واقعیت این است که کنگره مهلت ۶۰ روزهای برای ترامپ در نظر گرفته بود و در جهت پایان جنگ و پس از آن هر اقدامی باید با اجازه کنگره را داشته باشد. حال این مهلت به اتمام رسیده و در شرایطی که احتمال آغاز محدود جنگ از سوی مقامات آمریکایی مطرح میشود نمایندگان کنگره هگزت وزیر جنگ را خواستند تا آنها را متقاعد کند؛ اما در نهایت این جلسه نیز بینتیجه ماند. حال پرسش اینجا است که در مواجهه ترامپ کنگره و سنا کدام طرف دست برتر را خواهد داشت؟ در همین راستا «آرمان ملی» برای بررسی شکاف در داخل هیأت حاکمه آمریکا با جلال خوشچهره تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* با اتمام مهلت ۶۰ روزه کنگره به ترامپ و اختلافات میان دولت آمریکا و کنگره ارزیابی شما از این مواجهه و مسائل پیرامونی آن چگونه است؟
اصالت دادن به آنچه که امروز شکاف در داخل حاکمیت آمریکا به حساب بیاوریم با این مضمون که الان دموکراتها و یا حتی بخشی از جمهوریخواهان مخالف ادامه جنگ یا مخالف آنچه هستند که ترامپ در قبال ایران دنبال میکند در تعقیب سیاستهای تهران کاری بس اشتباه است. یعنی نباید به این موضوع اصالت داد که کنگره یا مجلس سنا در ازای آنچه که ترامپ یا دولت و آمریکا در قبال ایران دنبال میکنند، بخواهند مانعی در برابر ترامپ ایجاد کنند. این نکته را به چند دلیل میگویم. نخست اینکه در روشها ممکن است در این دیدگاههای دموکراتها و جمهوریخواهان در قبال جمهوری اسلامی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما در ماهیت مخالفت با جمهوری اسلامی اختلافی وجود ندارد. کما اینکه در کل مذاکرات و گفتوگوهایی که وزیر جنگ آمریکا و فرمانده سنتکام در مجلس سنا مطرح کردند بین رئیس مجلس سنا و نمایندگان مجلس و نمایندگان دولت ترامپ اختلافی در این باره وجود نداشت بلکه اختلاف در شیوههای عمل بود. نکته دوم اینکه دولت ترامپ اگر بخواهد به جنگ ادامه بدهد این یک بدعت در رفتار دولت آمریکا نیست؛ کما اینکه در دولتهای گذشته در دولت کلینتون، در دولت بوش و همینطور پیشتر از آنها در دولت ترومن و نیکسون هم ما شاهد بودیم که دولت مستقر بدون اجازه کنگره دست به اقدام نظامی زده است. سیاست نیکسون را فراموش نکنید که به عنوان سیاستمدار دیوانه وارد عمل شد و آن حملات گسترده را به رغم مخالفتهایی که در جامعه مدنی آمریکا و حتی در کنگره وجود داشت علیه ویتنامیها به کار برد. ما در جنگ بالکان هم باز شاهد بودیم که اقدام دولت آمریکا اقدام نظامی دولت آمریکا بدون موافقت کنگره یا حتی مجلس بود؛ بنابراین در این هم باید توجه داشته باشیم که ترامپ در تعقیب اهداف خودش علیه ایران خیلی وقعی به این قضیه نمیگذارد. نکته سوم این است که در جلسه سنا تصمیم مشخصی گرفته نشد که مانع دولت ترامپ شود. وزیر جنگ ترامپ یک استدلالی را مطرح کرد و این بود که ما وقتی آتشبس اعلام کردیم عملا عملیات نظامی زیر ۶۰ روز انجام متوقف شد، بنابراین یک فرصت زمانی هست که میتوانیم اقدام کنیم این خود هشدار دهنده است. نکته چهارم این است که اختلاف اصلی که وجود داشت در آنچه که در مجلس سنا مطرح شد میزان بودجه بیسابقه است که دولت ترامپ از کنگره تقاضا کرده است، بنابراین اختلاف در آنجا است. نکته پنجم این است که به هر حال ما در آستانه انتخابات میاندورهای هستیم طبیعی است که جناحهای آمریکایی بخواهند علیه یکدیگر موضعگیری کنند و همدیگر را خراب کنند، اما این رویه به معنای آن نیست که بخواهد مانعی برای اقدام دولت ترامپ علیه آنچه که میخواهد به زیرساختها یا اهداف نظامی در ایران حمله کند باشد.
