این در حالی است که هنوز مشخص نیست پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این مذاکرات چه تأثیری روی زندگی مردم ایران خواهد گذاشت؟ «آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی این موضوع با دکتر مجید ابهری آسیبشناس اجتماعی گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*ارزیابی شما از مذاکرات ایران و آمریکا پس از هفتهها تنش چیست؟
از منظر علوم اجتماعی، هر جامعهای دارای ساختارهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی ویژه خود است. تحلیل این ساختارها نیازمند شناخت عمیق، دادههای معتبر و درک زمینههای بومی است. صدور حکمهای کلی درباره یک کشور، آن هم از سوی سیاستمداری که خود درگیر جنگ پیچیده و وابسته به حمایت گسترده نظامی و مالی قدرتهای خارجی است، بیشتر شبیه موضعگیری تبلیغاتی است تا یک ارزیابی مسئولانه. در روزهای اخیر کار به جایی رسید که رئیسجمهور اوکراین نیز درباره وضعیت داخلی ایران اظهار نظر کرد. اظهارات اخیر وی بیش از آنکه یک موضع انسانی یا تحلیلی به نظر برسد، نمونهای روشن از مداخلهجویی سیاسی در امور کشوری مستقل است؛ مداخلهای که نه بر پایه شناخت اجتماعی، بلکه بر اساس ملاحظات ژئوپلیتیکی و جلب حمایت بلوکهای قدرت شکل گرفته است. رئیسجمهوری که بقای دولتش به شکل مستقیم به کمکهای تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی مجموعهای از قدرتهای بزرگ گره خورده، چگونه میتواند درباره استقلال سیاسی و آینده حکمرانی در کشوری دیگر نسخه بپیچد؟ وقتی تصمیمهای کلان نظامی و اقتصادی یک کشور در تعامل دائمی با ائتلافهای خارجی اتخاذ میشود، ادعای سخن گفتن از موضع «دفاع از مردم سایر کشورها» با تناقض جدی مواجه میشود. در واقع، این نوع اظهارات بیشتر مصرف خارجی دارد؛ پیامی برای متحدان غربی، نه تحلیلی برای افکار عمومی ایران. چنین مواضعی معمولاً در چارچوب رقابتهای قدرت جهانی قابل فهم است، نه در قالب دغدغه واقعی برای وضعیت اجتماعی ملتها.
*چرا شرایط به شکلی شده که رهبران کشورهای دیگر در زمینه مسائل داخلی ایران اظهارنظر میکنند؟
تحولات اجتماعی در ایران مانند هر جامعه دیگری ریشه در عوامل متعدد اقتصادی، فرهنگی، نسلی و سیاسی دارد. فروکاستن این پیچیدگیها به یک روایت تکخطی از «کشتار برای بقا در قدرت» نه تحلیل است و نه همدلی؛ بلکه نوعی سادهسازی رسانهای است که بیشتر به کارزارهای فشار سیاسی شباهت دارد. در علوم اجتماعی، استفاده ابزاری از آمار تلفات، بدون اشاره به زمینهها، روندها و منابع معتبر، نشانه رویکردی غیرعلمی است. وقتی اعداد و روایتها به ابزار فشار سیاسی تبدیل میشوند، حقیقت اجتماعی قربانی رقابتهای بینالمللی میشود. اروپا و منطقه پیرامون اوکراین امروز با چالشهای گستردهای، چون بحران انرژی، فشار اقتصادی بر طبقات متوسط و فرودست، مهاجرتهای گسترده و شکافهای اجتماعی روبهرو هستند. انتظار میرود رهبران درگیر در چنین شرایطی، تمرکز اصلی خود را بر ثبات و رفاه شهروندان خود بگذارند، نه اینکه با ادبیاتی تند و قضاوتگرانه درباره ساختار سیاسی و اجتماعی کشوری دیگر موضع بگیرند. وقتی سیاستمداری به جای حل بحرانهای ملموس پیرامون خود، وارد میدان قضاوت درباره ملتهای دیگر میشود، این شائبه تقویت میشود که هدف اصلی، کسب امتیاز سیاسی در صحنه بینالمللی است، نه دفاع از اصول انسانی.
*به چه میزان نسبت به نتیجه مذاکرات و تحول در شرایط کشور خوشبین هستید؟
از دیدگاه آسیبشناسی اجتماعی، یکی از آفتهای سیاست معاصر، تبدیل مسائل انسانی به ابزار چانهزنی قدرتهاست. در این چارچوب، رنج ملتها نه برای حل شدن، بلکه برای استفاده در گفتمانهای سیاسی بازتولید میشود. اظهارات تند و قاطع درباره ایران، در حالی که گوینده آن خود در میانه یکی از پیچیدهترین منازعات نظامی جهان قرار دارد، بیشتر نشانه تلاش برای تثبیت جایگاه در ائتلافهای قدرت است تا تعهد به اصول جهانشمول حقوق بشر یا کرامت انسانی. جامعه ایران، با همه چالشها و اختلافنظرهای درونی، مسیری است که باید توسط خود ایرانیان و در چارچوب تحولات بومی طی شود. تجربه تاریخی نشان داده است که مداخلات کلامی و سیاسی خارجی، نهتنها کمکی به حل مسائل اجتماعی نمیکند، بلکه اغلب به پیچیدهتر شدن فضا و تقویت بیاعتمادیها منجر میشود. تحلیل اجتماعی مسئولانه، بر فهم عمیق، گفتوگو و احترام به حاکمیت ملی استوار است؛ نه بر موضعگیریهای شتابزدهای که بیشتر به کارزارهای سیاسی شباهت دارند تا دغدغههای انسانی. برای شبه سیاستمداران فعال در عرصههای سیاسی باید عنوان کنم که حضور نوشتاری در بخشهای مختلف یک روزنامه یا مجله نباید حجت تایید آنها بوده و برای آنها هورا تدارک ببیند. لازم است که در این مقطع حساس گفته شود که آغاز یا اتمام یک حرکت به تفسیر نقاط قابل توجه آن دارد.