صادق ملکی ، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: بیش از ۴ دهه است که ایران و آمریکا با یکدیگر در چالش هستند و در مقاطعی این چالشها به بحران و به آستانه جنگ رسیده است. در جنگ رمضان و قبل از آن هم جنگ ۱۲ روزه چالشهای ایران و آمریکا از آستانه بحران رد و تبدیل به عملیات نظامی شد؛ لذا به نظر میرسد نشست اسلامآباد برخلاف خیلیها که میگویند نشست موفقیت آمیزی نبود، با توجه به فراز و نشیبهایی که ما در ۴۷ سال گذشته داشتهایم، این نشست تبلور موفقیت بود.
اینکه ایران و آمریکا آن هم در سطح آقای قالیباف و ونس دور میز بشینند و مستقیم مذاکره کنند، در نگاه اول یک حرکت رو به جلو بوده است. مهمترین نکته در دور اول مذاکرات این بود که نشان داد دو طرف اراده کردهاند که مشکلات را حل کنند. البته که خواستههای طرفین هم بالاخره یک سقفی دارد. الان همین پیشنهادهای مطرح شده که البته در اینها اختلاف نظر وجود دارد، سقف مذاکراتیاند و حتما وقتی مذاکره آغاز میشود حد تعادلی هم در آن در نظر گرفته شده است و روشن است که فقط گفتوگو و به کارگیری ابزارهای دیپلماتیک میتواند دو طرف را به نقطه تعادل برساند. معمولا در مذاکرات روی برد-برد تاکید زیادی میشود، اما بعضی وقتها این مفهوم خوب درک نشده است.
برد-برد یعنی شما با هر کس که نشستید به اندازهای که ظرفیت دارید و قابل دسترسی است، بر مبنای ظرفیت موجود به برد-برد دست پیدا کنیم و در دیپلماسی برای خود تعریف کنیم؛ لذا به نشست دوم نیز برخلاف کسانی که میگفتند نشست دوم برگزار نمیشود و آتشبس هم تمدید نمیشود؛ هم به تمدید آتشبس اعتقاد داشتم و هم به دور دوم مذاکرات که ظاهرا تصمیمگیری شده و چهارشنبه دور دوم مذاکرات انجام خواهد شد و این مذاکرات حتماً با فراز و نشیب همراه خواهد بود.
ولی با مدنظر قرار دادن کسانی که مذاکرات را مدیریت میکنند به نظر میتوان به دور جدید مذاکرات خوشبین بود. به هر حال در طرف ایرانی آقای قالیباف نماینده کانون اصلی قدرت در ایران است. یعنی الان دیگر در مذاکرات جریان اصلاحطلب، اصولگرا و اختلاف اینها را نداریم. فردی مذاکره میکند که از طرف شعام انتخاب شده و دیپلماسی و میدان هم با همدیگر از هماهنگی کامل برخوردارند. از طرفی آقای عراقچی نیز یک سرباز دیپلمات است. این هماهنگی کامل و ارادهای که در داخل ایران برای مذاکرات و حل اختلافات شکل گرفته، علائم مثبتی را به آمریکاییها ارسال میکند. آمریکاییها هم امتحان کردند و دیدند جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نتوانست خواستههای آنها را برآورده کند؛ لذا آنها هم به یک نقطه تعادل رسیدهاند و اعتقاد دارم ممکن است مذاکرات چند دور دیگر ادامه یابد.