لذا در چنین شرایطی که بازگشت به جنگ برای او هزینههای بسیاری دارد و فشارهای داخلی و بیرونی را تحمل میکند و از سوی دیگر دورنمایی از مذاکره و توافق با ایران ندارد به گفته رسانههای آمریکایی دنبال فشار اقتصادی رفته تا شاید ایران را تحت فشار قرار دهد. اقدامی که پیش از این نیز تجربه شده و شکست خورد و به جایی نرسید. در همین راستا «آرمان ملی» با امیرعلی ابوالفتح تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید
* مواجهه ایران و آمریکا در مساله تنگه هرمز و محاصره دریایی را چگونه میبینید؟
من معتقدم نه ایران میتواند صددرصد تنگه را ببندد و نه قصد چنین کاری دارد و در آنسوی ماجرا هم آمریکا نه میتواند صددرصد ایران را محاصره کند و نه میخواهد چنین کند؛ بنابراین حتی سختترین محاصرهها یا انسدادها هم نشتی دارند و درصدی از رفتوآمد در آنها وجود دارد. از یسو ایران میگوید تنگه را بسته، از سوی دیگر آمریکا میگوید ایران را محاصره کرده، اما کشتیها همچنان رفتوآمد میکنند؛ بخشی به این دلیل که نمیخواهند این اقدامات صددرصدی باشد و بخشی هم به این دلیل که توان اعمال کامل آن را ندارند. با این حال، قرائن و شواهد نشان میدهد که فعلاً وضعیت به همین صورت باقی خواهد ماند.
* از نگاه شما ترامپ با خواستههای ما موافقت خواهد کرد و دست از محاصره خواهد کشید یا روال دیگری در پیش خواهد گرفت؟
روز گذشته والاستریت ژورنال گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن، آمریکا به دستور ترامپ خود را برای یک محاصره طولانیمدت آماده میکند؛ زیرا از نظر ترامپ، این اقدام ریسک کمتری نسبت به ازسرگیری جنگ و یا عقبنشینی دارد. یعنی آمریکا یا باید دوباره جنگ را آغاز کند، یا اعلام کند که عقبنشینی میکند که تایید تلویحی این نکته است که ایران به خواستههایش رسیده است. از نگاه آمریکاییها، هر دو سناریو پرهزینه و پرریسک است. کمهزینهترین گزینه برای آنها این است که ایران را در محاصره نگه دارند و منتظر بمانند. ترامپ روز گذشته نیز تصویری با هوش مصنوعی از خودش منتشر کرده بود؛ اسلحهای در دست و آتشی در پسزمینه، و نوشته بود: «آنها نمیدانند چگونه توافق کنند؛ بهتر است عاقل شوند. دیگر خبری از آقای خوب نیست». این رفتارها طنزآمیز و خارج از شأن یک رئیسجمهور است، اما بههرحال بخشی از سبک رفتاری اوست.
*معتقدید که آمریکا واقعا به این نتیجه رسیده که مسیر محاصره را ادامه دهد یا محاصره صرفا برای هدف دیگری است؟
به نظر میرسد آمریکاییها فعلاً به این نتیجه رسیدهاند که این مسیر را ادامه دهند، به امید آنکه اقتصاد ایران فروبپاشد یا در آستانه فروپاشی قرار گیرد و ایران پای توافقی بیاید که آمریکا میخواهد. اینکه چنین اتفاقی میافتد یا نه، محل بحث و تردید است، اما رویکرد فعلی آنها همین است. از طرفی، آمریکا نمیتواند بپذیرد که ایران در جنگ پیروز شده است؛ زیرا برای اعتبار آمریکا بسیار سنگین است. از سوی دیگر، جنگ را هم انجام دادهاند و جز سلاح هستهای، هرچه در توان داشتهاند به کار گرفتهاند.
*اگر در نظر بگیریم که مذاکره احتمالا از سر گرفته شود، چه عواملی ممکن است بر روند گفتوگوها اثر بگذارد؟
ایالات متحده به دلیل موقعیتی که در جهان دارد، ابزار بیشتری هم در اختیار دارد و مطرح شدن خواستههای حداکثری به همین دلیل است. تا زمانی که تغییر معناداری در فهم آمریکاییها نسبت به ایران ایجاد نشود، اینکه برخی در تهران میگویند «برجام یک»، «ضدبرجام دو»، یا هر چیز دیگر، فایدهای ندارد. آمریکا اگر بخواهد میتواند توافقی انجام دهد که هم به نفع آمریکا باشد، هم به نفع ایران، اما نمیخواهد.
*در شرایط کنونی احتمال جنگ را بیشتر میدانید یا ادامه آتشبس و مذاکره؟
ما حتی در آتشبس هم نیستیم. آتشبس یعنی سندی مکتوب که طرفین در آن تعهداتی را پذیرفته باشند. ما اصلا با آمریکاییها وارد متن نشدهایم. اسرائیل را هم که اصلاً بهعنوان طرف گفتوگو نمیشناسیم؛ بنابراین وضعیت از آتشبس هم شکنندهتر است. با این حال، به نظر میرسد آمریکاییها به جمعبندی رسیدهاند که فعلاً جنگ را از سر نگیرند. حدس من این است که با یک تأثیر شش هفت ماهه پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، اگر محاصره دریایی اهداف آمریکا را تأمین نکند و در این مدت ایران همچنان مقاومت کند و اقتصاد ایران فرو نپاشد و ایران به خواستههای آمریکا تن ندهد، وسوسه شروع دوباره جنگ وجود خواهد داشت.