واقعیت این است که تا دههها و قرنها پیش که مفهومی به نام مدیا یا رسانه مطرح نشده بود و این ظرفیت هنوز از سوی بشر کشف نشده بود روایت جنگها بسیار ابتدایی بود و خبرها صرفا همان نکاتی بود که برخی افراد مشخص بر اساس مشاهدات میدانی خود به نقل آنها میپرداختند و بعضا خبر دیگری له یا علیه خبر اولیه مطرح نمیشد، اما هرچه زمان گذشت و بشر به اختراعات و اکتشافات بیشتری دست یافت رسانه توانست نقش بسیار زیادی را در جوامع ایفا کند و مدتها است که اخبار جنگها نیز نو به نو مخابره میشود و دیگر یک منبع خبری وجود ندارد که به صلاحدید و سیاستهای خود اخبار را آنطور که میخواهد منتشر و روایت کند. بلکه در عصر انفجار اطلاعات هزاران رسانه از انواع مختلف دیداری، شنیداری، مکتوب و مجازی وجود دارند که هر کدام روایت خاص خود را از یک مساله بیان میکنند؛ لذا بسیاری معتقدند که در مساله جنگ نیز طرفی میتواند ادعای پیروزی کند که بتواند رسانه را در اختیار داشته باشد و روایتهای اول و برتر را از آن خود بداند. این مساله است که امروزه همه حکومتها و جوامع بدان باور دارند و از این جهت در هر مسالهای فارغ از موضوع پیوست رسانهای برای آن تعریف میکنند. در جنگ نیز این پیوست به صورت خودکار انجام میشود و همه رسانهها برای اینکه بیشتر در معرض دید عموم قرار بگیرند تلاش میکنند اولین و تازهترین خبرها را در مورد جنگ و حواشی پیرامونی آن منتثل کنند. البته نباید از یاد برد روایتی معتبر است که دارای مولفههایی همچون درستی و شفاف بودن، عدم قضاوت و بیان حقیقت باشد؛ لذا هر رسانهای که بخواهد به هر نحوی از انحا ولو با انتشار اخبار دروغ در نگاه مخاطبین قرار بگیرد پس از مدتی به دلیل اصل عدم صداقت در نشر اخبار کنار گذاشته میشود. چه اینکه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه اخیر موسوم به جنگ رمضان کم نبودند شبه رسانههایی که با این روال پیش رفتند و اعتبارشان بسیار کمرنگ شد.
* از واقعیت تا روایت
برای شناخت و فهم بهتر از کارکرد جنگ رسانهای باید به این نکته توجه داشت که آنچه در میدان جنگ رخ میدهد تنها بخشی از واقعیت میدانی است و بخش مهمتر موثرتر روایتی است که رخدادهای میدانی ساخته میشود؛ لذا این رسانهها هستند که فراتر از بازتاب اتفاقات میدانی چارچوبهایی میسازند که جامعه، سیاستمداران، تصمیمسازان و تصمیمگیران بر اساس آن روایتها به تحلیل و تفسیر وقایع میپردازند. در جنگ ۴۰ روزه رمضان روایت رسانههای ایران از جنگ با روایتی که رسانههای آمریکایی و ضد ایرانی از جنگ داشتند کاملا متفاوت بود چنانکه در نگاه آنها ایران فاقد هرگونه توانایی نظامی و کاملا آسیب پذیر مینمود و اساسا همین نوع روایت نیز بود که بر مبنای آن ترامپ در اشتباهی فاحش ایران را تضعیف شده دید و به کشورمان حمله کرد؛ اما واقعیتهای میدانی همچون ایستادگی کامل نیروهای مسلح ایران و برتری نظامی، حضور و حمایت مردم در خیایانها از حاکمیت و نیروهای مسلح و توان نظامی ایران باعث شد تا ترامپ از خواب برخیزد، به قدرت ایران اذعان کند و نهایتا نیز به دنبال راه حلی برای اتمام جنگ باشد. با این حال ایران هیچگاه دشمن آمریکایی را نه ضعیف و شکننده و نه قدرتمند و غیرقابل شکست قلمداد نکرد؛ بلکه ضمن بازگویی توان مقابله و پاسخگویی به هرگونه تجاوز و ماجراجویی دشمن روایت واقعی را از توان دشمن ارائه داد. نگاهی به نوع مواجهه رسانههای غربی به جنگ نشان میدهد که آنها این جنگ را در قالب واژههایی، چون بازدارندگی پیشدستانه، حفاظت از امنیت