بهطور مشخص یک چالش بسیار مهم را میتوان نوع برخورد و مواجهه ایران با کشورهای مختلف در نظام بینالملل یا به عبارت بهتر تعیین تکلیف سیاست خارجی در نظام بینالملل دانست. اینکه در نظام بینالملل با چه رویکردی قرار است حاضر شویم و مواجهه با کشورهای شرقی و غربی، قدرتهای بزرگ، و همسایگان چگونه خواهد بود. قدرمسلم آنچه طی ۴۷ سال گذشته از ابتدا سرلوحه کار دستگاه سیاست خارجی ایران بوده سیاست نه شرقی- نه غربی بوده و تلاش شده که بر همین اساس نیز طی طریق شود؛ اما واقعیت این است که در زمانهایی به ضرورت و بر اساس منافع ملی سیاست خارجی ایران به شرق و غرب متمایل شده است. نمود این مساله را در دولتهای مختلف به وضوح میتوان دید. مثلا در دولت اصلاحات رویکرد سیاست خارجی بر مبنای تنشزدایی با دنیا و گفتوگو تمدنها بنا نهاده شد و جدای از ارتباطات دوجانبه با کشورهای همسایه و آسیایی روابط بیشتری با اروپاییها برقرار شد. در دولت احمدینژاد این روال تغییر کرد و به سمت کشورهای محروم و کمتر برخوردار در آمریکایجنوبی پیش رفت و از قضا سیاست مقاومت در برابر غرب و نگاه به شرق تقویت شد. دولت تدبیر و امید حسن روحانی در سیاست خارجی با نگاه تعامل با دنیا و اعتدال عمل کرد و در این دولت بود که همراستا با روابط با کشورهای چین و روسیه روابط با اروپاییها نیز بیش از پیش گسترش یافت و نهایتا مذاکرات هستهای ایران با کشورهای ۱+۵ متشکل از چین، روسیه؛ اروپاییها و آمریکا منجر به توافق انعقاد توافق برجام گردید. سیاست خارجی ایران در دولت مردم سیدابراهیم رئیسی، اما بیشتر نگاه به شرق و همسایگان را پیش گرفت تا امروز که دولت وفاق ملی مسعود پزشکیان رویکرد سیاست خارجی خود را بر مبنای تعامل با دنیا قرار داده است. با این همه طی این سالها همه دولتها گرچه روش خود را در سیاست خارجی پیش گرفتند، اما در شمای کلی سیاست عزت، حکمت، مصلحت را سرلوحه کار قرار دادند. با این همه امروز برخی معتقدند با بررسی سیاست خارجی ایران طی ۴۷ سال گذشته باید اذعان داشت که در برخی ادوار اشتباهاتی نیز بوده که اگر در زمان خود به درستی عمل میشد شاید نتیجهای بهتر از اتخاذ آن تصمیمات بهدست میآمد.
* صدای واحد کشور
«استقلال» یکی از سهگانههای شعار معروف زمان انقلاب است که هر چه بیشتر میگذرد ابعاد آن بیش از پیش برای همه آشکار میشود. اینکه با وجود انواع مشکلات مختلف، تحریمها و... کشور استقلال خود را حفظ کرده و دست وابستگی به سوی کشور دیگری دراز نکرده است. با این حال نکتهای که امروز اهمیت آن بیش از پیش و دوچندان مینماید این موضوع است که این استقلال را مردم خواستند و در ادوار مختلف با ایستادگی خود نشان دادند که اجازه نمیدهند به هیچ قیمتی استقلال کشورشان از دست برود. با این همه همین مردم نسبت به شرایط جامعه در حوزههای مختلف به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت خود معترض هستند. تجربه نیز ثابت کرده که هر زمان مردم یک صدا پشت دستگاه دیپلماسی کشور بودهاند دیپلماتهای ایران نیز با قدرت بیشتری پای میز مذاکره نشستهاند؛ لذا این جمله که «سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است» امری صادق و دقیق است. چرا که اگر در داخل اختلافاتی بروز و ظهور کند خواه ناخواه تاثیرات خود را در سیاست خارجی نیز خواهد گذاشت؛ اما اگر از داخل صدای واحد برخیزد پژواک این صدای واحد در سیاست خارجی نیز خود را نشان خواهد داد؛ لذا باید تلاش کرد با اصلاحات داخلی در حوزه مختلف به سمت صدای واحد و حمایت کامل از دستگاه سیاست خارجی کشور حرکت کرد.
