سیدجلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: سفر ترامپ به چین با دستاوردهایی که مدنظرش بود همراه نشد و این نکتهای است که رسانههای غربی نیز بر آن صحه گذاشتند. چنانکه در موضوعات تجاری، صنعتی، خرید هواپیما و هوش مصنوعی نیز چیزی عایدش نشد. وی به دنبال این بود که چین حمایت خود از ایران را بردارد و از ایران نفت نخرد که این خواستهها با مخالفت شی همراه بوده و هیچ دستاوردی برای ترامپ نداشته است.
حتی در مساله تنگه هرمز شی. جین پینگ مطرح کرده که تنگه راهحل نظامی ندارد. یعنی به ترامپ هیچ تاییدی بابت اینکه میتواند به تنگه هرمز حمله کند نداده است؛ لذا بر اساس آنچه که منعکس شده ترامپ تنها به ۱۰ تا ۱۵ درصد از خواستههای خود دست پیدا کرده است. این رقم از انعکاس اخبار خود رسانههای غربی بهدست میآید که ترامپ دستاورد بزرگ سیاسی، تجاری و اقتصادی آنچنان قوی نداشته است.
از طرفی دست ترامپ برای همه رو شده است که او به دنبال شوآف و نمایش است. اینکه خودش را نشان دهد؛ اما در عین حال ایران مطلب او را جدی گرفته است. برای اینکه نیروهایی را که آورده و امکاناتی را که در این منطقه بسیج کرده نشانگر این است که او قصد دارد با استفاده از اینها کاری انجام دهد که بگوید من به یک امتیاز و دستاورد رسیدم، اما در مقابل ایران همواره گفته که ما برای همه گزینهها و احتمالات آمادهایم.
در بعد تحلیلی احتمال جنگ را ضعیفتر مطرح میکنند هر چند که در بعد تحقیقی و اطلاعی ممکن است آمریکاییها و اسرائیل خود را برای حمله نظامی به منطقه آماده کنند. از طرفی از بعد تحقیقی و اطلاعی ایران خود را برای هر احتمالی آماده کرده است. البته آنها نیروهایی را در برخی از کشورهای منطقه مجتمع کردند، چون تا الان دستاورد آنچنانی نداشتند و ترامپ برای اینکه بگوید که من به یک دستاوردی رسیدم احتمالا خود را آماده آغاز دوباره نبرد کردهاند.
با این حال در فاز تحلیلی معلوم نیست که وضعیت با حمله نظامی هم تغییر کند و بعید است ترامپ بتواند ایران را در چنین شرایطی با یک جنگ مجدد یا حمله به زیرساختهای ایران یا حمله به یک اهداف جدید بتواند متقاعد یا وادار به مذاکره و امتیازدهی کند. برای اینکه ایران هم اعلام کرده که ما کماکان آماده گفتوگو هستیم و تلاشهای دیپلماتیک در حال رخ دادن است. بخصوص از ناحیه پاکستان تلاشها ادامه دارد، اما اینکه قطعاً گفته شود وضعیتی که ترامپ در آن قرار دارد به گونهای است که میتواند با جنگ امتیازات بیشتری بگیرد، اکثر تحلیلگران خودشان هم ابراز تردید میکنند که او از این طریق هم نمیتواند به چیزی دست پیدا کند؛ لذا تحلیلگران غربی نیز معتقدند ترامپ سه راه حل دارد؛ نخست اینکه تا همینجا اعلام پیروزی کند و خود را از این شرایط بیرون بکشد.
دوم اینکه بخواهد وارد جنگ شود که این احتمال جنگ را هم ضعیف میدانند که دستاورد مهمی برایش حاصل نخواهد کرد، بلکه فشارها و تحریم را بیشتر میکند و مشخص نیست که اصلا تنگه هرمز باز شود. حتی ممکن است آمریکاییها خسارتهای جانی بیشتری را هم متحمل شوند که همه اینها میتواند برای ترامپ منفی باشد. او اگر نتواند از طریق حمله نظامی گستردهتر هم به یک پیروزی درخشانی برسد اینها همه میتواند او را بیشتر در معرض شکست و خطر قرار دهد. حالت سوم نیز همین چیزی است که الان در حال اتفاق افتادن است که از طریق گفتوگو بتوانند به یک چیزی برسند که تا حدودی مرضیالطرفین باشد. تحلیلها بیشتر به این سمت است که ترامپ همچنان در حال اظهارات خلاف واقع رسانهای خود است تا بلکه بتواند از مسیر این گفتوگوها و مذاکرات به یک دستاوردی برسد. ضمن اینکه دو مقطع زمانی را هم مطرح میکردند یکی اینکه ترامپ به چین سفر کند تا ببینند چه دستاوردی از چین به همراه خواهد داشت که عملا چیزی از پکن عاید ترامپ نشد.
دیگر اینکه تا مقطع مسابقات جام جهانی فوتبال صبر کند تا بعد از پایان مسابقات اگر به دستاوردی نرسید جنگی را شروع کند. اینها همه در تحلیلهایی است که انجام میشود. اما اینکه کدام احتمال بیشتر است به نظر ادامه گفتوگو و ادامه رایزنیها دنبال میشود و ترامپ هم تلاش میکند با این بازیهای رسانهای این وجه کار را تقویت کند تا به یک دستاورد مهمتری برسد.