مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: تناقضگویی دونالد ترامپ در خصوص مذاکره و تهدید به حمله به ایران بار دیگر توجه محافل سیاسی رسانهای را به این شیوه ترامپ در خصوص جنگ در منطقه و تجاوز ایران مورد توجه قرار داده و عملاً دیگر این شیوه ترامپ هم برای واکنش به بنبستی که در جنگ اخیر گرفتار آن شده هم نتوانسته راهی برای خروج ترامپ از باتلاق باز کند.
ترامپ در یک شرایط بسیار سختی قرار دارد و زمان برای آمریکا بسیار محدود است. هر چقدر هم که این محدودیت زمان بیشتر میشود تناقضگویی و جنگ روانی ترامپ هم افزایش پیدا میکند. از طرفی بازیهای جام جهانی را در آمریکا در ماه آینده پیش رو داریم و رقابتهای انتخاباتی میاندورهای کنگره آغاز شده و طرفین به شدت تلاش میکند از فضای موجود به خصوص دموکراتها در جهت به حاشیه راندن جمهوریخواهان استفاده کنند.
مهمتر از این دو متغیر موضوع تبعات جنگی است که در صورت آغاز میتواند برای آمریکا و منطقه به دنبال داشته باشد. اینکه ترامپ میگوید من به درخواست کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس حمله به ایران را متوقف کردم بیش از اینکه این در اظهار ترامپ مورد توجه باشد باید آن را نتیجه ترس و نگرانی ترامپ در صورت حمله به ایران دانست.
برخی از دولتهای عربی هم عملا اعلام کردند که اصلا چنین درخواستی از ترامپ نداشتهاند و رسانههای اسرائیل اعلام کردند که دولت اسرائیل خبر نداشت ترامپ میخواهد حمله کند که با واسطههایی روز سهشنبه صورت نگرفت. حال درستی یا دروغ بودن این روایتهایی که از حمله ترامپ به ایران و عقب نشینی به کنار، عملاً رئیسجمهور آمریکا در یک تنگنایی قرار گرفته که همچنان تصور میکند با این شیوه تکراری جنگ روانی میتواند ایران را با فشار سیاسی و روانی مجبور به دادن امتیازاتی به آمریکا کند تا شاید این امتیازات دستاوردی برای ترامپ و فروش آن به افکار عمومی آمریکا باشد، اما اینکه با توجه به مواضع و تناقضگویی ترامپ چه چشماندازی پیش روی ایران و منطقه و جهان در قبال این تجاوز رژیم آمریکا و آتشبس ناپایدار است، باید اذعان داشت که فاصله میان خواستههای ایران و سیاستهای تحمیلی آمریکا بسیار زیاد است و هیچ اظهارنظر و سیگنالی هم از طرف آمریکاییها مشاهده نمیشود که بخواهند واقعیات و توانایی جمهوری اسلامی ایران را پس از تجاوز به ایران در سال گذشته را بپذیرند. به هر حال معادلات سیاسی-امنیتی منطقه تغییر کرده و نوع روابط و کنشهای چین و روسیه کاملا نشان دهنده این مهم است.
واکنشهایی که اروپاییها به درخواستهای مکرر آمریکا برای همراهی در حمله به ایران و مشارکت در محاصره ایران نشان میدهد که جهان وضعیت تغییرات ایران را درک کرده و خود اظهار نظر رسمی دولتهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و نگرانیهایی که از حمله مجددد آمریکا یا واکنش منطقهای ایران میتواند به دنبال داشته باشه نشان میدهد که آنها هم میدانند که جمهوری اسلامی ایران واقعیتی است که باید بپذیرند و سیاست کینه، دشمنی و عداوت با این کشور برای آنها رهاوردی نخواهد داشت.
همانطور که اثبات شد پایگاه امنیتی آمریکا نیز برای آنها امنیتی به همراه نمیآورد. به نظر میرسد در چنین فضای ملتهب و ناپایداری اگر بخواهیم سناریوهایی که پیش روی این وضعیت است برشماریم احتمالا یک توافق کوتاهمدت شاید بتواند تا حدودی فضای جهانی و منطقهای را مثبت کند و از تاثیرات جهانی افزایش قیمت نفت بکاهد.
اگر این اتفاق نیفتد و همین وضعیت ناپایدار آتشبس همچنان ادامه پیدا کند این وضعیت هم میتواند در تابآوری اجتماعی ایران و شرایط اقتصادی آمریکا تعیین کننده باشد؛ اما باید دید این وضعیت تا چه موقعی میتواند ادامه پیدا کند؛ لذا ما با شرایط جدیدی مواجه هستیم.
اگر در گذشته در مذاکرات آمریکا همواره این ایران بود که زمان به ضررش بود و دولت آمریکا تلاش میکرد با تعیین ضربالاجل ایران را تحت فشار قرار دهد؛ اما الان زمان به زیان آمریکاست و این ضرورت رسیدن به توافق تا تبدیل شدن به اراده فاصله طولانی نخواهد داشت و در نهایت شاید طرفین بتوانند به یک نقطه تعادلی برای دستیابی به توافق برسند.