فرآیندی که به گفته تحلیلگران، در نتیجه مدیریت مطلوب ایران در خصوص تنگه هرمز و استفاده بهینه از آن و پایداری و حمایت بیدریغ مردم در خیابانها حاصل شد و در این راستا میتوان از این پس با دیپلماسی بینالمللی مناسب، تعریف جدیدی از بازار انرژی و همچنین دلارزدایی از آن ارائه کرد.
اخذ عوارض در تنگه هرمز
به گزارش «آرمان ملی»، محمود خاقانی مدیرکل پیشین وزارت نفت در این باره گفت: دریافت عوارض از کشتیهای تجاری و نفتکشها از این پس رویکردی است که ایران در یکی از ده بند ارائه شده به آمریکا برای توافق آتشبس به آن اشاره کرده است. در موارد مطروحه مذکور، تأکید شده است که ایران میتواند تنگه هرمز را بهعنوان یک مسیر عبوری امن، اما تحت مدیریت و قواعد مشخص خود تعریف کند؛ مسیری که در آن نظم جدیدی از سوی تهران برای عبور و مرور کشتیها اعمال شود. در این دیدگاه، چنین رویکردی میتواند بهعنوان حقی برای ایران در چارچوب منافع ملی و امنیت منطقهای مطرح شود، هرچند همزمان این مسأله با پیچیدگیهای حقوقی در حوزه حقوق دریاها و مقررات بینالمللی همراه است و بررسی دقیق ابعاد حقوقی آن میتواند مشخص کند که تا چه اندازه چنین موضوعی قابلیت اجرا در چارچوب قواعد بینالمللی را دارد. او درباره نقش تنگه هرمز در معادلات منطقهای گفت: به دلیل قرار گرفتن مسیر عبور کشتیها در آبهای سرزمینی، ایران میتواند با تعریف چارچوبهای قانونی جدید، نحوه مدیریت عبور و مرور در این گذرگاه راهبردی را ساماندهی و اعمال حاکمیت کند. مسألهای که در برخی گذرگاههای مهم دریایی در جهان نشان میدهد که اعمال مقررات و دریافت عوارض در مسیرهای کشتیرانی بینالمللی مسبوق به سابقه است و میتواند بهعنوان الگویی برای طرح چنین مباحثی مطرح شود. او درباره مسائل حقوقی حاکم بر این امر گفت: در این باره میتوان به نمونههایی مانند کانال پاناما اشاره کرد البته با سرمایهگذاری کشور متبوع از کشتیها عوارض دریافت میشود، اما این مسئله درباره برخی از تنگههای طبیعی مثل بسفر وداردانل که مانند تنگه هرمز که فقط از موقعیت جغرافیایی برخوردارند، صادق است و ترکیه از آنها عوارض دریافت میکند. او تاکید کرد: قطعاً موضوع تنگه هرمز از نظر حقوق بینالملل دریاها دارای پیچیدگیهای قابل توجهی است و هرگونه تغییر در نحوه مدیریت آن نیازمند بررسی دقیق قواعد و معاهدات بینالمللی مرتبط با تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی خواهد بود که بنابر اظهارات صورت گرفته در دستور کار ایران قرار دارد.
الزامات پذیرش توافق
خاقانی با اشاره به تمایل آمریکا برای خروج از بحران خودساخته گفت: تلاش ترامپ برای یافتن مسیر خروج از تنش و فاصله گرفتن از بحرانهایی، چون اپستین و... که البته برخی از حاکمان عرب مانند حاکم فجیره در امارات، فشارهای بینالمللی درباره بحران انرژی و اقتصادی در جهان و... از جمله مواردی است که به پیچیدگی فضای سیاسی پیرامون این بحران افزوده است؛ موضوعی که به باور همگان میتواند بر رفتار و تصمیمات بازیگران درگیر نیز اثر بگذارد. این تحلیلگر اضافه کرد: در این میان، اسرائیل تلاش دارد مسیر هرگونه مذاکره یا توافق احتمالی با ایران را مسدود نگه دارد و در این راستا به حذف یا تضعیف چهرههایی که ممکن است در مسیر کاهش تنش یا شکلگیری گفتوگو نقش ایفا کنند اقدام نماید. خاقانی همچنین «کوهنسازی» را از دیگر تلاشهای اسرائیل برشمرد و گفت: در این تحلیلها به الگوی تاریخی افرادی مانند «الی کوهن» اشاره میشود؛ شخصیتی که در گذشته در سوریه بهعنوان فردی نزدیک به جریانهای سیاسی و طرفدار تندرو در سوریه شناخته میشد، اما بعدها مشخص شد برای اسرائیل جاسوسی میکرده و به طور اتفاقی این مسأله آشکار شد، توجه به این امر در واقع برای هشدار نسبت به خطر نفوذ و استفاده از چهرههایی است که ممکن است با ظاهر سیاسی یا اقتصادی در ساختارهای تصمیمگیری یا فضای عمومی حضور پیدا کنند، در حالی که بهزعم این تحلیلها میتوانند منافع بازیگران خارجی را دنبال کنند. بر همین اساس، در برخی دیدگاهها تأکید میشود که علاوه بر تهدیدهای امنیتی مستقیم، مسأله نفوذ و تأثیرگذاری بر حوزههای سیاسی و اقتصادی نیز میتواند بهعنوان یکی از چالشهای مهم پیش روی ایران در شرایط تنش منطقهای مطرح باشد. او اظهارات تندرویی شدید برخی از افراد یا جریانها، علیه ظریف یا روحانی که اقدامات آنها مورد حمایت مقام معظم رهبر شهید نیز بوده است را در این راستا دانست.