*کنگره ملی سیاست خارجی
روز گذشته بود که نخستین کنگره ملی سیاست خارجی و روابط خارجی با حضور سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه حاضر و برخی وزرای خارجه اسبق و دیپلماتها برگزار شد و در این کنگره وزرای خارجه ادوار مختلف به صحبت در باب سیاست خارجی ایران پرداختند. سیدعباس عراقچی در این نشست در این خصوص چرا در موضوعات مربوط به سیاست خارجی و وزارت خارجه صدای واحد شنیده نمیشود، اظهار داشت: «سیاست خارجی موفق با اجماع در داخل کشور پیش میرود یکی از وظایف وزارتخارجه در حالیکه در خارج از کشور کار میکند در داخل نیز نباید غافل باشد، مجلس و رسانهها رکن هستند، اگر صدای واحد ایجاد کنیم سیاست خارجی بهتر جلو میرود». وزیر امور خارجه بیان کرد: سیاستخارجی موفق احتیاج به صدای واحد دارد و ما در وزارتخارجه تلاش کردهایم یک اجماع ایجاد کنیم. رئیس دستگاه دیپلماسی تصریح کرد: سیاست خارجی موفق، نیازمند اجماع در داخل کشور است. اگر بتوانیم در داخل کشور صدای واحدی ایجاد کنیم، سیاست خارجی با قدرت و موفقیت بیشتری پیش خواهد رفت؛ اما اگر از داخل کشور صداهای متعددی و متعارض تولید شود، طبیعتا سیاست خارجی موفق نخواهد بود. سیاست خارجی موفق نیازمند صدای واحد ملی است. سیدکمال خرازی؛ رئیس شورای راهبردی روابط خارجی سخنران دیگری بود که گفت: «تئوریزهکردن آرمانها و روشهای رسیدن به آن یکی از چالشهایی است که هنوز هم برقرار است و به دلیل این که ما نتوانستیم با دانش سیاسی که داریم نوع حکمرانی خودمان را تئوریزه کنیم از جمله در صحنه سیاست خارجی این مشکل زیادی برای کشور شده است، در صحنه بینالمللی و داخلی موجب مشکل شده است». وزیر اسبق امور خارجه افزود: «یکی از اولویتهای ما باید ارتباط با همسایگان باشد در راستای حفظ استقلال کشور در برابر قدرتمندان، ما برای حفظ استقلال ایستادهایم. در صحنه روابط خارجی حفظ استقلال و مقاومت در برابر زورگوییها و توسعه روابط با همسایگان باید مورد توجه باشد». همچنین علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی در خصوص مهمترین چالشها و فرصتهای پیشروی سیاست خارجی ایران اظهارکرد: اگر سؤال این باشد که بزرگترین چالش کشور در حوزه حکمرانی چیست، بهنظر من پاسخ روشن است: تعیین تکلیف روابط بینالملل. احساس من این است که در طول ۴۷ سال گذشته البته اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم، بحث بسیار گسترده است بخشی که تکلیف آن هیچگاه بهطور کامل روشن نشد و همواره با فراز و نشیب همراه بود، حوزه روابط بینالملل است؛ حوزهای که نوعی آشفتگی مزمن در آن وجود داشته و انعکاس آن را در مسائل داخلی نیز دیدهایم. وزیر سابق امور خارجه ابراز کرد: اگر ضعیف باشیم، چگونه میتوانیم سیاست استقلالطلبانه را اجرا کنیم؟ بنابراین باید یک آسیبشناسی انجام دهیم. صالحی تصریح کرد: زمانیکه به بنیاد ایرانشناسی آمدم، در مورد نماد شیر و خورشید بررسی کردم شیر و خورشید نمادی است که ریشه در هویت ایرانی اسلامی دارد و متعلق به جمهوری اسلامی است، اما دیگران از آن استفاده میکنند فلسفه نماد شیر و خورشید مربوط به حضرت علی (ع) و مالکیت معنوی آن متعلق به ایران است. وی تصریح کرد: برخی کشورها چندبار خواستند از این نماد استفاده کنند، اما مخالفت ایران بهعنوان مالک معنوی چنین اجازهای نداد.