اینترنت امروز توانسته تاثیر بسزایی در جامعه داشته باشد و همه به نحوی با این فضا که امروزه به عنوان کالایی اساسی در سبد زندگی مردم تعریف میشود سر و کار دارند. تفاوتی هم نمیکند که استفاده از اینترنت و فضای وب از سوی یک دانشآموز یا دانشجو برای امور تحصیلی باشد یا مبنای کسب و کارهای دیجیتال بر بستر وب باشد یا فضایی برای عرصه خبر و رسانه و در اختیار قرار دادن آخرین اخبار در حوزههای مختلف باشد یا اینکه موجبات سرگرمی مردم و گذران امورات روزانه را فراهم آورد. اینترنت امروز به حدی جای خود را میان مردم باز کرده که اکثریت کارهای مردم به صورت اینترنتی انجام میشود و دیگر مثل سابق فضای سنتی بر کارها غالب نیست؛ لذا در چنین وضعیتی هرگونه محدودیت یا عدم دسترسی به اینترنت تبعا تاثیرات خاص خود را در جامعه خواهد داشت. اگر از مسائلی مثل سرگرمی یا دسترسیهای روزانه مردم به خدمات اینترتنی و شبکههای اجتماعی گذر کنیم؛ قطع اینترنت موجب وارد آمدن خسارت بسیار کلانی به اقتصاد کشور و کسب و کارهای ایتنرنت پایه وارد میآورد. چنانکه قطعی اینترنت طی چند وقت اخیر هزینههای بسیاری را روی دست صاحبان کسب و کار گذاشت و حتی برخی مشاغل مجبور به تعدیل نیرو به جهت کاهش هزینهها شدند. این در حالی است که دسترسی به اینترنت آزاد از شعارهای دولت چهاردهم و رئیسجمهور بود. البته نکته مهمی که شاید بتوان آن را مهمترین عنصر تاثیرگذار قلمداد کرد و نباید از یاد برد مساله اتفاقاتی است که امنیت جامعه را به خطر میاندازند و در چنین شرایطی مواجهه حاکمیت با اینترنت به نحو دیگری است که تبعا قابل پذیرش و توجیه است. گرچه قبلا این گزاره مطرح میشد که باید برای دسترسیهای ضروری جامعه؛ صاحبان مشاغل، تجار و بازرگانان، اهالی رسانه و... تمهیداتی اندیشیده شود که در صورت محدود شدن اینترنت این دست مشاغل با اختلال روبهرو نشوند، اما حال این نکته بیش از پیش صائب است که اگر اینترنت و دسترسی آن برای جامعه فراهم نشود اساسا فرصت بهرهمندی صاحبان مشاغل از اینترنت نیز چندان مفید فایده نخواهد بود، چراکه بخش دیگر ماجرا یعنی مردم اساسا به اینترنت دسترسی ندارند که بتوانند با کسب و کارهای اینترنتی ارتباط برقرار کنند.
* حق مردم
جنگ تحمیلی سوم موسوم به جنگ رمضان باعث شد تا بنا به شرایط جنگی و لحاظ مسائل امنیتی بسیاری از دسترسیها محدود شود و یکی از این دسترسیها نیز دسترسی جامعه به اینترنت بود که طی حدود ۵۰ روز گذشته قطع شده است. هرچند که با آتشبس ۱۵ روزه میان ایران و آمریکا این انتظار میرفت که روند بازگشایی اینترنت انجام و تسریع شود، اما این اتفاق نه تنها رخ نداد بلکه انجام آن به صورت قطره چکانی و مرحله بهمرحله صورت گرفت چنانکه موتور جستوجوی گوگل نیز پس از مدتها در دسترس قرار گرفت، دوباره قطع شد و این بار با سرعتی کندتر از سابق در دسترس مردم قرار گرفت. این در حالی است که دسترسی به پلتفرمهای خارجی همچنان مسدود بوده و پیامرسانهای داخلی نیز آنطور که باید پاسخگوی مطالبات مردم نبوده است. مهمتر اینکه بسیاری از کسانی که عزیزانی را در خارج از کشور دارند و تا پیش از این از این فضا با هم در ارتباط بودهاند الان حدود پنجاه روز است که به دلیل قطع اینترنت از عزیزان خود بیخبرند. حال بگذریم از اینکه با قطعی اینترنت به برخی کسب و کارهای مجازی و اینترنتی خسارتهای بسیاری و وارد شده است. هرچند که مسئولان از جبران خسارتها و بستههای حماتی گفتهاند، اما باز هم نمیتوان از مضرات قطع اینترنت چشمپوشی کرد. اتفاق مهم اینکه این برای اولین بار نیست که اینرنت قطع شده و در مقاطع مختلفی این مساله تکرار شده، اما هر زمان پس از گذشتن از بحران اینترنت به حالت عادی خود باز میگشت؛ اما امروز اینترنت یا کلا قطع است یا به صورت کامل باز نمیشود و اگر هم مردم دسترسی داشته باشند این دسترسی به صورت مدیریت شده و هدفمند است. نقطه تاریک ماجرا، اما داستان «اینترنت پرو» است که از آن تحت عنوان اینترنت طبقاتی یاد میکنند. اتفاقی که هر چند تفکری پشت آن بوده و برای کسب و کارها فراهم دیده شده؛ اما نگاه جامعه را به اینترنت از یک حق مسلم برای دسترسی آزاد به فضای وب به طبقاتی و لوکس کردن یک کالای ضروری تغییر داده است. هر چند که بارها از این مساله صحبت شده که از این فضا فقط کسانی سودهای کلان میبرند که به سمت فروش ویپیان و فیلترشکن میروند و گویی عزمی هم برای برخورد با آنها و این درآمدهای هنگفتی که از جیب مردم میرود نیست.