منطقه و عملیات محدود، هدفمند و کنترلشده تصویر کردند. ضمن اینکه به روال همیشگی خود در یک قدام جانبدارانه و غیرحرفهای به بزرگنمایی پیروزیهای خود؛ پنهانسازی یا کتمان ضعفها؛ سانسور یا تحریف پیروزیها و نادیده گرفتن نقاط قوت طرف مقابل روی آوردند. چه اینکه رسانههای صهیونیستی، چون اینترنشنال به طور دقیق همین روال را پیاده کردند و سران رژیم نیز اجازه هیچ گونه خبر رسانی رسانهای از تلفات خود در مناطق اشغالی نداند. البته به رغم این اتفاقات بودند رسانههایی که جسته و گریخته بعضا به روایت واقعیتهای جنگ نیز میپرداختند. رسانههایی که بارها مورد غضب ترامپ رئیسجمهور آمریکا قرار گرفتند و او آنها را فیک نیوز خواند، اما درطرف مقابل در ایران مفاهیمی، چون تجاوز آشکار خارجی و حق دفاع مشروع را مطرح کرد. هرچند قطعی اینترنت باعث شد تا بیشتر روایت صداوسیما به عنوان روایت برتر مطرح گردد، اما همین روایت نیز از واقعیتهای میدانی برخاست. گرچه اگر شرایط اطلاع رسانی مناسبتر بود خیلی بهتر و موثرتر میشد جنگ رسانهها و روایتها را پیش برد. با این حال روایت درست رسانههای آزاد در جهان باعث شد تا امروز جهانیان بر حقانیت ایران و تجاوز آمریکا صحه بگذارند و موید این امر نیز تاثیر پذیری افکار عمومی در کشورهای مختلف به ویژه اروپاییها از روایت واقعی از اخبار و تصاویر جنگ است. روایتهایی که یک قلم آن بمباران مدرسه شجره طیبه میناب بوده است.
* قطع اینترنت و روایت جنگ
امروزه با پدیده جدیدی مواجهیم؛ پدیدهای علاوه بر جنگ نظامی که جنگ روانی است و گاهی اوقات تاثیر این جنگ کمتر از جنگ کلاسیک نظامی نیست. در واقع شما در جنگ روانی هم روحیه طرف مقابل خود را تخریب میکنید، هم اطلاعات غلط القا میکنید و هم احیانا به تضعیف روحیه طرف مقابل، بزرگنمایی از اقدامات خود و کوچک نمایی اقدامات طرف مقابل میپردازید. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: هر کدام از اینها میتواند هم روی نظامیها و هم روی شهروندان عادی تاثیر بگذارد. کاری که در طول جنگ بعضی از رسانههای غربی و همچنین رسانههای اپوزیسیون انجام دادند این بود که سعی کردند که با نقل اخبار دروغ گاهی اوقات اخبار ناقص که هم خبر درست داشت و هم خبر غلط، گاهی اوقات بزرگنمایی تلفات جمهوری اسلامی و یا کم کردن تلفات دشمنان سعی میکردند که جنگ روانی راه بیندازند. وی افزود: طبیعتا دو اتفاق در کشور افتاده بود که یکی قطع اینترنت و دوم ناکافی و ناکارآمد بودن صداوسیما دست ما را در روایتهای جنگ تا حد زیادی بسته بود. وی ادامه داد: بنابراین از این جهت شاید بعضی از رسانههای غربی و همچنین تلویزیون اینترنشنال و دیگر رسانههای ضد انقلاب توانسته بودند فضا را تا حد قابل اعتنایی در اختیار بگیرند، اما به هر حال نوع خبرنویسی و خبردهی در روزگار جدید همیشه این نیست که همه رسانهها همراه با دشمن یا همراه شما باشند؛ بنابراین جسته و گریخته در رسانههای کشورهای غربی و کشورهای منطقه گاهی اوقات خبر پیروزیهای ایران هم منتشر میشد. مهاجری بیان کرد:، اما مسأله فقط خود خبر نبود، مهم تحلیلهای سیاسی و نظامی هم بود که من فکر میکنم در غرب و آمریکا تحلیلهای نظامی علیه ترامپ قابل اعتنا بود. از طرفی نیروهای مسلح ما به دلیل اینکه یک اطلاع رسانی منسجمی را برای خود طراحی کرده بودند در خبررسانی هم در جهت روحیه بخشی به مردم و هم و اطلاعرسانی کافی جلو بودند و به نظرم درست عمل کردند، اما در حوزه تحلیل متاسفانه صداوسیما نتوانست عملکرد موفقی از خود نشان دهد.