کشور و.... موجب شده دختران رغبتی برای تشکیل خانواده نداشته باشند.
در قانون اساسی در کنار مقام پرارج مادری، نقشهای سیاسی و اجتماعی زن به رسمیت شناخته شده، اما در قانون مدنی به مرد حق جلوگیری از اشتغال زن در صورتی که تشخیص دهد شغل همسر با شئونات خانوادگی او تطابق ندارد، داده شده است. این به معنای آن است که قانون زن سال ۱۴۰۵ را فاقد قوه عاقله دانسته است که نمیتواند هیچگونه مصلحتی را تشخیص دهد، اما چکار میتوانیم انجام دهیم؟ دولت در کنار تسهیلات بانکی، میتواند با تأمین مسکن جوانان تازه ازدواجکرده (حداقل به مدت ۵ سال پس از ازدواج) و پذیرش بار مالی درمانهای ناباروری به افزایش ازدواج کمک کند.
قانونگذار میتواند قوانین حمایت از خانواده را با توجه به زن سال ۱۴۰۵ و ویژگیها و شخصیت او مورد بازنگری قرار داده، قانون «حمایت از کودکان در مسیر رشد» را تهیه و تصویب کند. در نهایت، تدوین اصولی برای سبک زندگی، معیارهای صحیح همسرگزینی و تهیه الگوی خانواده مطلوب از سوی نهادهای مسئول ضرورت دارد. رسانهها، بخصوص در فضای مجازی، میتوانند نقش خود را در فرهنگسازی و جامعهپذیری «ازدواج و فرزندآوری» با تأکید بر الگوی خانواده مطلوب و لذت فرزند داشتن ایفا کنند.