حذف دلالان نفت و تحریم
خاقانی ادامه داد: همواره یکی از چالشهای بازار جهانی نفت، نقش واسطهها و دلالانی بوده که با نوسانسازی در قیمتها تلاش میکنند منافع خود را تأمین کنند؛ در همین چارچوب، حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری که من هم به عنوان کارشناس در اجالس داووس حضور داشتم پیشنهاد داد تا با حذف واسطهها، قیمت نفت تعیین شود و تولیدکنندگان به جای واگذاری بخش مهمی از روند قیمتگذاری به بازارهای مالی و واسطهها، بتوانند با سازوکار مشترک، قیمتها را متناسب با منافع و مصالح خود تنظیم کنند. هرچند در آن زمان این پیشنهاد با مخالفتها و موانعی روبهرو شد و به نتیجه عملی نرسید، اما همچنان در برخی محافل کارشناسی مطرح است که در شرایط کنونی نیز کشورهای تولیدکننده نفت میتوانند با همکاری و همگرایی بیشتر، سازوکاری برای اثرگذاری بر روند قیمتگذاری ایجاد کنند؛ اقدامی که از نگاه این دیدگاهها میتواند ضمن تقویت منافع کشورهایی مانند ایران، از نقشآفرینی دلالان و نوسانسازان در بازار جهانی نفت نیز بکاهد. او توضیح داد: اقدامات اخیر آمریکا علیه ایران و همچنین سیاستهایی که اجرا کرده است باعث ایجاد فشار نه تنها برای ایران، بلکه مشکلات اقتصادی گسترده برای بسیاری از کشورهای جهان شد. در این بین حتی کشورهای منطقه که به نوعی در جنگ حضور داشتند، نتوانستند آنچنان که باید از حمایتهای آمریکا بهره گیرند و در حقیقت باید گفت که آمریکا در این بین فقط با نیت ارتقاء ارزش دلار دست به جنگهایی زد که جهان را به چالش کشاند، حتی اِعمال تعرفهها و... اروپا را دچار مشکلات بسیاری کرد و در این راستا به نظر میرسد که هم اکنون هم اندیشه و تفاهمی مناسب در حوزه بازار انرژی با اتحادیه اروپا وحتی کشورهای منطقه، میتواند تنگه هرمز را به عنوان یک معبر جهانی مهم، امنیت مناسب وجدیدی را برای همه کشورها به دور از اِعمال قوانین عجیب غریب و سیاستهای مداخله جویانه و منفعتطلبانه آمریکا در نظر گرفت و در این بین قطعاً کشورهایی مانند چین، کره، هند، روسیه و... میتوانند با یکپارچگی در تعریف سازوکارهای جدید، احتمال مخاطرات اخیر و آنچه که آمریکا به همراهی اسرائیل باعث شدند را حذف یا کاهش دهند و این امر با تامین امنیت تنگه هرمز فرصت عملیاتی خواهد یافت. او اخذ عوارضی از تنگه هرمز را بدون بستن تنگه، بلکه با مدیریت آن از حقوق بدیهی ایران برشمرد وگفت: برقراری امنیت در این تنگه مستلزم هزینههایی است که مسلماً همه کشورها برای بهره مندی از آن حاضر به پرداخت هزینهای هستند تا دیگر شاهد ایجاد ناامنی از سوی آمریکا واسرائیل و... در آن نباشند. این امر حتی میتواند شامل عبور از این تنگه با استفاده از ناخدایان خبره ایرانی دانست به دلیل پیچیدگیهای این تنگه انجام شود و قطعاً چگونگی اجرای آن با مشارکت عمان قابل انجام است.
نظم نوین جهانی انرژی
خاقانی توضیح داد: جنگ رمضان نشان داد بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان تا چه اندازه در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی و سیاستهای آمریکا آسیبپذیر هستند؛ سیاستهایی که به باور منتقدان، در سالهای اخیر فشارهای قابل توجهی بر بازارهای جهانی و بهویژه حوزه انرژی وارد کرده و شرایط اقتصادی را برای بسیاری از کشورها پیچیدهتر ساخته است. در این میان شاهد بودیم که اوپک واوپک پلاس تقریباً حذف شدند و به این ترتیب به نظر میرسد که سازوکار جدی دیگری نیازمند است که جنگ رمضان و آنچه در این بین رخ داد میتواند فرصتی برای تعریف نظم نوین در این زمینه باشد که هم اروپا و هم کشورهای منطقه و در مجموع جهان از آن بهرهمند شوند، چراکه اتفاقات اخیر و مدیریت اِعمال شده از سوی ایران در تنگه هرمز با حمله آمریکا به ایران نشان داد که اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا لزوماً تضمینکننده امنیت پایدار این کشورها نیست و در بزنگاههای حساس ممکن است آنگونه که انتظار میرود عمل نکند. همین مسئله باعث شده در برخی محافل سیاسی و امنیتی منطقه بحث درباره ضرورت شکلگیری سازوکارهای بومیتر برای تأمین امنیت خلیج فارس و مسیرهای حیاتی انرژی بیش از گذشته مطرح شود.