*از نگاه شما موضعگیریها در ایران در خصوص این موضوع باید چگونه پیش برود؟
مسأله اصلی برای تهران در حال حاضر به جای اصالت دادن به این موضوع که به نظر من در یک نگاه کلان یک موضوع حاشیهای و مربوط به داخل آمریکاست باید این باشد که تهران تصمیم خود را بگیرد. تهران باید به یک بیان و یک فهم مشترک از مقوله مذاکره و یا جنگ برسد. نمیشود که ما در عین حال که با هرگونه مذاکره در تظاهرات شبانه خودمان یا در بعضی از تریبونها با مخالفت جدی و صددرصدی روبهرو هستیم در کنارش پیشنهاد تازهای برای دور تازهای از مذاکرات مطرح کنیم؛ لذا این تعارض را باید حل کنیم و تهران باید استراتژی خود را تعیین کند که قرار است که در برابر این پدیده که دولت ترامپ است و از آن روزی که از سال ۲۰۲۴ در دور دوم خودش در کاخ سفید مستقر شد تا امروز برای ایران بحرانزایی کرده چه استراتژی را دنبال میکند. آیا مذاکره یک انتخاب استراتژیک است یا یک انتخاب تاکتیکی؟ این موضوع را باید تعیین بکنیم و در برابر افکار عمومی داخلی خودمان تلاش کنیم به یک فهم مشترک برسیم. از اینکه به مقوله مذاکره نگاه صفر و صدی نداشته باشیم و تا وقتی که ما این نگاه را نداریم و بعضا شاهد اظهارنظرهایی از سوی کسانی هستیم که الزاما مسئولیت رسمی هم در کشور ندارند یا تصمیمگیر نیستند و اظهاراتی تهی انجام میدهند که دشمنان ما به راحتی میتوانند همانها را چه در قبال جامعه جهانی چه در قبال دولتهای منطقهای برجسته کنند و اینها همیشه برای تهران هزینهزا بوده است.
* تصور میکنید مواجهه بین کنگره و دولت ترامپ برای طرح ۶۰ روزه در جهت جلوگیری از بازگشت ترامپ به جنگ به جایی خواهد رسید؟
من معتقدم بحثی که الان مطرح شده سنا مخالفت نکرده است؛ بلکه موضوع را در یک بیتصمیمی رها کرده و از امروز هم به مرخصی تعطیلات دو هفتهای مجلس رفتهاند و این اتفاق به این معناست که دست ترامپ برای هر نوع اقدام باز است. این وضعیت هشدار دهندهای است که ما باید به آن توجه کنیم نکته مهمتر که تهران باید بدان توجه داشته باشد که به نظر من مقامهای تصمیمگیر اصلی متوجه آن هستند این است که ترامپ با تاثیر گرفتن از لابیهای اسرائیلیها و برخی دولتهای منطقه از جمله امارات بر این است که یک اقدام نظامی مجدد را به عنوان یک راهحل محلل برای وادار کردن تهران به قبول آنچه که ترامپ میخواهد در دستور کار قرار دهد. این را نباید فراموش کرد و همه تلاش تهران باید این باشد که آیا این اقدامی که میخواهد انجام بدهد میتواند به راحتی انجام بدهد و سطح و گستره آن اقدام که به نظر من یک اقدام با شدت بالا، اما به لحاظ زمانی محدود یک تهدید جدی است. تهران برای جلوگیری از این مساله باید دنبال راهکار باشد و یکی از راهکارها این است که مشکلاتمان را با دولتهای منطقه به گونهای حل کنیم و به سمت آرامسازی روابط برویم. نمیتوانیم در عین حال که بعضی وقتها در بعضی از تریبونها شاهد برخی تهدیدهای عمده هستیم در عین حال با روابط خوب و صمیمانه داشته باشیم. حداقل اگر بتوانیم همان مخالفتهای با جنگ را که قبل از شروع جنگ که در جامعه جهانی وجود داشت تقویت بکنیم بردیم، اما این شرایط اگر بخواهد ادامه پیدا کند و ما هنوز یک استراتژی روشن را تعیین نکنیم این خطر وجود دارد که ائتلافی علیه تهران شکل بگیرد و حتی اروپاییهای مخالف با جنگ هم به گونهای بیایند و پای خود را در لب این استخر خیس کنند و تهران را در انزوا قرار دهند؛ لذا تهران باید همه تلاش خود را بکند تا از این انزوا خارج شود تا بتواند در مقابل آن تهدیدی ترامپ در سر دارد خنثی نماید.