حسین راغفر، اقتصاددان نوشت: آیا ریزشهای بزرگ در اقتصاد ایران در پیش است؟ ریشه بحران کنونی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما در سقوط ارزش پول ملی است که توسط خود دولت اتفاق افتاده، یعنی مرتبا برای تامین کسری بودجه به بیارزش کردن پول ملی یا افزایش قیمت ارز متوسل شدند و معنای دیگر این اقدام کاهش ارزش پول ملی است و سازوکاری است که نتیجه آن زدودن ارزش کار و پسانداز مردم است. گروههایی از مردم که عمدتا دستشان به ارز و بازار سرمایه و اعتبارات بانکی است، در این فرآیند همواره برنده بودهاند ولی بخش قابل توجهی از صاحبان نیروی کار بازندههای اصلی هستند، چون قادر نیستند دستمزدهایشان را به تناسب تورمی که از این طریق حاصل میشود، جبران کنند.
ضمن اینکه این سازوکار یعنی تضعیف مستمر پول ملی، علاوه بر اینکه نابرابریها را بیشتر کرده و به نفع گروههای برخوردار و صاحب قدرت در نظام تصمیمگیری بوده است، از سوی دیگر هم موجب فرسایش مستمر و شدید پساندازها و ارزش کار نیروی کار شده و، چون هیچ چشماندازی در پیشانی اقتصاد کشور مشاهده نمیشود، یکی از پیامدهای چنین اقتصادی، رشد سفته بازی و سوداگری است. آنوقت نقش این قبیل افراد در اقتصاد کشور تعیین کننده و برجسته میشود. از طرفی فعالیتهای مولد و تولیدی، هر روز پرهزینهتر و غیررقابتیتر میشود و اینها باعث شده جمع بزرگی از تولیدکنندهها یا خودشان به سفته بازان و سوداگران پیوستهاند یا اینکه از کشور خارج شده و سرمایهها و منابعشان را بردهاند.
اینها موجب شده حتی بیکاری هم گسترش پیدا کرده و یک نوع آینده نه چندان روشنی در مقابل مردم و جوانان قرار گرفته و همین امر، علت اصلی نابسامانیهایی است که شاهد بودیم. تاسفبار است که یک روز ۱۰ هزار تومان قیمت دلار افزایش یا کاهش پیدا میکند و البته مبالغی که معمولا کاهش پیدا میکند خیلی قابل توجه نیست ولی این اتفاقا نشانه یک نوع بیثباتی در اقتصاد ملی است که این همه نوسان در یک روز رخ میدهد. این افزایش و کاهش بستگی به مخارج بخش عمومی چه در ورای مرزها و چه در داخل کشور دارد و اگر پدیدههای توام با نااطمینانی فراوان مثل احتمال بروز جنگ و تورم در کشور وجود داشته باشد، قطعا این انتظار میرود که مبادرت به افزایش قیمت دلار بکنند.
آنچه در این افت و خیزها اتفاق میافتد بیش از هر چیزی یک نمایش است برای اینکه نشان دهند عوامل سیاسی خیلی نقش تعیین کنندهای در قیمتها دارند و نه اینکه این تغییرات و تحولات در نرخ ارز بهصورت متمرکز و یا از سوی نهاد خاصی انجام نمیگیرد. به نظر میرسد این یکی از اهداف باشد و متعاقب آن بعد چند روز شاهد افزایش قیمتها بودیم. در حال حاضر نشانهای برای اینکه روند مخرب کاهش ارزش پول ملی متوقف شود نمیبینم که مسئولین از این اتفاقات درس گرفته باشند.
برعکس مرتب تاکید بر ادامه این مسیر را داشتند که اگر ادامه یابد، تناوب دورههای ناآرامی کوتاهتر خواهد شد. الا اینکه واقعا از این افزایشهای قیمت ارز یک نتیجه قاطع و محکم گرفته شده باشد که به جای توسل به افزایش قیمت ارز، یا افزایش قیمت حاملهای انرژی برای تامین کسری بودجه مسیرهای دیگری را دنبال کنند، از جمله آنها توسعه نظام مالیاتی است. همانطور که همه جای دنیا مالیات میگیرند و کشورداری میکنند و خیلی کشورها نفت ندارند که بفروشند تا از درآمد آن ارتزاق کنند یا منابعی را برای کشورشان فراهم کنند. بلکه نظامهای مالیاتی مستقر چابک و موفقی برخوردار هستند که این منابع را تامین میکند. مهمترین بخش تامین مخارج عمومی باید از این مسیر باشد و نه از افزایش قیمت ارز و حاملهای انرژی و کالاهایی که دولت به طور مستمر عرضه میکند.