بستن
کد خبر: ۱۵۰۷۴۸۹

اقتدار ایران در جنگ نامتقارن

 ایران با جنگ نامتقارن به نحوی عمل کرده که هر حمله‌ای می‌تواند منجر به یک تلافی گسترده شود: حمله به پایگاه‌های آمریکایی، اختلال در صادرات انرژی، درگیری منطقه‌ای با اسرائیل و متحدانش و حتی یک جنگ تمام‌عیار.

اقتدار ایران در جنگ نامتقارنپوریا زرشناس، کارشناس انرژی‌های تجدیدپذیر نوشت: ۲۳ سال پیش دولت وقت آمریکا، دنیا را به جنگی در خاورمیانه کشاند که ادعا می‌شد هدف آن نابودی سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین، گسترش دموکراسی و تضمین امنیت است. با گذشت زمان مشخص شد که نتایج این جنگ کاملا برعکس بوده و به‌جای ایجاد امنیت، موجی گسترده از ناامنی را در اروپا به دنبال داشته است؛ به‌گونه‌ای که این وضعیت یکی از شدیدترین بحران‌های امنیتی در قاره سبز از زمان فروپاشی دیوار برلین محسوب می‌شود.

 این دیپلماسیِ تحمیل‌شده توسط قدرت‌های بزرگ، نقابی برای ادامه سلطه است. مسأله این است که دولت‌های قبلی آمریکا، عواقب حمله به ایران را می‌دانستند. دولت‌های قبلی آمریکا همیشه نگران هزینه‌ها و عواقب بالقوه یک اقدام نظامی علیه ایران بودند. حالا کشور‌های حاشیه خلیج فارس از کار افتاده‌اند، تنگه هرمز بسته شده و هیچ نشانه‌ای از تضعیف نظام وجود ندارد؛ بلکه اراده و اقتدار ایران بیشتر شده است. جمهوری اسلامی ایران گویی از قبل فکر این روز‌ها را کرده بود و به همین جهت نیز پیش از این به آمریکایی‌ها اخطار داده بود که اگر خطای استراتژیک کنند و به سمت جنگ بروند جنگ نه بین ایران و آمریکا بلکه منطقه به آتش کشیده خواهد شد و این چنین نیز شد.

 ایران با جنگ نامتقارن به نحوی عمل کرده که هر حمله‌ای می‌تواند منجر به یک تلافی گسترده شود: حمله به پایگاه‌های آمریکایی، اختلال در صادرات انرژی، درگیری منطقه‌ای با اسرائیل و متحدانش و حتی یک جنگ تمام‌عیار. ایران هزینه جنگ را به حدی بالا برده که حمله را برای هیچ رئیس‌جمهوری «ارزشمند» نمی‌کند. این مسأله دلیل اصلی عدم حمله در دهه‌های قبل است. در عملیات نجات خلبان آمریکایی در ایران، احتمالا ده‌ها نیروی امدادی فقط برای نجات یک نفر کشته شده‌اند.

 دقیقا همین رویکرد است که امپراتوری آمریکا را نابود خواهد کرد: خودبزرگ‌بینی، وسواسِ نمایش به‌جای نتایج واقعی، معیار‌های عینی و مواجهه‌ی بی‌پرده با واقعیت. حال پرسش این است که حقوق بین‌الملل درباره حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به کشور‌های مستقل و تروررهبرانشان چه می‌گوید؟ درباره کشتار ۱۷۰ دانش‌آموز در مدرسه‌ای در میناب چطور؟ یا حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی مثل کارخانه‌های داروسازی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن؟ جالب است که حقوق بین‌الملل فقط وقتی اهمیت پیدا می‌کند که با روایت چشم آبی‌ها سازگار باشد؛ آنها هیچ‌وقت متجاوزان را مسئول نمی‌دانند، فقط قربانی‌ها را متهم می‌کنند! امروز با تمام اعتقاد به رواداری و گفت‌و‌گو، اما دیگر مطمئنم که تسلیم‌شدن در برابر ظلم، حتی برای رسیدن به صلح موقت، ننگی ابدی بر دامان کل بشریت است.

 در باب دیپلماسی آنچه که در ذهن ما است با آنچه در ذهن دولتمردان غربی است، کاملا متفاوت است. آنها مذاکره نمی‌خواهند؛ بلکه اطاعت محض می‌خواهند و صد البته بله قربانگو! اساسا هیچ ملتی با کرنش در برابر زورگویی به آزادی نرسیده است. جمله معروفی از نلسون ماندلا رهبر ضد آپارتاید آفریقای جنوبی هست که می‌گوید: ایستادن در حالتی بین رفتن و ماندن، معنای عجیبی را به آدمی می‌دهد که تا آخر عمر انسان را به یک بلوغ عجیب می‌رساند. قدر این بلوغ و این معنا را بدانیم!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار